![]() |
![]() |
|
| .::. هر مقاله ای را که می خواهید سفارش دهید . کاملا رایگان ! .::. |
|
1- اگر در کاری شکست بخورید، بازنده هستید
این اتفاق ممکن است در تمام طول دوران تحصیلی و یا دوران شغلی برای ما اتفاق بیفتد. همه انتظار دارند که ما همیشه برنده، برنده، و برنده باشیم. شما باید این عقیده را در ذهن خود پرورش دهید که اگر چیزی را امتحان کردید، و در آن شکست خوردید، باید آنقدر آنرا تکرار کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کرده و پیروز شوید. اگر شما معتقد باشید که اگر در کاری شکست خوردید، آنوقت بازنده هستید پس باید بدانید که با این تفکر تمام مردم دنیا بازنده محسوب می شوند. با یک چنین اعتقادی فقط خودتان را از صحنه پیشرفت دور نگه می دارید. یک ایده نوین را جایگزین این تفکر غلط کنید. 2- اگر اجباری به تغییر نیست چرا تغییر کنیم منظور من این نیست که به خاطر اصل تغییر و تحول در زندگی خود تغییر ایجاد کنید. بلکه نظر من این است که افراد باید با پیشرفت تکنولوژی خودشان را وفق داده از نوآوری ها بهره بیشتری در کارهای خود ببرند. ما باید تغییر کنیم تا بتوانیم در زندگی به جلو پیش برویم. تا آنجایی که می توانید از افرادی که به سکون تمایل دارند و از تغییر و تحول خوششان نمی آید پرهیز کنید. اگر متوجه تغییری می شوید که می تواند در زندگی شما پیشرفت ایجاد کنید حتماً آن را امتحان کنید. 3- تو به اندازه کافی مهارت نداری که از پس آن بربیایی هیچ کس در زندگی از همان ابتدا به اندازه کافی در کاری مهارت بالا نداشته و همه بالاخره از یک جایی کار خود را شروع کردند.اگر تصمیم دارید کاری را انجام دهید، پس از همین حالا شروع کنید، به این دلیل که خیلی چیزها را در مورد آن مطلب نمی دانید، به خود استرس ندهید. حتماً نباید مدرک دانشگاهی داشته باشید تا بتوانید از عهده کاری بر بیایید. باید آنقدر تلاش کنید تا به هدف خود برسید. منابع دیگری بجز دانشگاه هم هستند که می توانند اطلاعات مفیدی را در زمینه های مختلف در اختیار شما قرار دهند. فقط باید راه و روش مناسب را پیدا کنید. اگر کارهایتان را به درستی انجام دهید و از راه درست وارد شوید و ارزش های خود را دست کم نگیرید، به راحتی دیگران متوجه توانایی های شما خواهند شد. 4- برای شروع کاری تازه خیلی دیر شده میانگن عادی سن در اروپا برای آقایون 75 و برای خانم ها 79 است. این ارقام در امریکا و اروپا نسبت تقریباً مشابهی دارند. البته این رقم هر روزه در حال افزایش است و شاید روزی برسد که میانگین سن انسان ها به 100 سال نیز افزایش پیدا کند. این بدان معناست که هیچ وقت برای شروع کار تازه ای دیر نمی شود. شروع یک کار یا معامله تازه، راه مناسبی است که ذهن خود را فعال نگه دارید. همچنین این کار می تواند اشتیاق لازم برای انجام سایر کارها را نیز در اختیار شما قرار دهد. به هر حال هر کسی در یک سنی از دنیا می رود، اگر بخواهید منتظر روز مرگ خود بنشینید، آنوقت به هچ کاری نمی رسید، پس فقط هر کار تازه ای را امتحان کنید، اینطوری از زندگی لذت بیشتری خواهید برد. 5- پذیرش جبر مطلق این شما هستید که زندگی خود را کنترل می کنید و هیچ کس دیگری نمی تواند این کار را بدون خواست و اراده شما انجام دهد. خداوند در درون شما نهفته است و نیروهای درونی شما را تقویت می کند. زمانی که نماز می خوانید، نه تنها شکر خداوند را به جا می آورید، بلکه خودتان را به یک زندگی بهتر ترغیب می کنید. زمانیکه از او طلب بخشش می کنید، از خودتان بخشش می خواهید. هیچ کس در جهان هستی نمی تواند واکنش های شما را کنترل کند. هیچ گاه اجازه ندهید یک چنین ایده ای به ذهن شما خطور کند. نباید به هیچ چیز و هیچ کس اجازه دهید که کنترل زندگیتان را به عهده بگیرند. برای خودتان زندگی کنید و به دیگران هم کمک کند که این کار را انجام دهند. 6- قدر و لیاقت شما محدود نیست این حقیقت که شما زنده هستید و زندگی می کنید، باعث می شود که از شما یک انسان منحصر بفرد بسازد. اگر می خواهید در تمام مراحل زندگی از دیگران برتر باشید باید برای آن زحمت بکشید و تلاش کنید. همه افراد دارای استعدادها و توانایی هایی هستند که خودشان هم از آنها خبر ندارند. همه چیز را امتحان کنید تا بالاخره چیزی را که به آن علاقه دارید پیدا کنید. من به شدت اعتقاد به تغییر و تحول دارم. حتماً لازم نیست که در تمام طول عمر خود تنها یک کار را تکرار کنید. شیوه زندگی کردن خود را آنقدر تغییر دهید تا اینکه به راهی برسید که از صمیم قلب آنرا دوست می دارید. 7- جهان اطراف ما تغییر نمی کند دنیا از شما تشکیل شده. هر فردی که بر روی این کره خاکی زندگی می کند، یک دنیای متفاوت در ذهن خود دارد. تو دنیا را همانند من نمی بینی و من هم دنیا را مانند تو و خیلی از افراد دیگر نمی بینم. بنابراین همه چیز در دنیا به شما بستگی دارد. حالا به من بگویید: برای تغییر دنیای خود قصد دارید چه کاری انجام دهید؟ 8- هیچ کس مرا قبول ندارد من به شما اطمینان دارم اما نظر من هیچ ارزشی ندارد، نظر هیچ کس مهم نیست؛ شما خودتان هستید که باید به خود اعتماد کنید. به محض اینکه به خودتان ایمان پیدا کردید دیگران هم به شما اعتماد پیدا می کنند، اما سعی کنید خودتان را به نظریات دیگران وابسته نکنید. 9- من هیچ وقت نمی توانم خیلی پولدار شوم من این جمله را بارها و بارها از زبان دیگران شنیده ام. ذهن ما همان قدر پول در می آورد که انتظارش را دارد. اگر من دائماً به خودم بگویم: "هیچ راهی وجود ندارد که من بتوانم میلیونی پول در بیاورم" ذهنم دیگر دنبال راههای نمی گردد که از طریق آن بتوانم میلیون ها تومان پول بدست آورم. اصلاً مهم نیست که افکار شما تا چه حد بلند پروازانه باشد حتی اگر به نتیچه هم نرسید حداقل یک ایده جدید را خلق کرده اید. 10- هیچ کاری در این مورد از دستم بر نمی آید ناآگاهانه است! شما می توانید جنبه های مختلف زندگی خود را تغییر دهید. برخی از افراد نمی توانند یک چنین نگرشی را در ذهن خود ایجاد کنید و این مسئله واقعاً شرم آور است. زندگی ممکن است دشواری های بسیار زیادی را داشته باشد و تصمیم گیری هم دل و جرات زیادی می خواهد، اما شما توانایی تغییر همه چیز را دارید. بدانید که از زندگی خود چه می خواهید، ببینید چه مراحلی را باید طی کنید و بعد هم همه چیز را تغییر دهید. __________________ |
|
+ نوشته شده در
ساعت 7 PM توسط مهدی |
|
|
تعریف: طرح کسب و کار سندی مکتوب است که جزئیات کسب و کار پیشنهادی را مشخص میکند. این سند باید ضمن تشریح موقعیت کنونی، نیازها، انتظارات و نتایج پیشبینی شده را شرح دهد و کلیهی جوانب آن را ارزیابی کند. طرح هم برای صاحب آن و هم برای حمایتکنندگان مالی آن، به دلایل زیر لازم است: 1- مهم آن است که مالک درباره هدف خود از کسب و کار و منابعی که برای آن نیاز دارد به دقت فکر کند. این موضوع در برآورد میزان سرمایهی مورد نیاز، به وی کمک خواهد کرد. 2- بعید به نظر میرسد که مالک کسب و کار، برای راهاندازی آن سرمایهی کافی داشته باشد. حمایتکنندگان مالی -بانکها یا سرمایهگذاران ریسکی- باید متقاعد شوند که سرمایهگذاری در کسب و کار جدید، منطقی و درست است. 3- فرض بر این است که اگر کسب و کار ایدهی خوبی نداشته باشد، هم برای صاحب آن و هم برای حمایتکنندگان مالی آن، باید این موضوع را در مرحلهی برنامهریزی و قبل از هدر رفتن مقدار زیادی از زمان و هزینه، شناسایی کنند. اجزای یک طرح کسب و کار 1- اهداف کلی 2- مشخصات مجری طرح و همکاران 3- تعریف و توصیف کسب و کار 4- تحلیل استراتژی بازار 5- تحلیل مالی 6- خلاصه طرح کسب و کار نشاندهندهی چیست؟ آماده کردن یک طرح کسب و کار نتیجهی نهایی روند طرحریزی نیست، بلکه تحقق طرح، هدف نهایی است. با این وجود نوشتن طرح، یک مرحلهی میانی مهم است. طرح نشان میدهد که به منظور یک کسب و کار محرز، بررسیهای دقیق در ایجاد کسب و کار انجام شده است و برای راهاندازی آن کارآفرین، وظیفهاش را انجام داده است. هدف طرح وجود یک طرح کسب و کار رسمی، صرف نظر از اندازهی کسب و کار آن، به همان اندازه که برای راهاندازی مهم است، برای یک کسب و کار برقرار (محرز) نیز مهم است. این طرح چهار عمل اصلی را به صورت زیر انجام میدهد: 1- به مدیر یا کارآفرین کمک میکند که جوانب و پیشرفت پروژه یا کسب و کارش را مشخص ، متمرکز و بررسی کنند. 2- یک چهارچوب منطقی و حساب شده ایجاد میکند تا در آن یک حرفه بتواند توسعه یابد و تدابیر مربوط به آن حرفه را در چند سال آینده دنبال میکند. 3- به عنوان ماخذ و مبنایی برای مذاکره با اشخاص ثالث مانند سهامداران، دفاتر نمایندگی، بانکها، سرمایهگذاران و ... به کار میرود. 4- معیاری را برای سنجش وضعیت واقعی کسب و کار در برابر آنچه که باید باشد، ارائه میدهد. همان طور که دو شغل مثل هم وجود ندارد و بنابراین طرحهای کسب و کار مانند هم نیز وجود ندارد. از آن جایی که برخی موضوعات در طرح به یک طیفی از کسب و کارها مرتبط هستند بنابراین این امر مهم است که مفاد و مندرجات طرح ها با امور فردی متناسب باشد. با این حال، بیشتر طرح ها از یک ساختار آزموده شده و نظر عمومی بر روی (در مورد ) آمادهسازی طرحی ک به طور وسیعی قابل اجراست متابعت میکنند. طرح کسب و کار میبایست نگرشی واقع بین از پیشبینیها و مقاصد بلندمدت داشته باشد. این دید و نگرش چهارچوبی را به وجود میآورد که طرح باید در آن فعالیت کند و نهایتا یا موفق میشود یا شکست میخورد. برای مدیران و یا کارآفرینانی که به دنبال حمایت خارجی هستند، آماده کردن یک طرح جامع، موقعیت را در افزایش بودجهها یا تجهیز پشتیبان ضمانت نخواهد کرد. عدم وجود یک طرح منطقی، یقینا شکست را حتمی خواهد کرد. اهمیت پروسه ایجاد یک طرح کسب و کار رضایت بخش امری پردردسر، اما ضروری است، روند برنامهریزی، مدیران یا کارآفرینان را وادار میکند که کاملا دریابند آنچه را که میخواهند به دست بیاورند و این که چه طور و کی آن را انجام دهند. حتی اگر هیچ حمایت خارجی هم نیاز نباشد، طرح کسب و کار میتواند برای دوری گزیدن از اشتباهات یا تشخیص فرصتهای پنهانی نقش حیاتی را بازی کند. برای عدهی بسیار زیادی از کارآفرینان و طراحان، روند طرحریزی (فکر، مذاکره، تحقیق، تجزیه و تحلیل) به اندازهی طرح نهایی و یا حتی بیشتر از آن مفید است. بنابراین حتی اگر به یک طرح رسمی نیاز ندارید، دربارهی روند طرحریزی بطور دقیقی فکر کند. این کار میتواند سود زیادی برای طرح کسب و کار شما داشته باشد. هفتههای بسیار زیاد کار سخت و پیشنویسهای متعدد را از زمان بروز طرح تا گرفتن حق کار پیشبینی کنید. یک طرح مکتوب واضح با بستهبندی جذاب سبب خواهد شد تا حامیان، سرمایه گذاران و ... آسانتر به آن گرایش پیدا کنند. یک طرح کسب و کار کاملا آماده، نشان خواهد داد که مدیران یا کارآفرینان، کار را میشناسند و آنها را برای پیشرفت طرح بر حسب فرآوریها، مدیریت، سرمایهها و مهمتر از همه بازارهای اقتصادی و رقابت اندیشیدهاند. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 1 PM توسط مهدی |
|
|
• اهمیت کارآفرینی انکارناپذیر و پرداختن به آن از ضروریات حال حاضر کلیه کشورها است. • براساس بررسیهای به عمل آمده نقش و جایگاه کارآفرینی کاملا مشخص و پرداختن به آن جزو برنامههای اصلی طرحهای توسعه کارآفرینی کشورها است. • اهدافی که در برنامههای آموزش و پرورش کارآفرینان پیگیری می شود عبارتند از: تربیت کارآفرینان جدید، هدایت کارآفرینان به سمت کسب مهارتهای لازم و ارائه مهارتهای لازم به آنان به منظور بالابردن میزان موفقیت آنان در کسب و کارهایی که شروع مینمایند. ضرورت آموزش کارآفرینی در حال حاضر سیر تحولات جهانی، کارآفرینان را در خط مقدم توسعه فن آوری و توسعه اقتصادی قرار داده است. تجربه موفقیتآمیز اغلب کشورهای پیشرفته و نیز برخی از کشورهای در حال توسعه در عبور از بحرانهای اقتصادی به واسطه توسعه کارآفرینی در آن کشورها، موجب گردیده تا سایر کشورها نیز برای کارآفرینی، کارآفرینان و شکل گیری کسب و کارهای نوآورانه اهمیت خاصی قائل گردند. با عنایت به پدیده جهانی شدن اقتصاد، برخی عقیده دارند که «بازارهای جهانی فردا از آن شرکتهایی است که به ریسکپذیری کارآفرینانه بها میدهند و برای گسترش سرمایههای فکری خود در حد کلان سرمایهگذاری میکنند، در بالندگی فردی پرتلاشند و در خط مشی گذاری، شرایط محیطی را مد نظر قرار میدهند» (به نقل از احمدپور). بر همین اساس، توسعهی کارآفرینی از جنبههای گوناگون مدنظر قرار گرفته است. آموزش، یکی از جنبههای مهم در گسترش کارآفرینی است که مورد توجه ویژهای واقع شده است. با توجه به مطالعات مختلفی که صورت گرفته ثابت شده که ویژگیهای کارآفرینان اغلب اکتسابی است و نه توارثی و از این رو در حال حاضر آموزش کارآفرینی به یکی از مهمترین و گستردهترین فعالیتهای دانشگاهها تبدیل شده است. اهمیت و جایگاه آموزش کارآفرینی با ورود جامعهشناسان و روانشناسان به عرصهی مطالعات و تحقیقات پیرامون کارآفرینی و کارآفرینان و نتایجی که از این تحقیقات حاصل شده، ضرورت کارآفرینی و توسعهی آن (به ویژه آموزش کارآفرینی) بیش از پیش مشهود گردید و همین امر موجب افزایش تلاشها برای توسعهی کارآفرینی و آموزش آن در دو دههی گذشته شده است. از جمله کسانی که در زمینهی بررسی ویژگیهای کارآفرینان مطالعه و تحقیقاتی انجام دادهاند میتوان به مککله لند، کارلند، جان استوارت میل، بروکهاوس، دیویدبرچ، تیمونز، کالینز، مور، مایر، گلدشتاین و نورد اشاره کرد. نتایج این تحقیقات بر اکتسابی بودن اغلب ویژگیهای کارآفرینان تاکید دارد. لذا باید در فراهم آوردن محیط مناسب و آموزشهایی که ویژگیها، تجربیات و مهارتهای لازم را در افراد تقویت کند ،سعی نمود. بررسیهای محققین منتج به پیشبینی و طراحی دورههای آموزشی کارآفرینی شده است، به طوری که دورههای آموزشی کارآفرینی با هدف تربیت افرادی با اعتماد به نفس بالا، فرصتشناس و به طور کلی افرادی که تمایل بیشتری به راهاندازی کسب و کارهای مستقل دارند، طراحی شدهاند. در حقیقت هدف این بوده تا افراد در طی دوران تحصیل، افرادی موسس تربیت شوند (کاتن) این افراد شامل پیشگامان در فعالیتها، ماجراجویان، جسوران، مبتکران، فرصتطلبان، جاهطلبان و ارتقاءجویان میباشند (گیب 1987). این قبیل دورهها به دنبال بهبود انگیزش گرایشهایی همچون تمایل به استقلال، فرصتجویی، ابتکار، تمایل به مخاطرهپذیری، تعهد به کار، تمایل به حل مشکلات و لذت بردن از عدم قطعیت و ابهام میباشد. با توجه به ضرورتهای آموزش کارآفرینی، اولین دورههای آموزشی در این زمینه از اواخر سال 1960 در آمریکا شروع شد و در حال حاضر دانشکدهها و دانشگاههای بسیاری از کشورهای دنیا دورههای آموزش کارآفرینی را در برنامههای آموزشی خود گنجاندهاند. اهداف آموزش کارآفرینی به طور کلی هدفهای مورد نظر در آموزش کارآفرینی به شرح ذیل میباشند: الف)تحریک انگیزهها: یکی از اهداف در آموزش و ترویج کارآفرینی تحریک انگیزهها در افرادی است که دارای خصوصیات کارآفرینانه میباشند. شناخت این افراد از تواناییهای خود و آگاهی دادن در این زمینه و برانگیختن آنها از اصلیترین وظایف آموزش کارآفرینی است. تحریک انگیزههایی از قبیل: میل به کسب ثروت، توفیقطلبی، استقلالطلبی، تمایل به ساختن چیزی نو، قبول نداشتن شیوههای موجود، قرار نگرفتن فرد در پایگاه اجتماعی که لیاقتش را دارد و نظایر آن موجب میشود که فرد را در مسیر کارآفرین شدن قرار دهد. ب)پرورش ویژگیها: چنان که ذکر شد ویژگیهایی که موجب میگردد فرد کارآفرین شود، توارثی نیست بلکه اکتسابی است. بنابراین پرورش این ویژگیها در افراد مختلف لازم است. برخی از افراد در محیطهایی پرورش مییابند که زمینه برای تحریک انگیزهها و پرورش ویژگیهای آنان فراهم است، بنابراین در صورتی که این افراد کسب و کاری را شروع نمایند، مطالعات نشان داده که اغلب با موفقیت همراه خواهد بود. اما بیشتر مردم در چنین محیط هایی قرار ندارند، لذا ایجاد انگیزش و پرورش ویژگیها از طریق برنامههای آموزشی برای آنان لازم است. این ویژگیها شامل مواردی همچون آموزش تفکر خلاق، بالا بردن ریسکپذیری، بالا بردن قدرت تحمل ابهام، دادن اعتماد به نفس، فرصتشناسی، دادن اطلاعات آموزشی نسبت به خصوصیات روانی شخص از قبیل مرکز کنترل میباشد. ج)آموزش مهارتها: این آموزشها به سه بعد تقسیم میگردند: - قبل از تاسیس شرکت - زمان تاسیس شرکت - بعد از تاسیس شرکت (اداره شرکت) قبل از تاسیس باید فرد کارآفرین چگونگی راهاندازی یک کسب و کار و مراحل آن، چگونگی انجام کارهای گروهی و مهارتهای ارتباطی و نظایر آن را بیاموزد. در زمان تاسیس باید در زمینهی مسائل مالی، شناخت بازار، اصول مدیریت، بیمه، اقتصاد، قانون کار و امور حقوقی، آگاهی و تبحر لازم را کسب نماید. توانایی مدیریت توسعه و رشد شرکت، یافتن شیوههای جدید، رقابت و حفظ موقعیت در بازار، یافتن بازارهای جدید نیز از جمله مهارتهای مورد نیاز کارآفرین بعد از تاسیس شرکت هستند. کلیهی هدفها و مراحل فوق به منظور ایجاد انگیزش در بین افراد و ایجاد کارآفرینان جدید، آگاهی دادن، هدایت و تشویق کارآفرینان به سوی کسب مهارتهای لازم و ارائهی آموزشهای لازم برای کسب مهارتهای مورد نیاز به کارآفرینان صورت میگیرد و گذراندن این دورهها برای موفقیت کارآفرینانی که قبلا هیچ گونه سابقه و زمینهی محیطی لازم برای آنان فراهم نبوده، ضروری است . |
|
+ نوشته شده در
ساعت 1 PM توسط مهدی |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
ساعت 12 PM توسط مهدی |
|
||||
|
|||||||
|
+ نوشته شده در
ساعت 12 PM توسط مهدی |
|
|||||||
|
||||
|
+ نوشته شده در
ساعت 12 PM توسط مهدی |
|
||||
|
||||
|
+ نوشته شده در
ساعت 12 PM توسط مهدی |
|
||||
|
|||||||
|
+ نوشته شده در
ساعت 12 PM توسط مهدی |
|
|||||||
|
|||||||
|
+ نوشته شده در
ساعت 12 PM توسط مهدی |
|
|||||||
|
||
|
+ نوشته شده در
ساعت 12 PM توسط مهدی |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
ساعت 12 PM توسط مهدی |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
ساعت 12 PM توسط مهدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
خدایا!
به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم ، اما آن چنان که تو دوست داری . .: دکتر علی شریعتی .: |
| پیوندها |
|
تمام مقالات موجود در این وبلاگ |
|
RSS
|