چطور برای خودتان بازار پیدا کنید!

دور همی های قوم و خویش و فامیلی، به جای تعریف جوک های بی مزه، هی بزنید جاده خاکی و از هر جا که می شود سر حرف را به کسب و کارتان بکشانید. کارتان را مطرح کنید. هر چقدر هم که تازه کار را شروع کرده اید خودتان اسم دستگرمی و سرگرمی رویش نگذارید. جدی و جذاب طرحش کنیدو بخواهید شما را به دوستان و آشنایانشان معرفی کنند و تخصصتان را در نظر بگیرند.

خجالتی نباشید و تا می توانید خودتان را بشناسانید. برای اول کار هیچ بد نیست با فروشگاه ها کار کنید. شاید اوایل مجبور باشید سود کمتر دریافت کنید اما اگر تولیدتان را با بسته بندی ساده و لیبل خاص خودتان عرضه کنید، مردم کم کم با خودتان آشنا می شوند و محصولتان برایشان مهم می شود اما برای اینکه دیگران اعتماد کنند و سرمایه یا مکان کارشان را در اختیارتان بگذارند، باید برتری و کیفیت کارتان را بپذیرند.

1- حضوری

* اگر یک نفر بدون پیراهن بیاد اینجا و من استخدامش کنم تو چه فکر می کنی؟
* حتما شلوار قشنگ و خوش فرمی داشته!

گاردنر «در جستجوی خوشبختی» با همین جواب بود که نامناسب بودن سر و وضع عجیبش را موقع شرکت در آزمون استخدامی به نفع خودش تغییر داد اما شاید طرف ملاقات شما به اندازه کارفرمای کریس به دنبال حاضرجوابی نباشد، پس به لباس و ظاهرتان اهمیت بدهید.

فرقی هم ندارد که کتابی نوشته اید و با ناشر قرار ملاقات دارید؛ برای ایده یا اختراعی که ثبت کرده اید دنبال سرمایه گذار هستید یا خودتان شرکت و فروشگاهی راه انداخته اید و با مردم سر و کار دارید. به هر حال حتما پیش می آید که با مشتری ها رو در رو قرار بگیرید. بخواهید یا نخواهید آدم ها قبل از کارتان، خودتان را، آن هم از روی ظاهر قضاوت می کنند و برای متقاعد کردن و جلب اعتمادشان باید متدهای خاصی در نظر بگیرید.


دسته بندی :


بازاریابی عصبی

ترفندهای بازاریابی عصبی در قیمت و قیمت‌گذاری

قیمت‌گذاری و اعلام قیمت به مشتری موضوع بسیار حساسی است. اگر در این زمینه حرفه‌ای تر شویم سودآوری کسب‌و کارمان افزایش می‌یابد. در این مقاله به ارائه چند نکته می‌پردازیم که نتیجه تحقیقات بازاریابی عصبی است.

توجیه قیمتوقتی به مشتری قیمتی را اعلام می‌کنیم باید بلافاصله آن را توجیه کنیم. اگر قیمت ما بیشتر از قیمت مرسوم است یا حتی کمتر است، توجیه قیمت باعث افزایش فروش می‌شود. توجیه قیمت حس خوبی در مشتری ایجاد می‌کند و همین حس می‌تواند احتمال خرید را افزایش دهد.

فرض کنید به یک عطر فروشی مراجعه می‌کنید و عطری را انتخاب می‌کنید، سپس فروشنده قیمتی را اعلام می‌کند که بیشتر از توقع شما است. او بلافاصله اضافه می‌کند: این عطر از اسانس خاصی گرفته شده که بسیار کمیاب است و مربوط به یک گیاه خاص است که سال‌ها به عنوان داروی گیاهی استفاده می‌شد و پادشاهان هزاران سال پیش برای داشتن حس آرامش از این گیاه استفاده می‌کردند.

با اینکه این توضیحات دلیل منطقی مستحکمی برای قیمت بالای عطر اراده نمی‌دهد، ولی احساس خوبی را ایجاد می‌کند که با خرید این عطر می‌توانیم خاص باشیم.

اگر محصولی که می‌فروشیم ارزان‌تر از قیمت‌های رایج باشد باز به توجیه قیمت نیاز داریم. اگر یک لپ‌تاپ مناسب را با قیمت 500 هزار تومان می‌فروشیم، همین قیمت پایین می‌تواند شک و تردید ایجاد کند و این ذهنیت را منتقل کند که مشکلی وجود دارد یا کیفیت آن پایین است. ولی اگر خریدار ببیند در حال تخلیه و بستن فروشگاه و تغییر شغل هستیم این قیمت پایین به نحوی قابل توجیه است.

شرکت دل گاهی لپ‌تاپ‌های خود را با قیمتی بسیار ارزان به فروش می‌رساند. هرگاه چنین فروش ویژه‌ای برگزار می‌شود دلیل آن اعلام می‌شود. مثلا گفته می‌شود که شرکت محصول جدیدی تولید کرده است و انبارها مملو از نمونه قبلی است و برای تخلیه سریع انبار و جایگزینی نمونه جدید، لپ‌تاپ قبلی با قیمت بسیار ارزان فروخته می‌شود.



دسته بندی : بازاریابی
برچسب‌ها: بازاریابی عصبی

رازهای مدیریتی از زبان مدیران برتر آمریکا

این مطلب نتیجه تحقیق وب‌سایت فوربس از میان شرکت های تجاری کوچک آمریکایی در سال 2013 میلادی است. مدیران این شرکت ها در مورد رازهای مدیریتی خود مطالبی بیان کرده اند که برای کارآفرینان جوان بسیار مفید خواهد بود. 

Don Bailey، مدیر عامل شرکت داروسازی Questcor

رهبری و مدیریت موفق سه قانون دارد: رهبری، پیروی و دخالت نکردن (یا کردن) در اجرای برنامه ها یا انجام کار. کلید موفقیت در هر سه این موضوع ها نیز این است که بدانید کی و چگونه هرکدام را انجام دهید. 


دسته بندی : مدیریت کسب و کار


چطور انگیزه خود را بالا نگه داریم؟

انگیزه شخصی برای موفقیت در تمام جنبه های زندگی از اهمیتی حیاتی برخوردار است. اگر انگیزه نداشته باشیم، به احتمال زیاد وقت خود را تلف می کنیم و اهداف شخصی و حرفه ای خود را نادیده می گیریم. حتی مصمم ترین افراد روی زمین نیز گاهی انگیزه خود را از دست می دهند. در زیر چند راهنمایی برای حفظ انگیزه آورده ایم.

الف- روحیه خود را به روش های زیر بالا نگه دارید:

1. اهدافتان را به خودتان یادآوری کنید. 

معمولاً قبل از وقت گذاشتن روی هر تلاش خاصی، گرایش به تعیین اهداف کوتاه مدت و بلندمدت دارید. اگر کم کم چشمتان را از روی اهدافتان بردارید، انگیزه خود را از دست می دهید. اینکه حواستان به اهدافتان باشد و دائماً پیشرفت خود را چک کنید، باعث می شود که هر روز انگیزه شما بیشتر و بیشتر شود.  


دسته بندی : مقالات عمومی


8 راه آسان برای بردن آبرویتان در محل کار

در زیر هشت روش ساده برای خراب کردن شهرتتان را مرور کنید

۱- قبول کردن یک پیشنهاد کاری و سپس انصراف از آن
بعضی از افراد پس از این که به یک پیشنهاد کاری بله گفتند هم چنان به گشتن و مصاحبه دادن ادامه می‌هند تا شاید کار بهتری پیدا کنند. آن‌ها با این کار هزینه‌ی گزافی پرداخت می‌کنند زیرا به عنوان فردی شناخته می‌شوند که حرفشان حرف نیست و به سرعت جا می‌زنند. و اصولاً خیلی از افراد در بیش از یک شرکت از شرکت‌هایی که شما در آن‌ها به دنبال کار هستید حضور دارند. تصور کنید شما شدیداً به دنیال کاری هستید و یکی از افراد تصمیم‌گیرنده، همان فردی است که که قبلاً برای شرکتی که از آن انصراف داده‌اید کار می کرده است. شما واقعاً دوست ندارید چنین جمله‌ای را هنگام مصاحبه بشنوید: «جین در شرکت ما استخدام شد ولی درست قبل از شروع کار کنار کشید

۲- بدتر از آن، شروع یک کار و ترک آن به خاطر یک کار دیگر پس از مدتی کوتاه
این که کارتان بسیار نامناسب باشد و یا آنی نباشد که در زمان استخدام به شما گفته شده موضوع دیگری است. اما شروع یک کار و سپس ترک فوری آن فقط به خاطر یک کار بهتر، همان بلایی را سرتان می‌آورد که در بالا اشاره کردیم. اما این حتی از ان هم بدتر است زیرا آن شرکت برای آموزش و معرفی شما به مشتریان و غیره، سرمایه‌گزاری مالی و زمانی کرده است.

۳- عصبانی شدن در محل کار
سرخورده شدن گاه به گاه در کار امری عادی است اما اگر صدایتان را بالا ببرید، درها را به هم بکوبید و بر سر دیگران فریاد بزنید، پایتان را از گلیمتان فراتر گذاشته‌اید. کافی است تنها یک‌بار چنین اتفاقی بیافتاد تا شما به عنوان یک فرد عصبانی شهرت پیدا کنید که هیچ‌کس حاضر نیست با او کار کند. و زدودن این شهرت بد، کار بسیار دشواری است.

۴- دروغ
چه برای پنهان کردن اشتباهتان دروغ بگویید، چه به امید درآمد بهتر درباره‌ی درآمد قبلی‌تان اغراق کنید، در هر صورت اگر دروغتان آشکار شود، شهرتتان نزد هر کسی که از این موضوع مطلع شود قطعاً به گل خواهد نشست. اعتماد به گفته‌های دیگران در محل کار از اصول است و زمانی که شما نشان دهید که قابل اعتماد نیستید، برقراری رابطه‌های کاری برایتان بسیار دشوار خواهد شد.

۵- خلف وعده
وقتی شما بر سر حرفتان باشید و به وعده‌هایتان عمل کنید، نزد دیگران دارای اعتبار می‌شوید. اگر بگویید فلان گزارش را تا دوشنبه ارسال خواهید کرد یا در مورد حساب جدیدتان جلسه‌ای ترتیب خواهید داد اما آن‌ها را فراموش کنید، اعتبارتان را زیر سوال برده‌اید و به عنوان فردی غیرقابل اطمینان و متزلزل شهره خواهید شد.

۶- توصیه کردن فردی برای شغلی که مناسب او نیست
وقتی فردی را برای کاری توصیه می‌کنید به این معنی است که ضمانت او را می‌کنید، کار او مورد قبول شما است و خودتان حاضرید با او همکار شوید. اما اگر آن فرد واقعاً چنین نباشد، چیزی شبیه به این جمله را پشت سرتان خواهند گفت: «او فکر می‌کرد کار جو خوب است ولی جو افتضاح و غیرقابل تحمل است.» به هر حال برداشت شما از کار یک فرد، استانداردها و قضاوت شغلی خودتان را هم نشان می‌دهد.

۷- ترک شغل بدون اطلاع
تنها در صورتی که یک دلیل خیلی، خیلی خوب داشته باشید، ترک کار بدون اطلاع قبلی یعنی خراب کردن پل‌های پشت سر با رئیس (و حتی همکارانتان). فاتحه‌ی نامه‌ی رضایت کاری را نیز بخوانید. خوشتان بیاید یا نه، عرف این است که خروجتان را از ۲ هفته قبل اطلاع دهید.

۸- ارسال ایمیل خصومت‌آمیز پس از یک اتفاق ناگوار
به ایمیل کسی در عصبانیت پاسخ داده‌اید؟ از قانون جدید شرکت ناراضی هستید؟ یا پاسخ نامناسبی به ایمیل مردودی در مصاحبه‌ی کاری ارسال کرده‌اید؟ در هر صورت ادامه‌ی کار با این اتفاق کار بسیار سختی است. شما شهرت فردی را پیدا می‌کنید که نمی‌تواند پاسخ آرام و حرفه‌ای به مشکلات بدهد و بیشتر افراد از شما دور خواهند شد. 


دسته بندی : مقالات عمومی


راه های سود بردن در بورس اوراق بهادار

یکی از مهمترین سوال هایی که شاید همه ما حداقل چند بار در طول زندگی از خود پرسیده ایم این است که درآمد مازاد و پس اندازمان را چگونه صرف کنیم؟ (البته اگر پولی برای پس انداز داشته باشیم) به خاطر همین دغدغه ذهنی شاید این سوال را از هر کسی که فکر می کنیم کاربلد است و امکان دارد بتواند به ما کمک کند، می پرسیم.

هر از گاهی به همه فرصت هایی که به ذهنمان خطور می کند فکر می کنیم. وقتی می بینیم یک نفر از محل خرید و فروش سکه سود خوبی به دست آورده است، ناخودآگاه ذهن ما هم به آن سمت گرایش پیدا می کند، یا وقتی می بینیم یکی از پیش خرید خودرو سود قابل توجهی نصیبش شده است، تصمیم می گیریم همین کار را با پس اندازمان بکنیم؛ اما به راستی کدامیک از این گزینه ها بهترین انتخاب برای سرمایه گذاری است؟ آیا کارشناسی را می شناسید که بهترین پاسخ را به این سوال بدهد؟ ما در این گزارش به این مساله می پردازیم. برای پاسخ دادن به این سوال، بازاری را به شما معرفی می کنیم که برخلاف شهرت جهانی اش میان کشورهای صنعتی دنیا، در بازار رنگارنگ سرمایه گذاری ایران کمتر شناخته شده است.

راه های شناسایی سود در بورس اوراق بهادار
بله، بورس مدرنترین بازار سرمایه گذاری عصر حاضر است. بازاری که سالانه سودهای زیادی را برای اندک سرمایه گذارانش به همراه می آورد؛ سهامدارانی که دیروز شاید توان اجاره یک زیرپله را نداشتند و امروز در جمع میلیاردرهای بورس قرار دارند. بررسی بازدهی بورس تهران برای سهامدارانش نشان از این دارد که این بازار در سال جاری به طور میانگین بالغ بر 49 درصد بازدهی برای سهامداران به ارمغان آورده است و در مقایسه با سال گذشته، روند بازدهی در آن افزایش قابل توجهی داشته است.

 هر چند همچون دیگر بازارها استثناهایی هم در این بازار وجود دارد و شرکت هایی بودند که میزان بازدهی سهام آنها حتی به 100 درصد هم رسیده است؛ اما این یک استثناست و در مورد همه بازار صدق نمی کند.

به هر حال در هر فرصتی که می خواهید سرمایه گذاری کنید، باید صبور باشید و تحمل داشته باشید؛ چون معامله دو طرف دارد، یکی سود، دیگری زیان. اگر امسال سود کردیید، سعی کنید بدون غرور برای سال آینده سرمایه گذاری کنید. اگر هم زیان دیدید، در انتخابتان تجدید نظر کنید یا دقت بیشتری در سرمایه گذاری به خرج دهید.

بورس محلی مطمئن برای سرمایه گذاری

برای اینکه سندی برای آنچه در بالا بدان اشاره شد داشته باشیم، گفت و گویی با مدیر آموزش بورس ترتیب داده ایم که در پی می آید. در این خصوص سید محمد هاشمی نژاد، مدیر آموزش شرکت بورس تهران، به تشریح روش های ورود به بورس اوراق بهادار و شناسایی سود در این بازار پرداخته است.

وی در پاسخ به این سوال که در قدم اول چه باید کرد، می گوید: در یک تقسیم بندی ساده، افراد جامعه را می توان به دو گروه تقسیم کرد؛ یک گروه کسانی هستندکه پول، سرمایه یا پس انداز دارند اما نمی توانند با آن کار کنند و گروه دوم کسانی هستند که توانایی انجام فعالیت های اقتصادی دارند اما سرمایه و پول کافی ندارند.

این دو گروه علاوه بر اینکه یکدیگر را نمی شناسند و تعداد آنها نیز کم نیست، دارای ویژگی های مختلفی هستند.یکی از کارهای اساسی بورس همین است که با ایجاد یک فضای مناسب و قانونمند، زمینه ای فراهم آورد تا از طریق آن برآوردن تمامی خواسته های قانونی طرفین با حفظ حقوق آنها میسر شود. 

راه های شناسایی سود در بورس اوراق بهادار
بورس یک مشکل بسیار بزرگ دیگر را نیز حل کرده است؛ به طوری که می توان ادعا کرد حل این مشکل باعث گسترش سرمایه گذاری و در نتیجه توسعته یافتگی و پیشرفت سریع تر کشورهای جهان شده است و آن این است که افراد مختلفی که با سرمایه های متفاوت وارد بورس می شوند و در فعالیت های اقتصادی بزرگ مشارکت می کنند، در هر زمان که تصمیم بگیرند، سهم و سرمایه خود را به قیمت مناسب می فروشند.

هاشمی نژاد در پاسخ به این سوال که چگونه می توان در بورس سرمایه گذاری کرد، اینگونه می گوید: اولین کاری که برای سرمایه گذاری در بورس باید انجام داد، گرفتن «کد معاملاتی» است. این کد به منظور راحت تر شدن و سرعت یافتن بیشتر کار به افراد داده می شود؛ همانطورکه بانک به مشتری خود شماره حسابی می دهد که مشتری با آن شماره شناخته می شود.

اما مهمترین مساله روش های کسب سود در بورس است. مدیر آموزش بورس که خود نیز به این موضوع اذعان دارد، در این باره اینگونه توضیح می دهد: در بورس، سرمیاه گذاران بازار اغلب از راه های متعدد به کسب سود در بازار بورس می پردازند. از جمله: 



نوسانات قیمت سهام
استفاده از نوسانات قیمت سهام برای کسب سود در بازار روشی است که اغلب سرمایه گذاران در بازار از آن استفاده می کنند. در این روش سرمایه گذار با توجه به وضعیت شرکت و صورت های مالی آن و بررسی وضعیتی اقتصادی و حوزه فعالیت شرکت، تصمیم به خرید سهام شرکت در یک دوره کتاه مدت یا بلند مدت از نوسانات قیمت آن می گیرد و از این طریق به سود می رسد؛ برای مثال یک سرمایه گذار سهامی را در قیمت 300 تومان خریداری می کند و پس از گذشته مدتی که پیش بینی کرده است، به فروش سهام در قیمت 900 تومان می پردازد. در واقع در این مدت او توانسته است با خرید و فروش سهام یک شرکت در یک دوره (معمولا کمتر از یک سال) به 20600 تومان به ازای هر سهم و معادل 50 درصد سودت برسد. البته ممکن است که این پیش بینی ها هم اشتباه باشد و سهام با کاهش روبرو شود که در این حالت سهام دار ضرر می کند.



سود سهام سالانه

راه دیگری که با استفاده از آن می توان به کسب سود در بورس پرداخت، استفاده از سود سالانه سهام است. کسانی از این روش در بازار سهام استفاده می کنند که با توجه به وضعیت مالی شرکت و نحوه تقسیم سود آن و سرمایه گذاری بلندمدت، اقدام به خرید سهام می کنند و در دوره ای که سهام دار شرکت هستند، از سودهای نقدی شرکت بهره می برند. 

راه های شناسایی سود در بورس اوراق بهادار


روش ترکیبی


در بورس، سرمایه گذاران معمولا از مجموع هر دو روش برای کسب سود در بازار استفاده می کنند؛ سهام را خریداری می کنند تا از نوسانات کوتاه و بلندمدت آن کسب سود کنند و در مجمع تقسیم سود اگر وضعیت شرکت را مناسب ارزیابی کردند، سهام را نگه می دارند تا از سود تقسیمی سالانه آن نیز استفاده کنند.

هاشمی نژاد در ادامه یک ابزار را برای شناسایی سود بدون دغدغه معرفی می کند و آن کسب سود از طریق صندوق های سرمایه گذاری است. وی در توضیح بیشتر می گوید: یکی از رایج ترین روش های سرمایه گذاری که مطمئن تر و راحت تر است، خریدواحدهای صندوق های سرمایه گذاری است؛ این صندوق با جمع آوری سرمایه های مردم شکل می گیرد و با بهره گیری از یک ساختار قانونمند در بورس و بازارهای دیگر، سرمایه گذاری می کندو به جای اینکه فرد مستقیما درگیر تحلیل وضعیت شرکت ها و خرید و فروش سهام باشد، مدیران این صندوق ها این فعالیت را انجام می دهند و سرمایه گذار از افزایش نرخ واحدهای صندوق ها سود کسب می کند. این صندوق ها هم به شکل درآمد ثابت و هم متغیر در بورس فعالیت می کنند.


دسته بندی : مدیریت کسب و کار


5 نکته برای موفقیت شغلی که در هیچ مدرسه ای یادتان نداده ‌اند

شاید اگر بخواهیم به مهمترین مهارت موفقیت در کار اشاره کنیم، غلبه بر احساسات و خصوصیات و عادات اخلاقی منفی باشد. اما مهارت‌های دیگری نیز هست که با یادگیری آن می‌توانید به موفقیت‌های قابل‌توجه‌تری در زندگی شغلی خود دست پیدا کنید. در زیر به 5 مورد از مهمترین آنها اشاره می‌کنیم:

1. برای انجام کارها کمک بگیرید

یاد گرفتن مرز ظریف بین هدایت کردن و محول کردن کارها یکی از سخت‌ترین مهارت‌هاست. میل طبیعی بسیاری از ما این است که می‌خواهیم همه کارها را خودمان انجام دهیم که مطمئناً غیرممکن است.

باید مدام خودتان را چک کنید. مطمئناً خیلی از ایدآل دور هستید. وقتی از چند نفر دیگر در کارتان کمک می‌گیرید، موفقیت بیشتری در انتظارتان خواهد بود. همانطور که از قدیم می‌گویند: یک دست صدا ندارد.

تصویر زیر را همیشه به ذهن داشته باشید.

 







2. تدریجی پیشرفت کنید

افکار و اعتقادات زیادی درمورد رشد و پیشرفت فردی وجود دارد. بعضی از آن مکتب‌های فکری اعتقاد دارند که یا باید کاری را بزرگ شروع کنید، یا اصلاً شروع نکنید.

شاید راحت‌ترین رویکردی که بتوانید در زندگی الگو قرار دهید، این باشد که محصولات و خدمات خود را به صورت تدریجی و با پیشرفت تدریجی ایجاد کنید.

کوچک شروع کنید و تاجاییکه ممکن است کم‌ هزینه کنید و خواهید دید که خیلی زود موفقیت نصیبتان می شود. اما خیلی زود باید چیزهایی که به دردتان نمی‌خورد را از کارتان بیرون کنید.

اگر این رویکرد را انتخاب کنید، احتمال و خطر اینکه راه اشتباه را بروید و وقت و هزینه زیادی را صرف آن راه اشتباه بکنید کمتر خواهد شد.

همچنین با این روش می‌توانید در مدت زمان انجام کار وقت برای تحقیق بیشتر داشته باشید. یاد می‌گیرید که مشتری شما چه می‌خواهد و همان‌ها را وارد کارتان خواهید کرد.

3. شب‌ها قبل از خواب به مشکلات کاریتان فکر کنید

خیلی وقت‌ها توصیه‌هایی را می‌شنوید که می‌گوید باید مشکلاتتان را دور از ذهنتان نگه دارید، مخصوصاً شب‌ها که می‌خواهید استراحت کرده و کمی بخوابید. اما برای حل مشکلات کاری، خلاف این موثر است. سعی کنید 15 دقیقه قبل از اینکه وارد رختخواب شوید، پشت میز کارتان بنشینید و به مشکل کاریتان فکر کنید. بعد از اینکه فکر کردنتان تمام شد، آنوقت به رختخواب بروید.

ذهن ناخودآگاه در زمان خواب فعال است. فکر کردن به یک مشکل کاری قبل از خواب، باعث می‌شود ذهن ناخودآگاهتان را مجبور کنید به آن مشکل فکر کند.

گاهی‌اوقات وقتی صبح از خواب بیدار می‌شوید، راه‌حل آن مشکل در ذهنتان خواهد بود.

4. با سیستم کامپیوترتان مثل یک خط تولید کارخانه رفتار کنید

برای میلیون‌ها نفر در سراسر جهان، کامپیوتر بزرگترین تجهیزات موجود برای کار آنهاست. بدون یک سیستم کامپیوتر، خیلی از کارها قابل انجام نیستند.

اما چرا باز هم خیلی از ما با کامپیوترهایمان درست برخورد نمی‌کنیم؟ بیشتر وقت‌ها فراموش می‌کنیم از اطلاعاتمان کپی بگیرید. به تعمیرات آنها رسیدگی نمی‌کنیم. قابل‌هایمان به هم ریخته و نامنظم هستند. معمولاً تازمانیکه مشکلی ایجاد نشده، سیستم کامپیوترمان را نادیده می‌گیریم و آنوقت است که آن مشکل به یک بحران حل‌نشدنی تبدیل می‌شود.

مسئله‌ای که باید به خاطر داشته باشید این است که تعمیرات و رسیدگی منظم سیستم کامپیوتری، تولید شما را مرتب‌تر و بیشتر خواهد کرد.

5. وانمود کنید یک بخش حسابداری دارید

هرکسی در بیزنس این توصیه را بارها و بارها شنیده است که باید حساب و کتابتان دقیق باشد. متاسفانه، ارائه این توصیه آسان و عمل کردن به آن دشوار است.

یکی از دلایل اینکه خیلی از کسانیکه به تازگی کار یا بیزنسی را شروع می‌کنند از حسابداری کتبی وضعیت کارشان خودداری می‌کنند این است که فکر می‌کنند ممکن است اعداد به دست آمده از حساب‌هایشان جور نباشد یا سود خوبی را به آنها نشان ندهد.

اما این آمار و ارقام و حساب و کتاب‌ها هیچوقت بهتر نمی‌شود مگراینکه شهامت لازم برای مواجه شدن با آنها را داشته باشید.

بزرگترین چالش شما ممکن است گذشن از سد احساسی باشد. برای غلبه بر آن سد، می‌توانید وانمود کنید یک بخش حسابداری دارید و خودتان نیستید که مستقیماً به حساب و کتاب‌ها رسیدگی می‌کنید. یعنی اگر شکست و ضرر و اشتباهی را متوجه شدید، حس کنید تقصیر شما نبوده است. 

رسیدگی به حساب و کتاب‌ها یکی از مشخص‌کننده‌ترین فعالیت‌هاست. با آن کار می‌توانید چیزهایی را در کارتان ببینید و متوجه شوید که قبلاً نمی‌دیدید و روی سوددهی خود تمرکز کنید.


دسته بندی : مقالات عمومی


قیمت کالاها و سهام در بازار چگونه مشخص می‌شود

کلید عرضه و تقاضا برای درک قیمت سهام

احتمالاً تعاریف مختلفی را درمورد قیمت سهام و علت بالا و پایین رفتن آن خوانده و شنیده‌اید.

درمورد تاثیر درآمدها یا اقتصاد یا اعتبار بازار بر قیمت‌های سهام شنیده‌اید. بااینکه همه این عوامل  در تغییرات نرخ سهام نقش دارند اما تاثیر مستقیمی بر آن ندارند. 

کاری که این عوامل می‌کنند، تغییر توازن عرضه و تقاضا است.

قیمت سهام عملکردی از عرضه و تقاضا است. سایر تاثیرات مثل درآمدها، اقتصاد و از این قبیل می‌توانند بر تمایل به داشتن (یا فروختن) یک سهام اثر داشته باشند.

اگر شرکتی به طور تعجب‌آوری درآمد پایین از خود گزارش کند، تقاضا برای سهام آن کاهش می‌یابد. به همین ترتیب، توازن بین فروشنده‌ها و خریداران تغییر خواهد کرد.

خریداران برای قیمت فعلی طلب تخفیف کرده و بسیاری نیز انگیزه فروش پیدا خواهند کرد. اینکه تعداد فروشنده‌های سهامی بیشتر از خریداران آن باشند به معنی بالاتر بودن عرضه نسبت به تقاضاست، به همین دلیل قیمت آن سهام پایین خواهد آمد.

وقتی قیمت‌ها پایین می‌آید


در نقطه‌ای قیمت سهامی تا جایی پایین می‌آید که برای خریداران جذاب به نظر می‌رسد و همین مسئله و عوامل دیگر اوضاع را تغییر می‌دهد. وقتی خریداران به سمت بازار حرکت می‌کنند، تقاضا سریع‌تر از عرضه رشد می‌کند و درنتیجه قیمت بالا می‌رود.

گاهی‌اوقات عرضه و تقاضا توازن پیدا می‌کنند که قیمتی است که خریداران پذیرفته و فروشنده‌ها تایید می‌کنند. وقتی عرضه و تقاضا برای یک سهام تقریباً برابر باشند، قیمت‌ها دچار نوسان شده اما در محدوده باریک‌تری بالا و پایین می‌روند.

این امکان وجود دارد که سهامی قبل از اینکه چیزی دیگرتوازن عرضه و تقاضا را بر هم بزند، برای روزها یا ماه‌ها در این محدوده باقی بمانند.

رابطه داخلی بسیار ظریفی بین عرضه و تقاضا و قیمت سهام وجود دارد.

اگر تقاضا برای سهامی از عرضه آن بالاتر رود، قیمت آن بالا خواهد رفت. اما فقط تا جایی بالا می‌رود که خریداران گمان برند که تقاضا رو به افول است.

در آن نقطه، صاحبان سهام می‌فروشند. برخی از آنها قیمت را بالا برده و اعتقاد پیدا می‌کنند که شکستن قیمت در معرض وقوع است و به همین دلیل سودشان را برداشته و سهام خود را می‌فروشند.

هرچه سهامداران بیشتری (به هر دلیلی) سهام خود را بفروشند، قیمت شروع به شکستن می‌کند زیرا میزان عرضه بیشتر از تقاضا شده است. سهامداران برای جلب مشتری قیمت را پایین می‌آورند.

همین وضعیت در طرف دیگر هم عمل می‌کند اما برعکس. وقتی قیمت‌ها پایین می‌آید، به سطحی می‌رسد که خریداران را جذب می‌کند.

همانطور که خریداران سهام را به دست می‌آورند، قیمت سهام بالا می‌رود زیرا فروشندگان باید به رها کردن سهام خود راضی شوند.

این حرکت پویای عرضه و تقاضا مهمترین حقیقتی است که سرمایه‌گذاران باید درمورد قیمت‌های سهام از آن آگاه باشند. بااینکه سرمایه‌گذاران ممکن است بخواهند قیمتی برای سهام بگذارند، این بازار و بده و بستان بین عرضه و تقاضاست که قیمت سهام را مشخص می‌کند.


دسته بندی : مقالات عمومی


رموز موفقیت «پیر امیدیار» بنیانگذار ایرانی‌تبار سایت ای بی

وقتی پیر امیدیار سایت eBay.com را به عنوان یک نوع سرگرمی راه‌اندازی کرد، فکرش را هم نمی‌کرد روزی صاحب بزرگ‌ترین بازار اینترنتی جهان شود که روزانه چهار میلیون حراج در آن صورت می‌گیرد، هر 24 ساعت نیم میلیون گزینه برای خرید در آن وارد می‌شود و ارزشی معادل ده میلیارد دلار پیدا می‌کند.

پس از خواندن مقالات مختلفی در مورد eBay و موسسش، مطالب جالبی یاد گرفتم که فکر می کنم برای کسی که بخواهد یک کسب و کار جدید را شروع کند میتواند مفید باشد، در ادامه این مطالب را نکته وار برایتان آورده ام.

1– امتحان کنید.

امیدیار می‌گوید وقتی به دست‌آوردهای افراد موفق نگاه می‌کنی و می‌گویی: «عجب کار سختی بوده!»، مطمئن باش کار سختی بوده و وقتی به کارهایی نگاه می‌کنی که به نظر آسان می‌رسند، احتمالا آن‌ها هم سخت بوده‌اند. تا وقتی خودت دست به کاری نزنی، هیچ وقت نمی‌فهمی که واقعا چه‌طور بوده است.  تو در بعضی چیزها شکست خواهی خورد، این تجربه ی آموزنده‌ای است که تو نیاز داری آن را با خودت ببری و در تجربه بعدی‌ات استفاده کنی.

2– دنبال علایقتان بروید.

موسسeBay  تاکید می کند، اگر به چیزی خیلی علاقه داشته باشی و سخت کار کنی، فکر می‌کنم موفق خواهی شد. ولی اگر تجارتی را شروع کنی به این امید که کلی پول پارو کنی، احتمالاً موفق نخواهی شد. چون این دلیل اشتباهی برای شروع یک کار تجاری است.

تو باید واقعاً به کاری که داری انجام می‌دهی، باور داشته باشی، باید آن‌قدر به آن علاقه داشته باشی که بتوانی زمان و تلاش لازم را برای رساندن آن کار به موفقیت ، کنار بگذاری. آن وقت است که به موفقیت خواهی رسید.

وی می‌گوید من به دنبال چیزی بودم که از انجام دادنش لذت می‌بردم. در واقع علاقه خودم را دنبال می‌کردم. اگر از کار لذت ببرید، دیگر کار حساب نمی‌شود .من همیشه دوست داشتم با کامپیوترها سروکار داشته باشم، محرک و انگیزه من این بود که بتوانم نرم‌افزاری ایجاد کنم که برای آدم‌ها سود داشته باشد و بر روی آن‌ها تاثیر بگذارد.کاری که من می‌کردم واقعاً کار نبود، مانند این بود که دارم تفریح می‌کنم.

3– از چیزهای اطرافتان ایده بگیرید.

شبى در سال 1995 امیدیار، مهندس جوان برنامه نویس ایرانى الاصل، با نامزدش که عاشق جمع آوری Pez بود،Pez یک نوع شیرینى است که معمولا در یک ظرف کوچک پلاستیکى به شکل عروسک قرار میگیرد، مشغول خوردن شام بود که نامزدش ازآنکه شریکى براى ایجاد یک کلکسیون Pez در سانفراسیسکو ندارد گله کرد.

امیدیار به او پیشنهاد کرد که از اینترنت براى پیدا کردن شریک تجارى استفاده کند. بنابراین  وی در وب سایت کوچک خود براى نامزدش بخشى را براى این موضوع آماده کرد و نام آن را Auction Web  گذاشت، برنامه ایکه او برروى وب سایت شخصى خود ایجاد کرد و به کاربران امکان  لیست کردن وسایل مختلف خود از جمله کلکسیون نامزدش را می داد.

وقتی امیدیار به مساله از دید خودش نگاه کرد، شیفته حل چالش فنی راه‌اندازی یک بازار اینترنتی برای حراج شد.  حالا همسر امیدیار بیشتر از 400 عدد Pez در کلکسیون خود دارد!

4– هر چیزی امکان پذیر است.

کار بر روی eBay از یک روز تعطیل وقتی امیدیار 28 ساله بود، شروع شد. روز 4 سپتامبر 1995، اولین روز کار سایت حراج اینترنتی امیدیار بود. پدربزرگ eBay، سایتی بود به نام Auction Web که حتی میزبان مستقلی هم نداشت. خدمات این سایت در ابتدا به رایگان ارایه شد و پس از مدتی برای تامین هزینه‌های میزبان اینترنتی، قرار شد تا از هر حراج کمیسیون دریافت شود.

مبدع eBay ، به صورت کاملا اتفاقی یک دستگاه فتوکپی را به صورت آنلاین به فروش گذاشت و خوشبختانه خریدار هم برای آن پیدا شد. وقتی به خریدار اعلام کرد که دستگاه شکسته است، فرد خریدار اظهار داشت که «من یک کلکسیونر فتوکپی‌های شکسته هستم». این زمانی بود که امیدیار متوجه شد که هر چیزی امکان پذیر است.

و این آغاز بزرگ‌ترین سایت خرید و فروش اجناس دست دوم در جهان بود.…

 

5– کسب سود را هدف اصلی خود قرار ندهید، سود خودش می آید !

امیدیار با دریافت مبلغ ناچیزی بین 25 سنت تا دو دلار به فروشندگان اجازه داد که اجناس خود را براى شرکت در حراج در سایت eBay معرفى کنند. همچنین درصدى از خریدوفروشها به او میرسید و به این ترتیب eBay موجب شد که فروشندگان و خریداران با هم به راحتى به خرید و فروش بپردازند.

بنیانگذار ایرانی eBay: همه چیز را برنامه ریزی نکنید! 

در حال حاضر، حجم گردش سرمایه از طریق eBay از 8 میلیارد دلار فراتر رفته است ، درآمد سایت نیز بالغ بر 2 میلیارد دلار است و تنها در آمریکا بیش از نیم میلیون کاربر ثبت شده دارد.

6– به فکر کمک کردن به مردم هم باشید!

امیدیارمی‌گوید من همیشه به کمک کردن به مردم براى آنکه از آنچه که هستند بهتر باشند معتقد هستم.

همواره انگیزه نوشتن نرم‌افزارهایی که فایده‌ای داشته باشند یا روی آدم‌هایی که از آنها استفاده می‌کنند، تأثیر بگذارند ، من را به جلو می‌برد. برای همین من از نرم‌افزارهایی که به درد بازار مصرف مردم می‌خورد و این فکر که قادر باشی یک کار خوب انجام بدهی، انگیزه می‌گرفتم.

 

7– یک کار جدید انجام دهید.

استاد تجارت الکترونیک ما می‌گوید : من اشتیاق وعلاقه شدیدی دارم برای حل مسائلی که فکر می‌کنم می‌توانم آنها را با راه جدیدی حل کنم. منظورم این است که انجام یک کار جدید به ما آدم‌ها حس غرور می‌دهد.

ایده eBay نیز اینگونه بود، فکر من فقط کمک به آدم‌هایی بود که می‌خواستند با همدیگر در اینترنت دادو ستد کنند، مردم فکر می‌کردند این کار غیرممکن است، آنها می‌گفتند آخر چطور میتوانند از طریق اینترنت به همدیگر اعتماد کنند؟ (حواستان باشد داریم از سال 1995 حرف میزنیم.) چطور می‌توانند همدیگر را بشناسند؟ ولی من فکر می‌کردم  تصورات مردم احمقانه است، چون آدم‌ها اساساً خوب و درستکار هستند.

این فکر خیلی مرا تحریک کرد، من باید به مردم نشان بدهم که فکرشان درست نیست.

8 — احترام به دیگران فراموش نشود.

کل ایده eBay این است که با دیگران طوری رفتار کنید که انتظار دارید با خودتان رفتار کنند. این گونه است که مردم می‌توانند با یکدیگر تجارت کنند.

در سال 1999، سایت چندین بار دچار وقفه در خدمات‌دهی شد که یکی از آن‌ها 22 ساعت به طول انجامید. اما امیدیار به فکر بازپس گرفتن اعتماد کاربران بود، در آن روز شرکت با برقراری 10,000 تماس تلفنی با کاربران اصلی سایت، از آن‌ها عذرخواهی کرد و به آن‌ها اطمینان داد که همه چیز به سرعت به وضع طبیعی باز می‌گردد. با همین فعالیت‌های امیدیار بود که دیگر سایت‌های حراج آمدند و رفتند، اما eBay  باقی مانده و هم‌چنان در حال رشد است.

 

9– از افراد متخصص کمک و راهنمایی بگیرید.

eBay  که از ابتدا با هدف ایجاد بازاری برای فروش اجناس و سرویس‌های افراد مختلف بوجود آمده بود، در سال 1998 شروع به گسترش نمود.

پیر از خانم “مگ وایتمن” (Meg Whitman) که فارغ‌التحصیل دانشکده تجارت دانشگاه‌ هاروارد بود برای کمک در این فرآیند دعوت به عمل آورد.

مگ کارمندان اصلی خود را از کمپانی‌های دیسنی و پپسی انتخاب کرد و یک تیم مدیریتی مجرب با حداقل 20 سال تجربه کاری فراهم کرده و دیدگاه بی‌نظیری برای سازمان بوجود آورد.

ایده ها، پشتکار و برنامه ریزى این جوان ایرانى تبار، وى را در لیست موفق ترین و ثروتمند ترین افراد جهان قرار داد، امیدوارم ارایه این نکات که از میان زندگینامه و سخنان این جوان خلاق گردآوری ونتیجه گیری شده بود شما را رهنمونی باشد برای رسیدن به آینده ای روشن.

10– نوبت شماست:

شما چه فکر می کنید؟ تا چه اندازه با سایت های حراج اینترنتی آشنا هستید؟

به نظر شما آیا می توان مشابه کاری که پیر امیدیار در eBay انجام داده است، در داخل ایران انجام داد؟


دسته بندی : مقالات عمومی


آداب مذاکره حضوری

* تعيين وقت مذاكره: هيچ‌وقت بدون اطلاع و آمادگي قبلي با كسي مذاكره نكنيد و هيچ كسي را نيز در چنين موقعيتي قرار ندهيد.

* تعيين افراد مذاكره‌كننده: قبل از مذاكره بدانيد كه با چه كساني و با چه سمتي مذاكره داريد تا شما نيز بتوانيد پيش‌بيني‌هاي لازم، براي همراهي همكاران لازم براي مذاكره را داشته باشيد.
* تاييديه زمان ملاقات: حداقل 24 ساعت قبل از شروع مذاكره، مجددا براي برگزاري مذاكره تاييديه بگيريد.
* زمان حضور در قرار ملاقات: بهتر آن است كه حدود 10 دقيقه قبل از شروع مذاكره، در محل مذاكره حضور پيدا كنيم. اگر خيلي زود به محل قرار رسيديم، بهتر آن است كه در محلي كه ديده نشويم، وقت‌گذراني كنيم.
* همراه داشتن برخي لوازم ضروري: يك مذاكره‌كننده حرفه‌اي برخي لوازم ضروري را هميشه همراه خود دارد تا در صورت وقوع اتفاقات پيش‌بيني نشده، بتواند با آن مقابله كند.
* رعايت تناسب در پوشش: نوع پوشش با توجه به نوع مخاطب تعيين مي‌شود، البته كلياتي وجود دارد كه در مورد همه محيط‌ها صادق است كه به شرح زير است:

1 - نوع پوشش بايد رسمي باشد.
2 - در مذاكرات مختلف از رنگ‌هاي مختلف استفاده كنيد. هيچ‌وقت چند جلسه مذاكره را با يك رنگ ثابت برگزار نكنيد.
3 - در ملاقات با شركت‌هاي دولتي، مراقب استفاده از پوشش‌هاي مخصوص كشورهاي خارجي همانند كراوات يا پيراهن آستين‌كوتاه باشيد، اين مطلب را به ياد داشته باشيد كه هميشه فرهنگ و عرف مقدم بر استاندارد است.
4 - هنگامي كه مثلا وظيفه فروش به يك قشر آسيب‌پذير جامعه را بر عهده داريد، از پوشيدن لباس‌هاي گرا‌ن‌قيمت كه شبهه اعمال پرستيژ يا فخرفروشي را داشته باشد، خودداري كنيد.
5 - در هر نوع مذاكراتي، استفاده از لباس‌هاي اسپرت نظير شلوار لي، تي‌شرت، كفش‌هاي ورزشي و ... فاجعه است!
6 - استفاده از خودكار و همراه داشتن يك دفترچه يادداشت كوچك.
7 - اتومبيل؛ نوع اتومبيل نيز ارتباط كامل با هدف جلسه دارد كه بايد به آن توجه شود.

نحوه ورود به اتاق: اگر با كسي از قبل قرار ملاقات داريد و نوبت داخل شدن شما فرا رسيده است، با ضربه زدن به در وارد اتاق شويد و به باز و بسته بودن در دقت نكنيد.

* مكان نشستن در اتاق: محل نشستن در اتاق بايد رو به روي طرف مقابل، با رعايت فاصله رسمي باشد. يك مذاكره‌كننده حرفه‌اي نه بالاتر قرار مي‌گيرد نه پايين‌تر و از نشستن در جايي كه موقعيت وي را پايين مي‌آورد خودداري مي‌كند.

* نحوه دست دادن: دست دادن صحيح يكي از مهم‌ترين روش‌هاي ايجاد ارتباط اوليه با طرف مقابل است. دست دادن نبايد نه شل باشد كه حاكي از بي‌علاقگي و بي‌ارادگي است و نبايد آنقدر محكم و سفت باشد كه ايجاد درد كند.

* دادن كارت ويزيت: از مواردي كه قبل از مذاكرات بايد به آن توجه شود داشتن كارت ويزيت است. امروزه طفره رفتن از ارائه كارت ويزيت به دلايلي همچون آماده نبودن كارت، تمام شدن كارت، فراموشي و غيره از دلايل سوخته به شمار مي‌آيد و شايسته نيست فرد مذاكره‌كننده كارت ويزيت نداشته باشد.

* قوانين استفاده از تلفن همراه:1 - كسي كه در حال حاضر با او هستيد مقدم است؛‌ ‌بنابراين هنگام برقراري ارتباط با تلفن همراه به شخص پشت خط اعلام كنيد بعدا با وي تماس مي‌گيريد و بلافاصله تلفن را قطع كنيد. 2 - در هنگام حضور در جلسات رسمي يا تجاري، تلفن همراه خود را حتما خاموش كنيد. 3 - از دريافت يا خواندن و توجه كردن به پيام‌هاي كوتاه در حين مذاكره خودداري كنيد. 4 - زمان مناسبي را براي زنگ زدن انتخاب كنيد. مثلا از زمان تنفس استفاده كنيد. 5 - مكان خصوصي يا نسبتا خلوتي را براي صحبت كردن انتخاب كنيد. 6 - با تن صداي متعادل حرف بزنيد و از حرف زدن با صداي بلند به شدت خودداري كنيد.

* امكان استفاده از تسهيلات ارتباطي در محل مذاكره: در هنگامي كه مذاكره در محل شما انجام مي‌شود بايد امكان برقراري ارتباط ميهمانان با شركت خودشان شامل تلفن، فكس، پست الكترونيكي و غيره وجود داشته باشد.

*ضبط مذاكرات: ضبط مذاكرات اصلا معمول نيست، بنابراين از گذاشتن وسائلي كه شائبه ضبط كردن سخنان را دارند شامل موبايل، كيف و غيره روي ميز خودداري كنيد.

*نصب ساعت: در سالن مذاكره حتما بايد ساعت وجود داشته باشد تا بتوان گذران وقت را كنترل كرد.

*پذيرايي: به عنوان قاعده كلي بايد پذيرفت كه ميز مذاكره ميز پذيرايي نيست، بنابراين در صورت طولاني شدن مذاكرات سعي كنيد هرگونه پذيرايي منحصرا در ساعت تنفس اتفاق بيفتد ودر هنگام پذيرايي بايد قواعد زير را رعايت كرد:

1 - قبل از شروع مذاكره گرسنه یا تشنه نباشيد. 2- در صورتي كه در انتخاب نوع خوراكي حق انتخاب داشته باشيد آن نوع را انتخاب كنيد كه از پرستيژ بيشتري برخوردار باشد. 3- از خوردن خوراكي‌هايي كه مصرف آنها سخت است يا در هنگام خوردن احتمال كثيف شدن پيراهن يا لباس شما وجود دارد، خودداري كنيد. 4- در هنگام نوشيدن يا خوردن، مراقب صداي دهان خود باشيد. 5- اگر به وقت ناهار نزديك شديد، به هيچ وجه سنگين غذا نخوريد. 6- در هنگام استفاده از كارد، چنگال، يا قاشق، پس از تمام شدن غذا يا خوراك، اين وسايل را با دهان پاك نكنيد. 7- تا انتهاي خوراكي را ميل نكنيد. 8- در حين مذاكرات استفاده از سيگار به كلي ممنوع است.

*استفاده از دستور جلسه: در مذاكرات حتما سعي كنيد دستور جلسه داشته باشيد و قبل از شروع مذاكره، آن را براي طرف مقابل نيز مطرح كنيد تا در مورد موضوع جلسه توافق به عمل آمده باشد. داشتن دستورجلسه چند فايده دارد كه مي‌توان به آنها اشاره كرد:

الف: احتمال بروز موارد غافلگير كننده را در جريان مذاكره كاهش مي‌دهد. ب: اطلاعات مربوط به فهرست خواسته‌هاي طرف مقابل را در اختيارتان مي‌گذارد. ج: از پراكنده شدن مطالب و از هر دري سخن گفتن جلوگيري مي‌شود. د: امكان رسيدن به نتيجه و استفاده بهينه از وقت را افزايش مي‌دهد. تنظيم كردن صورت جلسه پس از مذاكرات فوايد زيادي دارد، شامل:

1 - در جلسات آينده مانع از بحث روي مواردي مي‌شود كه قبلا توافق شده‌اند.
2 - تعهد طرفين را به اجراي بندهاي توافق شده بيشتر مي‌كند. اصولا كساني كه حاضر هستند پاي برگه‌اي را امضا كنند، به‌طور طبيعي احساس مسووليت بيشتري را در خود حس خواهند كرد.
3 - چون امكان دارد در حين مذاكره روي مباحث مختلفي بحث شود با تنظيم صورت جلسه روي نكات كليدي مذاكره توافق همگاني انجام مي‌گيرد.* تعيين وقت مذاكره: هيچ‌وقت بدون اطلاع و آمادگي قبلي با كسي مذاكره نكنيد و هيچ كسي را نيز در چنين موقعيتي قرار ندهيد.

* تعيين افراد مذاكره‌كننده: قبل از مذاكره بدانيد كه با چه كساني و با چه سمتي مذاكره داريد تا شما نيز بتوانيد پيش‌بيني‌هاي لازم، براي همراهي همكاران لازم براي مذاكره را داشته باشيد.
* تاييديه زمان ملاقات: حداقل 24 ساعت قبل از شروع مذاكره، مجددا براي برگزاري مذاكره تاييديه بگيريد.
* زمان حضور در قرار ملاقات: بهتر آن است كه حدود 10 دقيقه قبل از شروع مذاكره، در محل مذاكره حضور پيدا كنيم. اگر خيلي زود به محل قرار رسيديم، بهتر آن است كه در محلي كه ديده نشويم، وقت‌گذراني كنيم.
* همراه داشتن برخي لوازم ضروري: يك مذاكره‌كننده حرفه‌اي برخي لوازم ضروري را هميشه همراه خود دارد تا در صورت وقوع اتفاقات پيش‌بيني نشده، بتواند با آن مقابله كند.
* رعايت تناسب در پوشش: نوع پوشش با توجه به نوع مخاطب تعيين مي‌شود، البته كلياتي وجود دارد كه در مورد همه محيط‌ها صادق است كه به شرح زير است:

1 - نوع پوشش بايد رسمي باشد.
2 - در مذاكرات مختلف از رنگ‌هاي مختلف استفاده كنيد. هيچ‌وقت چند جلسه مذاكره را با يك رنگ ثابت برگزار نكنيد.
3 - در ملاقات با شركت‌هاي دولتي، مراقب استفاده از پوشش‌هاي مخصوص كشورهاي خارجي همانند كراوات يا پيراهن آستين‌كوتاه باشيد، اين مطلب را به ياد داشته باشيد كه هميشه فرهنگ و عرف مقدم بر استاندارد است.
4 - هنگامي كه مثلا وظيفه فروش به يك قشر آسيب‌پذير جامعه را بر عهده داريد، از پوشيدن لباس‌هاي گرا‌ن‌قيمت كه شبهه اعمال پرستيژ يا فخرفروشي را داشته باشد، خودداري كنيد.
5 - در هر نوع مذاكراتي، استفاده از لباس‌هاي اسپرت نظير شلوار لي، تي‌شرت، كفش‌هاي ورزشي و ... فاجعه است!
6 - استفاده از خودكار و همراه داشتن يك دفترچه يادداشت كوچك.
7 - اتومبيل؛ نوع اتومبيل نيز ارتباط كامل با هدف جلسه دارد كه بايد به آن توجه شود.

نحوه ورود به اتاق: اگر با كسي از قبل قرار ملاقات داريد و نوبت داخل شدن شما فرا رسيده است، با ضربه زدن به در وارد اتاق شويد و به باز و بسته بودن در دقت نكنيد.

* مكان نشستن در اتاق: محل نشستن در اتاق بايد رو به روي طرف مقابل، با رعايت فاصله رسمي باشد. يك مذاكره‌كننده حرفه‌اي نه بالاتر قرار مي‌گيرد نه پايين‌تر و از نشستن در جايي كه موقعيت وي را پايين مي‌آورد خودداري مي‌كند.

* نحوه دست دادن: دست دادن صحيح يكي از مهم‌ترين روش‌هاي ايجاد ارتباط اوليه با طرف مقابل است. دست دادن نبايد نه شل باشد كه حاكي از بي‌علاقگي و بي‌ارادگي است و نبايد آنقدر محكم و سفت باشد كه ايجاد درد كند.

* دادن كارت ويزيت: از مواردي كه قبل از مذاكرات بايد به آن توجه شود داشتن كارت ويزيت است. امروزه طفره رفتن از ارائه كارت ويزيت به دلايلي همچون آماده نبودن كارت، تمام شدن كارت، فراموشي و غيره از دلايل سوخته به شمار مي‌آيد و شايسته نيست فرد مذاكره‌كننده كارت ويزيت نداشته باشد.

* قوانين استفاده از تلفن همراه:1 - كسي كه در حال حاضر با او هستيد مقدم است؛‌ ‌بنابراين هنگام برقراري ارتباط با تلفن همراه به شخص پشت خط اعلام كنيد بعدا با وي تماس مي‌گيريد و بلافاصله تلفن را قطع كنيد. 2 - در هنگام حضور در جلسات رسمي يا تجاري، تلفن همراه خود را حتما خاموش كنيد. 3 - از دريافت يا خواندن و توجه كردن به پيام‌هاي كوتاه در حين مذاكره خودداري كنيد. 4 - زمان مناسبي را براي زنگ زدن انتخاب كنيد. مثلا از زمان تنفس استفاده كنيد. 5 - مكان خصوصي يا نسبتا خلوتي را براي صحبت كردن انتخاب كنيد. 6 - با تن صداي متعادل حرف بزنيد و از حرف زدن با صداي بلند به شدت خودداري كنيد.

* امكان استفاده از تسهيلات ارتباطي در محل مذاكره: در هنگامي كه مذاكره در محل شما انجام مي‌شود بايد امكان برقراري ارتباط ميهمانان با شركت خودشان شامل تلفن، فكس، پست الكترونيكي و غيره وجود داشته باشد.

*ضبط مذاكرات: ضبط مذاكرات اصلا معمول نيست، بنابراين از گذاشتن وسائلي كه شائبه ضبط كردن سخنان را دارند شامل موبايل، كيف و غيره روي ميز خودداري كنيد.

*نصب ساعت: در سالن مذاكره حتما بايد ساعت وجود داشته باشد تا بتوان گذران وقت را كنترل كرد.

*پذيرايي: به عنوان قاعده كلي بايد پذيرفت كه ميز مذاكره ميز پذيرايي نيست، بنابراين در صورت طولاني شدن مذاكرات سعي كنيد هرگونه پذيرايي منحصرا در ساعت تنفس اتفاق بيفتد ودر هنگام پذيرايي بايد قواعد زير را رعايت كرد:

1 - قبل از شروع مذاكره گرسنه یا تشنه نباشيد. 2- در صورتي كه در انتخاب نوع خوراكي حق انتخاب داشته باشيد آن نوع را انتخاب كنيد كه از پرستيژ بيشتري برخوردار باشد. 3- از خوردن خوراكي‌هايي كه مصرف آنها سخت است يا در هنگام خوردن احتمال كثيف شدن پيراهن يا لباس شما وجود دارد، خودداري كنيد. 4- در هنگام نوشيدن يا خوردن، مراقب صداي دهان خود باشيد. 5- اگر به وقت ناهار نزديك شديد، به هيچ وجه سنگين غذا نخوريد. 6- در هنگام استفاده از كارد، چنگال، يا قاشق، پس از تمام شدن غذا يا خوراك، اين وسايل را با دهان پاك نكنيد. 7- تا انتهاي خوراكي را ميل نكنيد. 8- در حين مذاكرات استفاده از سيگار به كلي ممنوع است.

*استفاده از دستور جلسه: در مذاكرات حتما سعي كنيد دستور جلسه داشته باشيد و قبل از شروع مذاكره، آن را براي طرف مقابل نيز مطرح كنيد تا در مورد موضوع جلسه توافق به عمل آمده باشد. داشتن دستورجلسه چند فايده دارد كه مي‌توان به آنها اشاره كرد:

الف: احتمال بروز موارد غافلگير كننده را در جريان مذاكره كاهش مي‌دهد. ب: اطلاعات مربوط به فهرست خواسته‌هاي طرف مقابل را در اختيارتان مي‌گذارد. ج: از پراكنده شدن مطالب و از هر دري سخن گفتن جلوگيري مي‌شود. د: امكان رسيدن به نتيجه و استفاده بهينه از وقت را افزايش مي‌دهد. تنظيم كردن صورت جلسه پس از مذاكرات فوايد زيادي دارد، شامل:

1 - در جلسات آينده مانع از بحث روي مواردي مي‌شود كه قبلا توافق شده‌اند.
2 - تعهد طرفين را به اجراي بندهاي توافق شده بيشتر مي‌كند. اصولا كساني كه حاضر هستند پاي برگه‌اي را امضا كنند، به‌طور طبيعي احساس مسووليت بيشتري را در خود حس خواهند كرد.
3 - چون امكان دارد در حين مذاكره روي مباحث مختلفي بحث شود با تنظيم صورت جلسه روي نكات كليدي مذاكره توافق همگاني انجام مي‌گيرد.
دسته بندی : اصول و فنون مذاکره


بوگاتی، یعنی قدرتمندترین و سریعترین

در روز 15 سپتامبر سال 1881 «اتوره آرکو ایزیدورو بوگاتی» در خانواده‌ای هنرمند در شهر میلان ایتالیا به دنیا آمد. او در سنین جوانی استعداد قابل توجهی در طراحی اتومبیل از خود نشان داد و همچنین علاقه زیادی به اتومبیلرانی داشت.

اتوره در سن 18 سالگی با اتومبیل 2 سیلندر خود در یک مسابقه محلی پیروز شد. او به عنوان طراح برای چندین شرکت از جمله «داتز» کار کرد و به خاطر طراحی و ساخت اتومبیلی کوچک با موتور 4 سیلندر 1208سی‌سی در خانه خود مشهور شد. او شرکت بوگاتی را در سال ۱۹۰۹ به منظور تولید خودروهای سفارشی و خاص تاسیس کرد؛ ولی در سال 1910 او پنج دستگاه اتومبیل با موتور 1327سی‌سی ساخت و در سال بعد این تعداد به 75 دستگاه افزایش یافت. در کنار تولید خودرو‌های خیابانی، بوگاتی حضور قدرتمندانه‌ای در مسابقات سرعت داشت که کسب قهرمانی در اولین مسابقات گرند پری موناکو و در قهرمانی مسابقات 24 ساعته لومان نمونه‌ای از آنها است.

بوگاتی در سال 1911 اتومبیل کوچکی با موتور 855 سی‌سی ساخت که توسط کمپانی پژو خریداری و 3095 دستگاه از آن تولید شد. در آن سال، ارنست فردریش رانندگی اتومبیل‌های بوگاتی را به عهده گرفت و در مسابقات شرکت کرد و در سال 1911 در مسابقه گراند پری به مقام قهرمانی رسید. در سال 1913 بوگاتی یک اتومبیل با موتور 5000 سی‌سی تولید کرد که هر سیلندر آن دارای 3 سوپاپ بود. با وجود ساخت فقط 3 نمونه از این اتومبیل، همین طرح راهگشای ساخت موتورهای سه سوپاپ نوع 30 و 37 در دهه 1920 شد. یکی دیگر از تولیدات کمپانی مدل 13 بود که تا جنگ جهانی اول تولید آن ادامه داشت. تلاش‌های بوگاتی در جنگ، به تولیدات نظامی متمایل شد و سال‌های جنگ را در پاریس به طراحی موتور هواپیما سپری کرد. از جمله کارهای او طی این دوران تولید یک موتور 16 سیلندر با قدرت 500 اسب‌بخار بود.

پس از جنگ جهانی اول، شهر مالشیم که کارخانه در آن قرار داشت جزو خاک فرانسه شد. پس از جنگ اتوره بوگاتی به کمپانی خود بازگشت و تولید مدل 13 را از سر گرفت. جانشین این مدل مدلی 16 سوپاپه بود که پس از برنده شدن فردریش در مسابقات گراند پری سال 1921 در شهری در شمال فرانسه به نام پرشیا این مدل نام این شهر را گرفت. موفقیت زود هنگام این اتومبیل موجب ساخت دوهزار دستگاه از آن تا سال 1926 شد.

در کشورهای دیگر نیز تعداد زیادی اتومبیل تحت امتیاز بوگاتی تولید شد. بوگاتی در سال 1922 با مدل 8 سیلندری به نام مدل 30 در بازار فروش اتومبیل موفقیت چشمگیری به دست آورد. در همان سال مدل 35 ساخته شد؛ اما به علت عدم توانایی‌های لازم برای شرکت در مسابقات، این اتومبیل به افراد غیرحرفه‌ای فروخته شد. در فاصله بین دو جنگ جهانی مدل 30 موفق ترین اتومبیل مسابقه‌ای بوگاتی بود و تا سال 1926 موفق به پیروزی در 12 مسابقه شد. مدل 37 با موتوری کوچک‌تر برای افرادی که توانایی خرید مدل 35 را نداشتند، ساخته شد. بعد از آن مدل 40 با بازدهی مناسب و قیمتی قابل قبول برای عموم مردم به بازار عرضه شد.

در سال 1926 رویای بوگاتی برای ساخت اتومبیلی که بتواند دنیا را تسخیر کند با مدل رویال 41 به حقیقت پیوست. این مدل با یک موتور 15هزار سی‌سی و قدرتی معادل 300 اسب بخار بسیار مهیج بود، ولی فقط 6 نمونه از آن ساخته شد که تنها 3 دستگاه از آن فروخته شد و بقیه نزد خانواده بوگاتی باقی ماند.

بوگاتی بعدها به علت مشکلات مالی ناچار به مهاجرت به پاریس شد و در آنجا به طراحی هواپیما و کشتی پرداخت، ولی پسرش جیان در کارخانه واقع در مالشیم باقی مانده و راه پدر را ادامه داد. او در ابتدای ورود خود به کارخانه، مدل 57 با موتور8 سیلندر را تولید و در سال 1934 به بازار عرضه کرد. در سال 1939 حدود 700 دستگاه از این اتومبیل ساخته شد.

متاسفانه جیان در آگوست 1939 دقیقا قبل از جنگ جهانی دوم هنگام آزمایش یک اتومبیل مسابقه‌ای در گذشت. با شروع جنگ جهانی دوم این شرکت نیز مانند بسیاری دیگر از شرکت‌های هم دوره خود با شکست مواجه شد. مرگ جیان و آغاز جنگ جهانی دوم ضربات سختی را بر کارخانه بوگاتی وارد کرد و فروش مدل‌های گران قیمت که بخش عمده‌ای از درآمد شرکت را شامل می‌شد، کاهش یافت. بوگاتی در ابتدای جنگ کارخانه را به پاریس منتقل کرد، اما این کار سودی نداشت، چون جنگ به زودی به پاریس کشیده شد. پس از آن، کارخانه مالشیم بار دیگر مشغول ساخت وسایل نقلیه جنگی شد و اتوره بوگاتی به بوردو رفت و مشغول فعالیت بر روی چند پروژه دیگر شد. او با کمک پسر کوچکترش رولاند، مدل 73 با موتور 1500 سی‌سی را ساخت، گرچه تا زمان مرگش در آگوست سال 1947 فقط تعداد اندکی از این اتومبیل تولید شد.

در سال 1951 با مدیریت پیر مالکو، یک مدل تجدید نظر شده 57 در کارخانه مالشیم ساخته شد. پس از این تاریخ، تلاش‌ها برای نگهداشتن کارخانه با شکست مواجه شد و در سال 1963 یک تولید کننده هواپیمای دیگر به نام هیسپانو سوئیزا کارخانه را خریداری نمود. کمپانی بوگاتی بعدها جذب یک کارخانه هواپیماسازی فرانسوی شد و کارخانه مالشیم به تولیدات قطعات هواپیما پرداخت. گروهی از تجار اروپایی در سال 1987 نام بوگاتی را برای زنده نگه داشتن یاد اتوره بوگاتی خریداری کردند و کمپانی جدید بوگاتی در شهر کامپوگالیانو ایتالیا تاسیس شد و در اوایل دهه 1990 اتومبیل فوق سریع 12 سیلندر «کوادتوربو» با سرعت 322 کیلومتر در ساعت و قدرت 550 اسب بخار را تولید کرد. شرکت بوگاتی در سال ۱۹۹۸ توسط فولکس واگن خریداری شد و اکنون تولید بسیار محدودی دارد. مایکل شوماخر قهرمان اتومبیلرانی جهان یک نمونه از اتومبیل‌های بوگاتی را در سال 2003 خریداری کرد. در سال‌های اخیر نیز یک مدل قدیمی پرشیا که به مدت 75 سال زیر آب مدفون شده بود، پس از خارج کردن به مزایده‌گذارده شد و به مبلغ 350 هزار دلار توسط موزه مولن کالیفرنیا خریداری شد. این کارخانه طی احیای مجدد توسط فولکس واگن اکنون فقط اتومبیل‌های اسپورت خاص تولید می‌کند.


دسته بندی : مقالات عمومی


4 امپراتوركارآفريني

قدرت تخيل شاه‌كليد اصلي

حالا سوال من از شما اين است كه آيا روياهاي خود را يك به يك دنبال كرده‌ايد؟ كداميك از روياهايتان از همه مهم‌تر و بزرگ‌تر است؟ آيا روياها و بلندپروازي‌هاي خود را به درستي مي‌شناسيد؟ اگر چنين نيست، بررسي كنيد و ببينيد غريزه كارآفريني درون شما از چه زماني به خواب رفته يا به چرت زدن افتاده است؟ اما پيش از آنكه پاسخ سوال مرا بدهيد بهتر است سري به دوران تحصيل در مدرسه بزنيم.
حتما يادتان هست كه وقتي دانش‌آموز مدرسه بوديم، انجام هر كاري برايمان امكان‌پذير به نظر مي‌رسيد. قطعا هيچ دانش‌آموز دبستاني در سن مثلا هفت سالگي نمي‌تواند يك خلبان آموزش ديده هواپيما و مالك يك هواپيماي شخصي باشد؛ اما در چنين سن و سالي اين امكان برايمان وجود دارد كه دست‌هايمان را از دو طرف مثل بال هواپيما باز كرده با تقليد صداي موتور يك هواپيماي جت پرسرعت، وزوزكنان در اطراف اتاق يا صحن حياط مدرسه شروع به دويدن كنيم و با اين كار احساس پرواز با هواپيما را در خود به وجود آوريم. اين همان قوه تخيل ماست كه به ما در ساخت و ايجاد مجازي هر چيزي كه طالب آن هستيم كمك مي‌كند. در دوران كودكي، دنياي ما در تخيلاتمان شكل مي‌گيرد و به ما جرات مي‌دهد تا وانمود كنيم همه چيز در حيطه اختيار ماست.
كودكان در دبستان و به هنگام زنگ تفريح، قوه تخيل خود را براي خلق مجازي انواع شخصيت‌ها، بازي‌ها، سرگرمي‌ها و حتي طرح و توطئه‌اي پيچيده به منظور سرگرم‌كردن خود و همكلاسي‌هاي‌شان به كار مي‌اندازند. گاهي اوقات هم بچه‌ها به‌طور مشترك از قوه تخيل خود براي فعال كردن روياهاي خود استفاده مي‌كنند. همه ما چنين تجربه‌هايي را در دوران كودكي آزموده‌ايم. حتي در مواقعي كه در خانه يا مدرسه همبازي نداشته‌ايم، با كمك گرفتن از قدرت تخيل براي خود همبازي فرضي ساخته‌ايم.
حالا به من بگوييد در سنين بزرگسالي تا چه حد از قدرت تخيل خود براي خلق مجازي چيزهايي كه دوست داشته‌ايد، استفاده كرده است؟ چه تعداد از شما خوانندگان اين كتاب، تاكنون خود را با بازي‌هاي فرضي محصول قدرت تخيل خود سرگرم كرده است؟ اگر سن شما كه اينك مخاطب سوال من هستيد بيشتر از شانزده سال باشد، به ندرت ممكن است به اين سوال پاسخ مثبت دهيد. اگر چنين است به من بگوييد آن همه قوه تخيلي كه در دوران كودكي در شما وجود داشت، كجا رفته است؟ آيا بايد اجازه دهيم هرچه از دوران مدرسه فاصله مي‌گيريم و پا به دنياي واقعي مي‌گذاريم چشمه روياهاي بزرگ و قوه تخيل ما بخشكد و تبخير شود؟ آيا ما نبايد بخش كوچكي از اوقات زندگي خود را به تفكر و بارور كردن تخيلاتمان اختصاص دهيم؟ چرا بايد آن‌قدر در مسائل زندگي روزمره غرق شويم كه ديگر جايي براي پرداختن به روياهايمان باقي نماند.
به اعتقاد من داشتن يك جريان سيال تخيل، امري حياتي براي هر كارآفرين موفق است و بايد جايگاه والايي در خط فكري او داشته باشد. قوه تخيل خود من همواره در غليان و تب و تاب بوده است. به شما هم توصيه مي‌كنم اجازه دهيد قوه تخيلتان جان بگيرد و مثل من در جوش و خروش باشد. ميدان دادن به قوه تخيل به منزله رها كردن افسار غول كارآفريني است كه در درون، وجود دارد و بي‌تابي مي‌كند. به شما اطمينان مي‌دهم اگر چنين كنيد حتما كامياب خواهيد شد. هر اندازه قوه تخيل شما بيشتر فوران كند، آن غول خفته، زودتر از خواب بيدار خواهد شد. فعال شدن قوه تخيل همچون جرقه‌اي است كه باعث مي‌شود چراغ انبوهي از ايده‌ها و تفكرات بكر و نوين در ذهن شما روشن شود و شما بتوانيد در روشنايي آن به سوي اهداف بزرگ گام برداريد.
ده قانون طلايي كارآفريني
من به اين نتيجه رسيده‌ام كه همه افراد از توانمندي بالقوه براي تبديل شدن به كارآفرين موفق برخوردارند؛ اما در نخستين گام به سوي كارآفريني بايد عناصر كليدي را در جاي درست و مناسب آن قرار داد. من براي اين عناصر كليدي عنوان ده قانون طلايي را انتخاب كرده‌ام. ده قانون طلايي من عبارتند از:
قانون اول: ترسيم چشم‌انداز
قانون دوم: استفاده از قدرت نفوذ و تاثيرگذاري شخصي
قانون سوم: تقويت حس اعتماد به نفس
قانون چهارم: تعهدپذيري
قانون پنجم: دست به كار شدن
قانون ششم: به دنبال نتيجه كارها رفتن
قانون هفتم: زمان‌بندي درست كارها
قانون هشتم: داشتن پشتكار
قانون نهم: دقت عمل در كارها
قانون دهم: داشتن قدرت درون‌يابي (شم تشخيص امور).


دسته بندی : کارآفرینی


مدیریت کاری و شخصی

-آگاه شوید که دیگران از شما چه انتظارهایی دارند
- آینده هرگز اتفاق نمی افتد بلکه ساخته می شود
- ارزیابی را با توجه به هدف ها انجام دهید
- از اشتباه کردن نهراسید ، اما اشتباه را دوباره تکرار نکنید
- از اشتباه های خودتان و یا دیگران و نحوه اصلاح آنها و چگونگی آموختن در آنها بطور صریح و صادقانه یاد کنید
- از پشت میز کار فقط به کار بنگرید
- از شکست ، هراسی به دل راه ندهید ، زیرا شکست آغاز پیروزی است .
- از هیچ همه چیز بسازید
- اشتباه های هوشمندانه قسمتی از هزینه های پیشرفت هستند
- اطمینان حاصل کنید که محیط کاری شما لذت بخش است و افراد در آن احساس ناراحتی نمی کنند
-افکار بزرگ در ذهن بپرورانید
-امروز زمان شروع همه کارهایی است که درگذشته وعده انجامش را به خود می دادید
- اندیشه های مثبت خود را غنی تر کنید
- انعطاف پذیری یعنی قدرت 


دسته بندی : مقالات عمومی


شفاف باشید؛ کارمندان نمی‌توانند ذهن شما را بخوانند

به عنوان یک مدیر، چه برنامه‌ریزی‌هایی انجام داده‌اید؟ آیا کارمندان شما می‌دانند چه کارهایی باید انجام دهند تا به این هدف برسند؟

 

آیا می‌دانند انتظارات شما از آنها چیست؟ و وقتی «چرایی» و «چگونگی» انجام امور را دریافتند، آیا به اندازه کافی به آنها استقلال می‌دهید تا کارها را به طور موثر و به موقع انجام دهند؟ اینها مسائل واقع بینانه کسب وکار هستند که همه مدیران با آن روبه‌رو می‌شوند. برای توجه موثرتر به این مسائل و رسیدن به اهداف کسب وکار به شیوه‌ای درست، تفکراتی وجود دارد که به آنها اشاره می‌شود.
«چرایی» و «چگونگی» کارتان را به صورت گروهی ایجاد کنید
قبل از انجام هر کاری، گفت وگویی را با سهام داران شرکت ترتیب دهید و در مورد اینکه اکنون در چه موقعیتی قرار دارید، قصد دارید به کجا و چگونه به نقطه‌ای برسید، صحبت کنید. جویا شدن دیدگاه‌های آنها و ارزش قایل شدن برای این دیدگاه‌ها، باعث می‌شود تعهد، اطمینان و همراهی آنها را هنگام اجرای برنامه‌ها جلب کنید. این چشم انداز مشترک مشخص می‌کند که چه کارهایی باید انجام شود و هر کس چه وظیفه‌ای دارد. 
وقتی من مدیر عامل شرکت کمپبل سوپ بودم، از کارت امتیازدهی استفاده می‌کردیم تا مبنای شناختی را برای هر کارمند ایجاد کنیم و بر اساس آن انتظاراتی را که از هر شخص داشتیم، مشخص کنیم؛ از جمله اهداف مالی، سهم بازار و اهداف پروژه‌ای کلیدی. این کارت امتیازها «چرایی» کار ما را تعریف می‌کرد، اما برای تعریف «چگونگی» آن، از مدل خاصی استفاده می‌کردیم که «مدل مدیریتی کمپبل» نامیده می‌شد و 6 انتظاری را که از هر کارمند داشتیم، به طور خاص مشخص می‌کرد. همه کارمندان مرتبا طبق این دو روش ارزیابی می‌شدند. 
خود را بشناسانید و به تعهداتتان عمل کنید
معمولا مدیران بهترین مقاصد و اهداف را دارند، اما دیگران نمی‌توانند ذهن آنها را بخوانند. به همین دلیل، مهم است که خود را بشناسانید: به کارمندان بگویید چرا پذیرفته‌اید که مدیر آنها باشید. لیزا که سمت معاون مدیر شرکتی را داشت و یک تیم نوآوری را رهبری می‌کرد، در تلاش بود تا بر برخی از همکارانش تاثیر بگذارد. وقتی او با یکی از همکارانش که به طور خاص کمی انعطاف‌پذیر نشان می‌داد ملاقات کرد، تصمیم قاطعی گرفت تا به طور خصوصی با او جلسه‌ای داشته باشد و کاری را انجام دهد که قبل از آن هرگز انجام نداده بود. لیزا، گارد خود را کنار زد و سعی کرد شفاف باشد. او با توضیح در مورد ارزش‌های خود و اینکه چرا نسبت به کارش آنقدر دقیق است، خودش را معرفی کرد. سپس گفت «من قصد دارم روابط کاری محکمی داشته باشم. می‌توانید به من بگویید از یک همکار چه انتظاراتی دارید؟ و چه چیزی باعث می‌شود که به همکارتان اعتماد کنید؟»
در نهایت مشخص شد در حالی که لیزا نسبت به نتایج کارش خیلی حساس بود، همکارش بیشتر به روابط اهمیت می‌داد. او با معرفی خودش، فضایی را برای گفت وگوی دوستانه ایجاد کرد که به رابطه کاری محکمی منجر شد. منظور من از شناساندن خود به دیگران همین است. این بینش‌های قدرتمند، برای هر دو طرف نقطه عطفی در روش کارشان بود. 
اما شناساندن خودتان کافی نیست. وقتی به دیگران جهت می‌دهید، باید از این حقیقت آگاه باشید که آنها شما را مسوول می‌دانند و انتظار دارند به وعده هایتان عمل کنید. بنابراین هر حرکت شما را زیر نظر می‌گیرند، پس باید سعی کنید رفتار متناقضی نداشته باشید. 
بیل جورج، استاد مدرسه کسب وکار هاروارد و مدیر سابق شرکت تکنولوژی پزشکی مدترونیک، نمونه بارزی در شناسایی خود به کارمندان است که به نتایج جالبی رسیده است. زمانی که او در شرکت مدترونیک بود، وعده داده بود ارزش آفرینی فوق العاده‌ای داشته باشد و با نجات جان انسان‌ها دنیای بهتری بسازد. او در مصاحبه‌ای گفته «باید یک قدم جلوتر باشید. این کار باعث می‌شود بازده بلند مدت زیادی داشته باشید.» این متعهد بودن به عمل، با استراتژی شرکت او متناسب بود. درست است که سازمان‌ها دستخوش تغییر می‌شوند، اما شما باید ثابت قدم باشید تا کاری را به سرانجام برسانید. طی 13 سال ریاست جورج در مدترونیک، درآمد سالانه این شرکت به طور میانگین 18 درصد و سود آن 22 درصد افزایش یافت. جورج دریافته بود، شعار مغرورانه‌ای که شرکت بر دیوار خود نصب کرده بود، کافی نیست. این پیام نباید فقط یک جمله زیبا باشد، بلکه باید آن را به کار ببرید. اگر حرفتان با عملتان یکی نباشد، توانایی مدیریت شما به خطر می‌افتد. 
به استقلال افراد احترام بگذارید
باید مراقب باشید در انتقال «چرایی» و «چگونگی» کارها به افراد افراط نکنید. اگر مو به مو به کارمندان توضیح دهید که باید چه کاری انجام دهند و دقیق به آنها توضیح دهید که چگونه باید آن را به سرانجام برسانند، نتیجه معکوس خواهید گرفت، چون در آنصورت، کارمندان بیش از اینکه فکر کنند باید کارشان را با بهترین کیفیت انجام دهند، نگران برآورده کردن انتظارات شما هستند. دنیل پینک، در کتاب خود به نام «حقیقت شگفت انگیز در مورد مسائلی که به ما انگیزه می‌دهند»، کار بزرگی را در شناسایی مسائلی که به افراد انگیزه می‌دهند، انجام داده است. تحقیق او مشخص کرده که اولین محرک کلیدی افراد در کار، داشتن استقلال و انتخاب عمل است. افراد اشتیاق فراوان دارند که کارشان را با اختیار خودشان به سرانجام برسانند. بنابراین، فقط باید بدانند که مدیران چه انتظاراتی از آنها دارند و سپس به اندازه کافی آزادی داشته باشند تا بتوانند با خلاقیت خودشان این انتظارات را برآورده کنند. برای اینکه بتوانید مدیریت سطح بالایی داشته باشید، باید تا جایی که لازم است نسخه تجویز کنید تا حس جهت دهی را در سازمان ایجاد کنید. برنامه‌ریزی‌های خود را به اندازه کافی در سطح وسیع بیان کنید، به طوری که واضح باشد، اما انعطاف ناپذیری آن به قدری نباشد که توانایی افراد را برای عمل به آن، از بین ببرد. به یاد داشته باشید که افرادی که در گروه کاری پیشتاز هستند، باید با واقعیت اجرای امور مواجه شوند. بنابراین مدیریت هوشمندانه و اجرای لحظه‌ای کارها را به خودشان واگذار کنید. اگر بتوانید این تنش را متعادل کنید، ابتکار حل مشکلات را در راستای انتظارات خودتان، به دست آنها می‌دهید. 
تکرار را فراموش نکنید
علاوه بر اینکه باید هر چه زودتر افکار خودتان را به کارمندان بشناسانید، باید این کار را مرتب تکرار کنید. این روزها افراد زندگی‌های پیچیده‌ای دارند و نمی‌توانند 
تک تک خواسته‌های شما یا ماموریت شرکت را پیگیری کنند. باید انتظاراتتان را از سازمان به طور مرتب تکرار کنید و کارآیی آنها را به کارمندان توضیح دهید. 
به همین دلیل است که وقتی در کمپبل بودم، همیشه هر کاری را که انجام می‌دادیم، به انتظارات مان ربط می‌دادم؛ انتظاراتی مثل ماموریت شرکت، وعده کمپبل، طرح ارزش کارمندان، ارزش‌های هسته‌ای سه‌گانه، استراتژی‌های هفت گانه و مدل مدیریتی شرکت. من از هر فرصتی استفاده می‌کردم تا کالبد هویتی را که برای شرکت کمپبل ایجاد کرده بودیم، به کارمندان یادآوری کنم. در مورد پروژه‌هایی که ارائه کرده بودیم با آنها صحبت می‌کردم. همچنین از مدیرانی که‌ایده‌های خلاقانه ارائه می‌کردند یا عملکرد خوبی داشتند، طبق مدل مدیریتی مان، تجلیل می‌کردم. 
بنابراین از نیاز به تکرار کردن آگاه باشید و به آن عمل کنید. انتظارات سازمان تان را در مکالمه هر روزه با کارمندان یادآوری کنید. هر چقدر بیشتر این کار را انجام دهید، افراد بیشتری به طور ذاتی «چرایی» و «چگونگی» کارهای شما را به عمل تبدیل می‌کنند.
انطباق پذیر باقی بمانید
یک نکته‌ای که آن را می‌دانم این است که هر تصمیمی که می‌گیرم، گاهی اشتباه خواهد بود. بنابراین، وقتی خودم را می‌شناسانم، اعتراف می‌کنم که برخی مواقع دچار اشتباه می‌شوم. 
ایجاد چنین فضایی برای خودتان و انعطاف پذیر بودن، به این معنی نیست که بر کارهای خود تسلط ندارید. برعکس، این موضوع نشان دهنده این است که دقیقا می‌دانید چه کاری انجام می‌دهید و به دلیل چنین درکی، می‌دانید که هر کسی دچار اشتباه می‌شود. به نظر من، نحوه روبه رو شدن شما با مشکلات است که در نهایت سهم شما را تعریف می‌کند. همانطور که چارلز داروین دریافته بود، وقتی محیط به سرعت تغییر می‌کند، بقا نه مربوط به قوی‌ترین‌ موجودات است و نه باهوش‌ترین آنها؛ بلکه مربوط به افرادی است که بیشترین سازگاری را با محیط دارند. بنابراین، مناسب ترین مدیران افرادی هستند که قابلیت یادگیری را دارند. 
علاوه بر انعطاف پذیر بودن، باید دیگران را نیز از این انعطاف پذیری آگاه کنید. در اولین روزهای مدیر عامل شدنم در کمپبل، به تمام 350 مدیر ارشد شرکت سندی امضا شده ارائه دادم که مشخص می‌کرد آنها می‌توانند چه انتظاراتی از من داشته باشند. آخرین نکته‌ای که در این سند به آن اشاره کرده بودم این بود: من اشتباه می‌کنم. همه تلاشم را می‌کنم تا به این اشتباهات اعتراف کنم و با سرعت و دقت هر چه تمام‌تر، درصدد اصلاح آنها برآیم.» همه ما در حال یادگیری و رشد کردن هستیم و از سوی دیگر شرایط در حال تغییر است. گاهی لازم است مسیر خود را تغییر دهید. 
وقتی دچار سردرگمی می‌شوید، راه حل موجود این است که امور را هر چه سریع تر به مسیر اصلی خود برگردانید. قدرتمندترین کار این است که به اشتباهتان اعتراف کنید و برای اصلاح آن متعهد شوید. 
از وعده تا عمل
دیدگاه‌ها، استراتژی‌ها و اعلامیه‌ها صرفا وعده هستند. وظیفه شما به عنوان یک مدیر این است که این وعده‌ها را هر روز از طریق مجموعه پیچیده‌ای از تعاملات به عملکردی واقعی و عمومی تبدیل کنید. از هر تعامل به عنوان یک فرصت استفاده کنید تا عواملی را که در بالا گفته شد، تمرین کنید و با هر یک از این تعاملات به پیشرفت برسید. در کارتان وضوح و قابلیت بیشتری ایجاد کنید تا بتوانید در لحظه کارآیی بیشتری داشته باشید.


دسته بندی : مقالات عمومی


چه مشتریان وفاداری برای کسب‌وکار ما مفید هستند؟

بحران اقتصادی اخیر شرکت‌ها را به نیاز برای تلاش بیشتر در راستاي تقویت و پرورش وفاداری مشتری، آگاه کرده است. بسیاری از مقالات در حال حاضر به موضوع اهمیت فزاینده ارائه خدمات عالی به مشتریان در زمان بروز بحران‌های مختلف مثل بحران اقتصادی اخیر می‌پردازند. دلیل این امر بسیار ساده و بدیهی است: مشتریان وفادار به واسطه حمایت و پشتیبانی‌شان، به سازمان کمک می‌کنند، بحران را تحمل کنند.
بی‌شک، این منطق تا حد زیادی می‌تواند درست باشد. هیچ بنگاهی بدون مشتریان وفادار نمی‌تواند به حیات خود ادامه دهد. با این حال مشکل اینجا است که این موفقیت ناشی از وفاداری آنچنان که ساده به نظر می‌رسد، نیست. مثل بسیاری از ایده‌های «بزرگ» دیگر، شرایطی وجود دارند که استراتژی‌های وفاداری بی‌شک درست هستند، اما کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند و در عین حال شرایط دیگری هم وجود دارند که اين استراتژي‌ها اشتباه هستند.
وفاداری هم یک ایده بزرگ است. وفاداری در پایه‌ای‌ترین سطح به معنای احساس وابستگی‌ای است که باعث می‌شود کسی مایل باشد به ارتباطش ادامه دهد. در حال حاضر غالبا وفاداری انحصاری و کامل در قلب و ذهن مشتریان با وفاداری چندگانه به تعداد زیادی از محصولات جایگزین شده است. بیش از 50 درصد مشتریان یک شرکت اعتقاد دارند که آنها فقط تا حدی به یک شرکت خاص وفاداری دارند. حتی اگر ما طبقه‌بندی خود را به مشتریانی که احساس می‌کنند وفادار هستند و بیشتر خریدهایشان را از یک بنگاه خاص انجام می‌دهند، محدود کنیم، تنها یک سوم مشتریان یک بنگاه را در نظر گرفته‌ایم. در واقع تنها 20 درصد مشتریان یک بنگاه حقیقتا سودآور هستند و بسیاری از مشتریان سودآور یک شرکت وفادار نیستند.
این امر مدیران را با مشکل وفاداری مواجه می‌کند، اما اگر اغلب مشتریان یک بنگاه سودآور نباشند، پس چطور یک استراتژی وفاداری مشتری می‌تواند بازگشت سرمایه مثبتی ایجاد کند؟ به جای اینکه ببینيد آیا به اندازه کافی مشتریان وفادار در مجموعه مشتریان خود دارید یا نه، باید از خودتان سه سوال پیچیده‌تر را بپرسید:
1 - چه مشتریان وفاداری برای کسب‌وکار ما مفید هستند؟
2 - چطور آنها را حفظ کنیم؟
3 - چطور مشتریان بیشتری مثل آنها جذب کنیم؟
در اوضاع رکود کنونی، مشتریان هم در زمینه
(B-to-B (Business-to-business: تبادلات تجاری بین شرکت‌ها و کسب‌وکارها) و هم در
(B-to-C (Consumer-to-consumer: تبادلات تجاری ای که در آن مشتری شرکت، مصرف‌کننده نهایی است، بسیار به مسائل و مشکلات اقتصادی حساس هستند. به‌‌علاوه شرکت‌هایی با ارتباطات B-to-B، خیلی بیشتر به شرکای فروشنده شان برای تحمل این بار سنگین وابسته هستند. البته این مساله اساسا مشکلی ندارد و ما به عنوان مدیر باید بدانیم اگر می‌خواهیم لایق وفاداری مشتریانمان باشیم، باید با کسب‌وکارمان به نیازهای آنها پاسخ دهیم.
اما ساده‌ترین راه‌حل برای افزایش وفاداری مشتری در یک بازار راکد، دادن پیشنهادهای قیمتی است. در واقع بنگاه‌هایی که از طریق برنامه‌های وفاداری، میزان وفاداری مشتریانشان را ثبت و دنبال می‌کنند، می‌توانند مطمئن باشند که با هر کاهش قیمت در محصولاتشان، درجه وفاداری مشتریان افزایش می‌یابد. اما این استراتژی، یک استراتژی بد است. البته این به آن معنا نیست که نباید به دنبال راه‌هایی برای کارآیی بیشتر باشیم تا از این راه هزینه کمتری را به واسطه قیمت پایین‌تر محصول به مشتریان شرکت منتقل کنیم. اما باید توجه داشت که وفاداری ناشی از مسائل مربوط به قیمت، نازل‌ترين نوع وفاداری و در واقع به این معنا است که ما قادر نیستیم در محصولات یا خدماتمان ارزش متفاوتی برای مشتری خلق کنیم.
نقطه شروع هر استراتژی وفاداری، پاسخ به این سوال است که چه مشتریان وفاداری برای ما سودآور هستند و کدام‌ها نیستند. بررسی دقیق‌تر این دو گروه مشتری دلایل مختلف برای وفادار بودن آنها را آشکار می‌کند. مشتریان وفاداری که سودآور نیستند، اغلب به دو دلیل نسبت به شرکت وفاداری دارند:
1 - آنها بیشتر به واسطه سیاست‌های کاهش قیمتی و سیاست‌هایی شبیه آن به شرکت وفادار شده‌اند.
2 - آنها به دنبال میزان خدمات بیش از حدی هستند و مایل نیستند به همان اندازه‌ای که آن خدمات ارزش دارند، هزینه کنند.
در مقابل، مشتریان وفادار سودآور بیشتر متوجه جنبه‌های متمایز‌کننده محصولات یا خدماتی هستند که بنگاه ارائه می‌کند. نکته کلیدی برای یک استراتژی موفق وفاداری این است که کاملا این جنبه‌های متمایز‌کننده را مشخص کرده و روی بهبود این المان‌ها به شکل مشهود، تمرکز کنند. به علاوه بسیار ضروری است که ما به شکل فعالانه کاری کنیم که مشتریان و به خصوص مشتریان ثروتمند ما بدانند که شرکت ما برای ارائه این ارزش‌ها و المان‌های خاص ادامه حیات می‌دهد. با انجام این کار بهترین مشتریان ما به وضوح متوجه می‌شوند که چرا سازمان ما لیاقت وفاداری آنها را در شرایط خوب یا بد دارد.


دسته بندی : مدیریت کسب و کار


به سمت موفقیت بروید

موفقیت به افراد برگزیده تعلق ندارد؛ موفقیت متعلق به شماست، اگر بخواهید به دنبال آن بروید.موفقیت را هیچ جا پخش نمی کنند، شما باید آن را بدست آورید، ولی نه با زور. اگر از درون فرد موفقی شوید می توانید موفقیت را بدست آورید.

 

کلیدهای موفقیت که زندگی انسان را تغییر می دهند عبارتند از:

جرأت انجام کار را داشته باشید: کسی به بعیدترین نقطه می رسد که می خواهد کاری را انجام دهد و جرأت انجامش را دارد. قایق اطمینان از ساحل دور نمی شود.

آیا جرأت انجام کارهای غیرممکن را دارید؟ هیچ وقت نباید در زندگیتان زمانی باشد که شما سعی بر انجام غیرممکن نداشته باشید. غیرممکن ها هستند که شما را پرورش می دهند و به شما آن چیزی را نشان می دهند که باید به آن تبدیل شوید.

شروع کنید و جرأت داشته باشید. از دایره آسایش و راحتی خود دورتر بروید و خودتان را رشد دهید. میزان کاری که انجام می دهید را افزایش دهید، انتظاراتتان را بیشتر کنید و قوه تصور و خیالتان را تقویت کنید.

 

نرخ شکست خود را دوبرابر کنید: می خواهید فرمولی برای موفقیت به شما بدهم؟ خیلی ساده است. نرخ شکست خود را دوبرابر کنید. شما به شکست به عنوان دشمن موفقیت می نگرید. ولی اصلاً اینطور نیست. شاید شکست شما را دلسرد کند یا شاید از آن چیزی یاد بگیرید. پس پیش بروید و اشتباه کنید. هر کاری می توانید بکنید. چون باید به یاد داشته باشید که آنجا جائی است که موفقیت را خواهید یافت".

اگر می خواهید موفق شوید باید شکست بخورید. هیچ کس با چند شکست کوچک موفق نمی شود. بعد از تنها سه بار شکست خوردن، اولین کسی نخواهید بود که موفق می شود. باید شکست بخورید، شکست، شکست و شکست. شکست راه رسیدن به موفقیت است. آنقدر باید زمین بخورید تا راه رفتن را یاد بگیرید.

 

از خواسته خود استفاده کنید: "تفاوت بین یک فرد موفق و دیگران عدم توانایی یا کمبود دانش او نیست، بلکه نخواستن اوست".

آرزو کلمه دیگری برای خواسته است. برای موفق شدن باید بیشتر از هر چیز دیگری آرزوی موفق شدن داشته باشید. افراد موفق قویتر از دیگران و لزوماً باهوشتر نیستند، ولی آرزوی آنها بیشتر است. آنها آرزوی فراوانی برای دیدن تحقق هدفشان دارند. آیا شما هم این آرزوی فراوان را دارید؟ بدون آرزو، انگیزه رسیدن به هدف را نخواهید داشت.

 

شما به اراده و تعهد نیاز دارید: "آرزو کلید انگیزه است، ولی اراده و تعهد است که موجب پیگیری مداوم هدفتان می شود – تعهد به برتری – که شما را قادر می سازد به موفقیتی که به دنبالش هستید برسید".

آیا اراده دارید؟ فرد مصمم بیشتر از هزاران فرد بی علاقه موفق می شود. آرزو، اراده و تعهد از لحاظ استراتژیک شما را در موقعیت موفقیت قرار می دهند.

 

برتری لازم است: "هیچ کس فقط با کاری که از او خواسته می شود به موفقیت بسیار برجسته ای نمی رسد؛ مقدار و برتری چیزهای فراتر از لزوم است که بزرگی تمایز نهایی شما را مشخص می کند".

آیا خدمات عالی ارائه می دهید؟ برای بهترین شدن، باید بهترین خدمات را ارائه دهید. باید به مشتریانتان چیزی ارائه دهید که نمی توانند آن را از جای دیگری بدست آورند.

کیفیت خدمات شما چگونه است؟ آیا کسی می تواند کار شما را انجام دهد؟ آیا کار شما عالی است؟

موفقیت از آسمان در آغوش شما نمی افتد؛ باید به دنبالش بروید. باید تعقیبش کنید. باید بیشتر از هر چیز دیگری آن را بخواهید. یک فرد تنبل موفق نخواهد شد، فقط کسانی که می خواهند کار کنند، کسانی هستند که می خواهند به سمتش بروند

خیال لازم است: "خیالی که شما در ذهنتان آن را می ستایید، ایده آلی که در صدر قلبتان می نشانید، همان چیزی است که زندگی تان را با آن می سازید و تبدیل به همان می شوید".

برای موفق شدن، باید به موفقیت فکر کنید. فقط از راه تعمق در موفقیت است که می توانید آرزوی موفق شدن را خلق کنید. باید خیال واضحی از آنچه دوست دارید بدست آورید داشته باشید. این آرزو و خواسته باید شما را از پا درآورد. اگر این آرزو شما را از پا درآورد، بالاخره روزی تحقق خواهد یافت.

 

به سمت موفقیت بروید: "موفقیت به سمت شما نمی آید شما باید به طرفش بروید".

موفقیت از آسمان در آغوش شما نمی افتد؛ باید به دنبالش بروید. باید تعقیبش کنید. باید بیشتر از هر چیز دیگری آن را بخواهید. یک فرد تنبل موفق نخواهد شد، فقط کسانی که می خواهند کار کنند، کسانی هستند که می خواهند به سمتش بروند.

آیا می خواهید به سمت موفقیت بروید؟ آیا خیال واضحی از آن دارید؟ آیا آرزوی عطشناکی برای آن دارید؟ آیا می خواهید شکست بخورید؟ اگر اینطور هستید، در مسیر درست موفقیت هستید.


دسته بندی : مقالات عمومی


مقالات مرتبط با شرکت های موفق جهان

مقالات مرتبط با شرکت های موفق جهان

شرکت سانیو، توشیوایو

شرکت توشیبا

شرکت گوگل

دسته بندی : مقالات عمومی


طرح های خانگی

طرح های خانگی موجود در وبلاگ "جـــدیدترین مقالات کارآفرینی و کسب و کار"

1.           تعلیم

2.           مشاور مالی

3.           خدمات ترجمه

4.           زراعت کوچک

5.           خدمات تلخیص

6.           خدمات پادویی

7.           طراحی سایت

8.           متصدی شبکه

9.           خدمات نظافتی

10.       نشر کامپیوتری

11.       تدریس خصوصی

12.       تعمیرات رایانه

13.       تهیه کنندگان غذا

14.       خدمات حسابرسی

15.       مؤسسه تبلیغاتی

16.       برنامه نویس کامپیوتر

17.       مشاور امور رایانه ای

18.       متخصص روابط عمومی

19.       نگهداری کودک در منزل

20.       فعالیت بدنی و ماساژ درمانی

21.       منشی گری و پشتیبانی اداری

22.       هماهنگ کننده مراسم عروسی

23.       ماساژور صورت و متخصص زیبایی

24.       مشاوره با کسب و کارها و سازمانها


دسته بندی : پروژه کارآفرینی و طرح توجیهی


طرح های خدماتی

طرح های خدماتی موجود در وبلاگ "جـــدیدترین مقالات کارآفرینی و کسب و کار"

1.         احداث درمانگاه شبانه روزی

2.         طرح توجیهی مجتمع ورزشی

3.         طراحی نرم افزار و صفحات وب

4.         ارئه خدمات رايانه ای ومشاوره مديريت

5.         خدمات تراکتها، کلیپهاو تیزرهای تبلیغاتی

6.         جمع آوری شیر به ظرفیت 8500 کیلوگرم در روز

7.         راديو تراپی درمان سرطان با پرتوهای ايكس وگاما

8.         خدمات چشم پزشکی و فروش لوازم چشم پزشکی

9.         خدمات مکانیزاسیون کشاورزی به مساحت 1500 هکتار

10.      خدمات مکانیزاسیون کشاورزی به مساحت 2500 هکتار

11.      خدمات مکانیزاسیون کشاورزی به مساحت 4000 هکتار


دسته بندی : پروژه کارآفرینی و طرح توجیهی


طرح های کشاورزی

طرح های کشاورزی موجود در وبلاگ "جـــدیدترین مقالات کارآفرینی و کسب و کار"

1.         پرورش بلدرچین

2.         پرورش شترمرغ

3.         پرورش اردك مادر

4.         پرواربندی گوساله 100 راس

5.         پرواربندی گوساله 150 راس

6.         توليد و پرورش موز گلخانه ای

7.         كشت گياهان گلخانه ای (خيار درختی)

8.         توليد كنسرو فراورده های غير گوشتی

9.         پرورش کرم ابریشم به ظرفیت 200 جعبه

10.     پرورش کرم ابریشم به ظرفیت 400 جعبه

11.     احداث باغ زیتون ( به مساحت 50 هكتار )

12.     احداث باغ زیتون ( به مساحت 100 هكتار )

13.     احداث باغ زیتون ( به مساحت 200 هكتار )

14.     احداث باغ پسته ( به مساحت 50 هكتار )

15.     احداث باغ پسته ( به مساحت 100 هكتار )

16.     احداث باغ پسته ( به مساحت 200 هكتار )

17.     زارعت گياهان علوفه ای به مساحت 200 هکتار

18.     زارعت گياهان علوفه ای به مساحت 300 هکتار

19.     زارعت گياهان علوفه ای به مساحت 400 هکتار

20.     كشت يونجه و توليد علوفه(به مساحت 100 هكتار)

21.     كشت يونجه و توليد علوفه(به مساحت 200 هكتار)

22.     كشت يونجه و توليد علوفه(به مساحت 400 هكتار)

23.     پرورش و نگهداری زنبور عسل به ظرفیت 1000 کندو

24.     پرورش و نگهداری زنبور عسل به ظرفیت 1250 کندو

25.     توليد محصولات خارج از فصل در گلخانه به ظرفیت 1500مترمربع

26.     توليد محصولات خارج از فصل در گلخانه به ظرفیت 3000مترمربع

27.     توليد محصولات خارج از فصل در گلخانه به ظرفیت 6000مترمربع


دسته بندی : پروژه کارآفرینی و طرح توجیهی


طرح های صنعتی

  • طرح های صنعتی موجود در وبلاگ "جـــدیدترین مقالات کارآفرینی و کسب و کار"

     


دسته بندی : پروژه کارآفرینی و طرح توجیهی


نکات مدیریتی؛ 10 خطای رایج در تصمیم‌گیری

تصمیم‌گیری فرآیندی ذهنی است که منجر به انتخاب یکی از گزینه‌های مختلف موجود می‌شود. ما همواره در حال تصمیم‌گیری هستیم و معمولا بسته به روشمان در تصمیم‌گیری – منطقی یا احساسی یا هر دو- اولویت‌ها و ارجحیت‌های چندگانه‌ای داریم. محققان به شرح طیف وسیعی از روش‌هایی که ما برای تصمیم‌گیری به کار می‌بریم، پرداخته اند که بسته به درجه منطقی بودن یا احساسی بودن فرآیند تصمیم‌گیری ما تفاوت دارند.

مطمئنا منطق، ما را برای تصمیم‌گیری درباره اینکه چه چیزی انجام دهیم، یاری می‌کند. ما تمایل داریم تا فکر کنیم که بیشتر اوقات تصمیماتی منطقی می‌گیریم، اما بسیار مهم است که بدانیم شرایطی وجود دارند که در آنها سوگیری‌های شناختی و احساسی، ممکن است در فرآیند تصمیم‌گیری ما نقش ایفا کنند و سبب به وجود آمدن اشتباهاتی در تصمیمات ما شوند.

سو‌گیری شناختی (Cognitive Bias) یک عبارت کلی برای بیان بسیاری از اثرات مشاهده گر در ذهن انسان است، برخی از این اثرات می‌توانند منجر به انحرافات ادراکی، قضاوت نادقیق یا تفسیر غیرمنطقی شوند. از طرف دیگر، سو‌گیری احساسی (Emotional Bias) انحراف در تصمیم‌گیری به واسطه فاکتورهای احساسی می‌باشد.

در ادامه مطلب مثال‌هایی از سوگیری‌های شناختی و احساسی آورده شده است که می‌تواند بر روند تصمیم‌گیری ما اثر گذارند. آگاهی از آنها به ما کمک می‌کند تا درک کنیم که چگونه می‌توانیم تصمیم‌گیرندگان بهتری شویم.



دسته بندی : مقالات عمومی


مراحل راه اندازی یک کسب و کار جدید برای جوانان

شاید شما هم دوست داشته باشید که مثل بچه های ۱۲ تا ۱۸ ساله آن سر دنیا رئیس خودتان باشید و برای خود یک کسب و کار مستقل را اداره کنید. 

برای شروع از هفت مرحله زیر برای راه اندازی یک کسب و کار جدید استفاده نمایید. اینها مراحلی است که دوستان شما در اروپا و آمریکا به آن عمل می کنند و هر کدام برای خود کار پردرآمد و مستقلی دارند. 

● روز اول: برنامه ریزی
 یک دفترچه برنامه ریزی کسب و کار تهیه کنید. در این بخش فهرستی از سرگرمی های مورد علاقه تان را بنویسید. بعد مهارت های مخصوص به خودتان را فهرست کنید. 
سپس کارهای روزمره و مشاغلی را که با آنها آشنا هستید یا سریع می توانید یاد بگیرید را یادداشت نمایید. به ۱۰ تا ۱۵ نفر از دوستان و آشنایان زنگ بزنید یا با آنها دیدار داشته باشید تا بفهمید آنها به چه نوع محصول یا خدماتی نیاز دارند. فهرستی از نیازهای جامعه را بنویسید. فهرست نیازهای جامعه را با فهرست سرگرمی ها، مهارت های خاص و کارهای روزمره قبلی تان مقایسه کنید. فهرستی از کسب و کارهای ممکنی را تهیه کنید که شما می توانید با استفاده از استعدادها و مهارت هایتان برای برطرف کردن نیازهای مشتری انجام دهید. سه ایده کسب و کاری بسیار خوب که شما از آن لذت می برید و از همه سودآورتر است را انتخاب کنید. دوباره به سراغ همان ۱۰ تا ۱۵ نفر بروید. ببینید هر کدام برای هر یک از کالاها و خدمات در سه کسب و کار مورد نظر شما چه پولی پرداخت خواهند کرد. 

● روز دوم: سرمایه گذاری
 تحقیقتان را مورد مطالعه قرار دهید و بهترین کسب و کار را برای شروع انتخاب کنید. در مورد این کسب و کار با والدینتان مشورت کنید. تا اطمینان حاصل نمایید آنها با طرح های شما موافق هستند. 
بخش بعدی دفترچه شما توصیف کسب و کار نام دارد. 
در مورد دو تا سه اسم مورد علاقه تان با دوستان گفت و گو کنید تا ببینید کدام یک بیشتر مورد قبول قرار می گیرد. - بهترین نام را برای کسب و کارتان انتخاب کنید. 
در دفترچه تان، کالا یا خدماتی که قصد فروش آن را دارید شرح دهید و بگویید چطور هر کدام منحصر به فرد هستند. 
فهرستی از وظایف و کارهایی که برای اداره موفق کسب و کارتان لازم است تهیه کنید. فهرستی از مشاورین باتجربه یا منابع ارائه نظر با کمک در مهارت ها یا دانشی که نیاز دارید تهیه کنید. 
تصمیم بگیرید آیا شما می خواهید تنها صاحب آن کسب و کار باشید یا شرکایی خواهید داشت. فهرستی از وظایف و مسوولیت های هر فرد تهیه کنید.
با سالن اجتماعات شهر یا اتاق بازرگانی تماس بگیرید و ببینید که آیا برای کسب و کارتان مجوز یا پروانه ای لا زم است اگر لا زم است با یک وکیل درباره مالکیت قانونی کسب و کارتان صحبت کنید. اگر شما تصمیم گرفته اید دانسته باشید توافقنامه قانونی شرکت را امضا کنید.

● روز سوم: استخدام کارکنان 
فهرستی از تمامی اقلا م و تجهیزاتی که برای تولید محصول تان به آن نیاز دارید را تهیه کنید. برای هر یک از اقلا می که باید بخرید دنبال کمترین قیمت باشید و هزینه ها را در دفترچه تان بنویسید.
نمونه ای از محصولتان را تهیه کنید وآن را نشان دهید.
فهرستی از هزینه های عملیاتی کسب و کارتان تهیه کنید مانند (اجاره - تلفن - آب و ...) بخش بعدی دفترچه شما بازاریابی کسب و کار نام دارد.
فهرستی از رقبای بالقوه کسب و کارتان را مشخص کنید توضیح دهید چگونه کار شما به شیوه ای متفاوت نیازهای شماست.
فهرستی از مهم ترین شیوه ها برای شرح دادن کسب و کارتان به مشتری تهیه کنید. هزینه کل تبلیغات برای آغاز کسب و کار را برآورد کنید و در دفترچه خود آن را بعد از هزینه های اولیه بنویسید.
هزینه های اولیه را بازبینی کنید و برآوردی نهایی از مجموع هزینه های اولیه کسب و کار خود داشته باشید.

● روز چهارم: قیمت گذاری
 فهرستی از منابع ممکن پول اولیه تهیه کنید. با والدیتان در مورد طرح شغلی تان بحث کنید. مجوز پروانه های لا زم برای راه اندازی کسب و کارتان را تهیه کنید.

● روز پنجم: تبلیغات
 به دفتر ثبت شرکت ها بروید نام کسب و کارتان را ثبت کنید.
یک شعار تبلیغاتی بسازید که با آن مردم به یاد کسب و کار شما بیفتند.
قیمت کالا وخدمات خود را مشخص کنید.
آگهی های تبلیغاتی کارت های کسب وکاری و نشان هایی را طراحی کنید که کسب وکار شما را تبلیغ کند. بیشتر به شیوه هایی توجه کنید که کالا های شما در زمان، پول، یا کار مشتری ها صرفه جویی کند. مواد لا زم برای ساختن محصولا تتان و تجهیزات اصلی برای راه اندازی کسب و کارتان را جمع آوری کنید.

● روز ششم: مدیریت زمان 
برای مراسم افتتاحیه دوستان و فامیل را دعوت کنید واز آنها بخواهید کسانی که ممکن است به محصول شما نیاز داشته باشند را به شما معرفی کنند و یک قرعه کشی ترتیب دهید و به برخی از حضار هدایایی بدهید. فرم های سفارش و رسیدهای مشتریان را آماده کنید. یک سیستم برای ثبت اطلا عات جهت پیگیری همه هزینه ها ودرآمدهایتان فراهم کنید.

● روز هفتم: ثبت کردن 
جایی برای مهمان هایی که برای قرعه کشی ثبت نام خواهند کرد قرار دهید.
یک سخنرانی ۱۵ ثانیه راتمرین کنید تا در آن نام، نام کسب و کار و محصول اصلی تان را به مشتری ها بگویید . یک نمایش ۲ دقیقه ای از فروش را تمرین کنید تا شرح دهیدچگونه محصولا ت شما عمل می کند و چگونه نیازهای مشتری ها را برطرف می کند.

از اعضای خانواده خود بخواهید تا سوالا تی که ممکن است مشتری ها از شما بپرسند را مطرح نمایند و شما تمرین کنید چگونه به این سوال ها جواب مناسب دهید. از مراسم افتتاحیه خود لذت ببرید. دوستانه برخورد کنید وبه شیوه های مختلف به مردم کمک کنید. فهرستی از کارهایی که لا زم است سفارش هایی که در افتتاحیه درخواست شده است را ترتیب اثر دهید اهداف بیشتری را برای دو هفته بعد مشخص کنید سپس به خودتان تبریک بگویید ، شما یک رئیس هستید.


دسته بندی : مدیریت کسب و کار


نه راه قدرتمند پیداکردن زمان کافی برای اهداف خود

یاد بگیریم چگونه تمرکز، تفریح و رضایت درونی را با تنها روزی ۱۰ دقیقه تمرین به زندگیمان هدیه کنیم. پس از طی این فرایند ها شما قادر خواهید بود:

 

 بر نمک زندگیتان بیافزایید

هیجان و انرژی بیشتری کسب کنید 

به زندگی خلاقانه، مستقل و ارضا کننده ای که شایسته اش هستید برسید

 

داشتن وقت بیشتر در زندگی فوق العاده است! با این چند ساعت اضافه می توانی به اهدافی که مدتهاست در لیست امور معوقه خاک می خورد و شما روز به روز سرتان شلوغ تر می شود برسید در حقیقت همه ما به اندازه ی کافی وقت داریم اما متوجه ی آن نیستیم.

 

در ادامه به ۹ راه قوی برای یافتن وقت بیشتر در زندگی روزانه اشاره می کنیم:

 

1- وقتتان را چند روز تحت تعقیب قرار دهید. ببینید کجا می رود و چه می کند!

 

در زمان ۱۵ دقیقه ای بین کارها چه می کنید؟ چقدر در طول روز در حال طفره رفتن از زیر کارها هستید؟ به دنبال کارهایی باشید که بیش از آن چه فکر می کردید وقت گرفته! و دلیل آن را کشف کنید ببینید آیا می توانید زمان آن را کم کنید یا به کلی از برنامه تان حذفش کنید.

 

2- هدفتان را به اهداف کوچکتر تقسیم کنید.

 

به عنوان مثال اگر هدفتان نوشتن یک کتاب یا شرکت در دو ماراتن است یک شبه نمی توان به آن رسید و شاید ماه ها و سال ها وقت لازم است. با خرد کردن این اهداف کلان می توان به راحتی شروع کرد و تا نیل به مقصود ادامه داد. چند دقیقه وقت بگذارید و هدفی که در ذهن دارید را در ۵ گام اصلی خلاصه کنید. به عنوان مثال اولین قدم برای آمادگی دو ماراتن می تواند پیدا کردن یک برنامه ی تمرین منسجم یا یافتن یک مربی کارآزموده و یا ۱۵ دقیقه دو آرام در روز باشد.

 

3- فهم این نکته که حتی یک فرصت۱۰ دقیقه ای می تواند واقعاً مفید باشد!

 

گاهی برنامه ای را به دلیل کمبود وقت به راحتی کنسل می کنیم. در این مواقع فرصت های ۱۰ دقیقه ای داریم اما تصور می کنیم حتماً باید ۱ ساعت کامل یا ۲ ساعت برای انجام آن وقت داشته باشیم. باید بدانیم که همین ۱۰ دقیقه برای نزدیک شدن به هدف کافی است. کارهایی را پیدا کن که می توانی در این ۱۰ دقیقه ها انجام دهی و خواهی دید که پس از گذشت یک هفته یا یک ماه خودت از پیشرفتی که حاصل شده شگفت زده خواهی شد. مثلاً در پروژه ی نوشتن یک کتاب در این زمان ۱۰ دقیقه ای می توان در مورد نام و موضوع فصل ها، طرح کلی کار و یا عوض کردن یک پاراگراف تصمیم گیری کنی.

 

 

4- اختصاص یک بعدازظهر کامل یا آخرهفته به هدف موردنظر

 

به یقین ۱۰ دقیقه در روز برای انجام کارها کافی نیست. به عنوان مثال اگر هدف شرکت در مسابقات ماراتن باشد ۱۰ دقیقه برای یک جلسه تمرین کفایت نمی کند. این جاست که یک سرسید یا تقویم می تواند کمک کند. چند هفته آینده را در نظر بگیر و ببین می توانی کل آخر هفته یا یک بعدازظهر کامل را برای پرداختن به هدفت در نظربگیری. آن را در تقویم علامت گذاری کن و به هیچ عنوان فعالیت دیگری را جایگزین آن نکن.

 

5-  از دیگران کمک بگیر

 

 قطعاً نمی توان درباره ی تمامی مراحل یک کار به تنهایی تصمیم گیری کرد. حتی اگر کسی را نمی شناسی که بتوانی مستقیم در مورد کارت از او کمک، پند و یا وسیله و تجهیزاتی بگیری سعی کن برای آزاد کردن وقتت از دیگران کمک بگیری. به عنوان مثال اگر بچه داری از دوستت بخواه آخرهفته آنها را به خانه اش ببرد تا تو بتوانی با فراغ بال به کارهایت برسی.

 

 

6-  استفاده از زمان صرف ناهار

 

اگر عادت داری پشت میز کار ناهار بخوری از این به بعد از وقت اضافه ی آن برای رسیدگی به کارهایت استفاده کن. حداقل از سی دقیقه ی آن می توانی برای یک دور دویدن یا کارکردن بر روی کتابت استفاده کنی.

 

7- از زمان هایی که در اتوبوس و تاکسی هستی استفاده کن

 

اگر از ماشین خودت برای رفتن به سرکار استفاده می کنی سعی کن به نوارهای آموزنده یا کتاب های شنیداری گوش کنی. از متونی استفاده کن که در رابطه با هدفت باشند مثلاً یک کتاب در ارتباط با نویسندگی یا راه های رسیدن به موفقیت. اگر هدفت ورزشی است باید مسیر محل کارت را بدوی یا با دوچرخه طی کنی. شاید این کار برای همه مناسب به نظر نرسد. اما حتی اگر سفری طولانی تا محل کارتان دارید می توانید کمی دورتر از اداره از قطار پیاده شوید یا ماشینتان را پارک کنید و کمی از مسیر را پیاده روی کنید.

 

 

8- ساعتتان را بیست دقیقه زودتر کوک کنید.

 

صبح ها با کمی زودتر بلند شدن می توانید قبل از آنکه هیاهوی کار و فعالیت های روزانه آغاز شود به هدف و برنامه تان رسیدگی کنید. تنها بیست دقیقه دویدن یا نوشتن قبل از آن که بقیه اعضای خانواده بیدار شوند مطمئناً مؤثر خواهد بود. اگر نگران خستگی ناشی از آن هستید می توانید شب ها کمی زودتر به رختخواب بروید بیشتر ما قبل از خواب کار خاصی انجام نمی دهیم ولی صبح ها که سرحال و شاداب از خواب بر می خیزیم به طرز شگفت انگیزی توانایی رسیدگی به امور در ما بالا می رود.

 

9- به راحتی بگو نه!

 

یکی از دلایلی که بسیاری از ما به کارهایمان نمی رسیم این است که در بیشتر مواقع پاسخمان مثبت است یعنی بله! و این منجر به انجام کارهایی می شود که در راستای اهداف و آرزوهایمان نیست. اگر در مورد شما هم همین طور است پس یاد بگیر که بیشتر از کلمه ی نه! استفاده کنی.


دسته بندی : مدیریت زمان


کسب وکار های کوچک چطور میتوانند با دادن اطلاعات اضافی فروش خود را بالا ببرند؟

بارها شده زمانیکه داروهای نسخه خود را از داروخانه تحویل گرفته اید ،متاسفانه نه قادر بودید مقدار مصرف و حتی زمان مصرف دارو را تشخیص بدهید .در این نکته شاید چندین فرصت خوب برای بازاریابی موفقیت آمیزبرای  داروخانه ها و پزشکان نهفته باشد که میتواند هم محبوبیت آنها را نزد مشتریان بالا ببرد و هم فروش آنها را افزایش دهد!

ولی چگونه؟

1- تصور کنید زمانیکه دکتر معاینات شما را تمام کرد بجای توضیح دادن خیلی سریع و طوطی وار که اکثر بیماران حتی 20 درصد این توصیه را هم به خاطر نمی آورند،همراه نسخه یک برگه پرینت زیبا و جامع شامل مشخصات زیر در باره داروها به شما بدهد:

-          بالای این برگه اسم شما پرینت شده و شما احساس میکنید دکتر توجه خاصی به شما بعنوان بیمارش دارد.

-          اسامی فارسی داروها و اسامی لاتین آنها و مقدار مصرف

-          اطلاعات اضافی در مورد نوع رژیم غذایی مروبط به بیماری شما

-          اطلاعات اضافی در مورد مراقبت های ویژه محیط لازم برای بهبود سریعتر بیماری شما

2- تصور کنید داروخانه بهمراه داروهای شما یک پرینت جامع و رنگی شامل موارد زیر به شما می دهد:

-          دربالای برگه اسم تان را بصورت تایپ شده می بینید و احساس می کنید داروخانه به شما بعنوان مشتریش توجه خاصی دارد.

-          اطلاعات کامل در مورد مقدار مصرف داروها و زمان مصرف و حتی ارائه یک جدول رمانی بعنوان راهنما (فراموش نکنیم خیلی از مشتریان داروخانه ها افراد با کهولت سن و کم سواد و یا بی سواد هستند که حتی محاسبه زمان مصرف دارو برای آنها خیلی مشکل است این یک فرصت خیلی خوب برای داروخانه است تا حتی با درج عکس داروها در این جدول و قرار دادن ساعت مصرف خود را درقلب و ذهن این مشتریان تثبیت کند)

-          اطلاعات اضافی در مورد خطرات مصرف داروها با یکدیگر

-          اطلاعات اضافی در مورد خطرات عدم مصرف داروها

-          اطلاعات اضافی در موردخطرات مصرف اضافی داروها

3- یک پزشک اتوپد میتواند پس از جراحی زانوی شما حرکات اختصاصی ورزشی مربوط به زانوی شما را با طرحها ی گرافیکی زیبا و رنگی به شما تحویل بدهد و این خیلی بهتر از این است که فقط در یک نوبت حرکات لازم را به شما نشان بدهد.

فروشنده گوشی های تلفن :

4- فروشنده گوشی تلفن به مشتری خود تلفن میکند و از آنها می پرسد آیا مشکلی با استفاده از قسمت های مختلف تلفن دارند؟اگرنیاز بود از پشت تلفن به آنها آموزش می دهد.

مسوول سالن آرایش بانوان:

5- او پس از رنگ کردن موی مشتری اش نحوه نگهداری بهتر از رنگ موها و موادی که برای ویتامینه کردن مو لازم است استفاده شود را برایش پرینت گرفته و به مشتری تقدیم می کند.در ضمن بهترین شامپوهابرای تثبیت رنگ مو نیز میتواند در این برگه معرفی شود.

مثالهای بالا فقط ایده هایی بود که به ذهن من رسید مطمئنا" اگر کمی فکر کنید میتوانید  با ارائه اطلاعات اضافی به مشتریان ،در هر کسب و کاری که هستید خودتان را از رقبایتان متمایز کنید.


دسته بندی : بازاریابی


6 روش برای ایجاد شبکه ای از مشتریان ثروتمند و جذب اطرفیان آنها

الف- کار کردن برای ثروتمندان نتیجه مثبت بالایی دارد .آن ها محصولات و خدمات گران قیمت می خرند و در نتیجه سود بالایی را هم  برای فروشندگان ایجاد می کنند .

برای موفقیت در ارتباط با آنها تنها یک راه حل وجود دارد:

درک قواعد ،نقطه نظرات و زبان افراد ثروتمند.

شما احتمالا" میدانید چگونه به افراد معمولی بفروشید .باید برای آنها از ابزار تبلیغات گروهی استفاده کنید ولی برای افراد ثروتمند باید وقت بگذارید.

دلیل پولدار شدن آنها این است که برنامه ریزی بلند مدت دارند ،به هنگام خرید فکر کرده و آنی تصمیم نمی گیرند.این افراد می دانند که چگونه باید پول پس انداز کنند .

قبل از اینکه کالای گران قیمتی را بخرند،باید متقاعد شوند که این کالا ارزش خریدن را دارد.

افراد پول دار به تبلیغات عکس العمل مناسبی نشان نمی دهند ،ولی به حرف های افراد مورد اعتمادشان گوش می کنند.

شبکه ای کار کردن راهی برای کسب درآمد از طریق به اشتراک گذاشتن اطلاعات ویاری رساندن به سایرین و همچنین توصیه کردن است .

وقتی به دیگران برای حل مشکلاتشان کمک می کنید ،آن ها را به حدی مشعوف می سازید که برای جبران زحمات شما راهی را برایتان باز کنند.

هرچه اینکار را ادامه دهید ،ارتباطات شما بیشتر می شود .در نتیجه افرادی که شما را به سایرین توصیه می کنند افزایش یافته و این نیز موجب افزایش تعداد مشتریان شما می شود.

اگر شبکه شما به دوستان و افراد خانواده اعضای شبکه گسترش یابد میتوانید شاهد رشد نجومی قدرت شبکه خود و فروش شوید.

افراد زیر مناسب ترین اشخاص برای تحت نفوذ قرار دادن اعضای شبکه شما هستند:

* دوستان و همکلاسی های فرد ثروتمند یا سایر افراد پولدار.

* روزنامه نگاران

* سایر فروشندگان مورد اعتماد آنها

*مدیران ومسولین و اعضای انجمن های حرفه ای که این افراد عضو آنها هستند.

ب-  یک دستورالعمل ساده:

1- مشتریانی را که می خواهید چیزی به آنها بفروشید را انتخاب کنید

2- افرادی که میتوانندبه شما کمک کنند تا به آنها نزدیک شوید را پیدا کنید.

3- با افراد شبکه تان یکی شوید.

4- برای اعضای موثر وقت بگذارید.حتی بیش از زمانی که برای رقبا و همکارانتان وقت می گذارید.

5-از اطلاعات صنعت آنها مطلع شوید وبعنوان یک عامل اطلاعاتی برای اعضای شبکه تان عمل کنید.

6- اطلاعات خود را به صورت یک مقاله هم که شده برای اعضا ارسال کنید تا میزان اطلاعات همه هم سطح شود.

ج-  اطلاعات بدهید و مشتری پیدا کنید:

1- تمرکز کنید و افراد سرشناس صنایع پرفروش مربوط به حرفه خودتان را پیدا کنیداحتمالا افراد ثروتمند جزو این لیست خواهند بود.سپس خودتان را به آنها نزدیک کنید.

2- در درون هریک از این صنایع برای خود اعتبار کسب کنید .موضوعات مهم و مورد علاقه آن صنعت را تشخیص داده و در باره آنها بیاموزید و مطالعه کنید.

د-  درآمد آنها را زیاد کنید.

اگر به دنبال یک راه حل جادویی برای تبدیل افراد شناسایی شده به مشتریان وفادار هستید جواب ساده است:

برای آنها درآمد سازی کنید.

مثلا" فروشگاههای کالای لوکس با قیمت مناسب ، فروشنده های خوردروهای لوکس با تخفبف و یا سایر اعضای شبکه تان را که سرویس مناسب و قیمت خوب را ارائه می دهند به آنها معرفی کنید.

ه- به افزایش قیمت مشتریان خود کمک کنید.

اگر بدانید :

چه می فروشند؟

چه میخرند؟

چه مشتریانی را ترجیح می دهند؟

به دنبال چه عرضه کنندگانی هستند؟

می توانید با معرفی اشخاص مناسب به همدیگر با عث افزایش فروش شان شده و حمایت بی چونو چرای آنها را کسب کنید.

ز:  مشکلات مشتریان را به فرصت برای خودتان و آنها تبدیل کنید.

چه کسی نمی خواهد بداند که چگونه می تواند سود آوری و بهره وری شرکتش را افزایش دهد؟شما می توانید نقش مربی را در حل مشکلات مشتریان خود بازی کنید.

حتی می توانید کتاب و سمینارهای رایگان برای آنها تدارک ببینید .با این کارها می توانید صنعت مشتری را بیشتر بشناسیدو شانس بیشتری در جذب دیگرمشتریان به دست آورید.

توضیح این نکته مهم است دکه در این مقاله منظور از ثروتمندان اشخاص پولدار دارای ماشین ها و خانه های مجلل نیستند بلکه منظور داشتن اشخاصی است که دارای یک کسب وکار شخصی هستند و خود اشتغال اند.

منبع: غول های بازاریابی   -انتشارت فرا


دسته بندی : بازاریابی


10 کار ساده که به شما در مذاکره کمک خواهد کرد

1- صحنه را برای جواب بله آماده کنید .خوردنی ها و آشامیدنی های لذیذ حاضر کنید .درباره مباحث شخصی که مورد علاقه دو طرف باشد مثل ورزش ،فیلم یا امور خانوادگی صحبت کنید.فضا را آرام بخش کنید.

نان را باهم قسمت کنید.

2- از هرچه که گفته میشود وتوافقی که صورت میگیر د،یادداشت برداری . یادداشت های شما ،چنانچه طرف دیگر مصالحات قبلی را زیر پا بگذارد ، ارزش استناد پیدا میکند.

حیرت انگیز است که بسیاری ،آنچه را دیروز گفته اند فراموش می کنند.

3- برای رسیدن به موفقیت یادبگیرید تا حدودی بالاتر از آنچه جیبتان  اجازه میدهد،لباس بپوشید از طرف دیگر اگر میخواهید نشان دهید ،که پول ندارید،به تناسب آن لباس بپوشید.

4- به تنهایی وارد مذاکره نشوید .دوستی بیاورید که به شما کمک کند ،گوش کند ،به پرسش ها پاسخ دهد و واکنش های طرف مقابل را ببیند .امور بسیاری هستند که با سرعت زیاد رخ میدهند ونمی توانید آنها را دریابید.

5- قوانین ومقررات مکتوب را به همراه آورید. فهرست قیمت ها ، مقالات ، سیاست ها ، معیارها ، بیانیه ها و گزارش ها ،اسناد مرجع و داده ها نیز به شما کمک می کنند از دید گاه خود پشتیبانی کنید .هر چه از این مدارک بیشتر داشته باشید بهتر است.

6- اگر مجبورید به تنهایی به مذاکره بروید ،شب قبل وقت صرف کنید و صحبت ها و مواضع روز بعد را تمرین کنید.

اغلب افراد این کار را نمی کنند.

7- قبل از شروع صحبت تا میتوانید به جستجوی گزینه های دوم بگردید . هر قدر گزینه های بیشتری داشته باشید ،در نظر طرف مقابل قدرتمند تر می آیید.

8- هنگامی که مذاکره خاتمه یاقت ،خلاصه توافق نامه را خودتان بنویسید ،این کار موضع شما را قدرتمند تر می کند.

9- پر حرفی نکنید . به طرف مقابل هم چیزی نگویید که انتظارات وی را بالاببرد یا نشان دهد که به شدت آن ها نیاز دارید . اگر شخصی با شما در مذاکره شرکت دارد و غیر از این رفتار میکند ،چند دقیقه با وی همفکری کنید تا همانند شما رفتار کند.

10- آماده باشید تا هر چند بار که لازم باشد ،از مذاکره خارج و دوباره وارد آن شوید .مذاکره کنندگانی که آماده این کار هستند بیشترین بخت را برای کشف خواست واقعی طرف دیگر دارند.

منبع: مذاکره-چسترل.کاراس – نسل نواندیش


دسته بندی : بازاریابی


لطفا بیش از حد وام نگیرید

اگر می خواهید برای کسب و کارتان وام بگیرید یک لحضه صبر کنید !

اول سعی کنید بفهمید دلیل نیاز به گرفتن این وام چیست ؟

آیا این وام گرفتن نشانه ای از موفقیت است یا نشانه ای از ناکامی است ؟

اگر به طور مثال گرفتن وام برای خرید تجهیزات جدید  و یا توسعه کسب و کتارتان بنا به تقاضای بیش از حدمشتریانتان است ممکن است نشانه موفقیت باشد .

ولی اگر برای تامین دستمزدهای عقب افتاده ماههای قبل است ویابرای  بازپرداخت ماههای قبل نشانه عدم موفقیت است.

آیا شرکت به سمت سقوط میرود؟آیا شرکت قادر خواهد بود وامها راباز پرداخت کند؟

در این صورت شما باید واقعا نگران باشید.

در هر صورت از این قوانین طلایی برای گرفتن وام استفاده کنید :

هرگز بیش از آنچه توان بازپرداختش را ندارید وام نگیرید.اجازه بدهید اینجا از قانون یزدی های عزیز برای سرمایه گذاری استفاده کنم .یزدی ها همیشه می گویند برای یک سرمایه گذاری جدید فقط از 30٪ سرمایه  نقدی تان استفاده کنید .به تجربه من استفاده از این قانون را برای گرفتن وام هم باید استفاده کرد )خصوصا در شرایط فعلی کشور)  یعنی وام گرفتن به اندازه 30 ٪ کل توان مالیتان نه بیشتر.

برای ارزیابی بازپرداخت وام قانون مورفی را در نظر بگیرید .بدترین شرایط را هم در نظر بگیرید نه فقط شرایط خوش بینانه را .

هرگز برای تامین مالی طرحهایی که از نظر طرح تجاری درست و منطقی نیستند وام نگیرید.وجود امکانات مالی بهیچ عنوان نمی تواند یک فرصت نامناسب تجاری را به فرصت خوب تبدیل کند .

برای فرار از ورشکستگی وام نگیرید .وام گرفتن به تنهایی نمی تواند مساله ورشکستگی را حل کند .فقدان پول نقد مشکل اصلی نیست بلکه نشانه ای از یک بیماری بزرگ در کسب و کار شماست. اگر میخواهید در این کسب و کار باقی بمانید باید آن مشکل اساسی را پیدا کنید نه فقط سعی کنید که عوارض آن را رفع کنید . مثلا اگر شما تب دارید ،تب نشانه ای از وجود یک عفونت در بدن شماست شما نباید به تنهایی به فکر رفع تب باشید عفونت را پیدا کرده و آن را درمان کنید.

صاحبان کسب و کارهای زیادی به خاطر عدم رعایت نکات فوق الان دیگر هیچ کسب و کاری ندارند.اجازه ندهید شرکت شما هم به خیل آنان بپیوندد.


دسته بندی : مدیریت کسب و کار


در 5 دقیقه بیاموزید: با تمام مشتریان یکسان رفتار نکنید

با توجه به روشهای شناخت تیپ های شخصیتی مشتریان هیچگاه با آنها یکسان برخورد نکنید و کالاها و خدماتتان را به یک حالت به آنها عرضه نکنید با یادگیری مطالب زیر گوشه ای از روشهای بهینه شناخت و رفتار با سه تیپ شخصیتی احساسی ،ذهنی و حرکتی را ذکر میکنم :

احساسی ها:

بسیار اجتماعی اند

بسیار عاطفی اند

به توجه نیاز دارند

حس اصلی آنها لامسه و چشایی است

قدرت روابط عمومی بالا

روشهای رفتاربا این گروه:

  حتما کالا را در ختیارشان قرار دهید تا لمس کنند یا حتی بچشند.

  گاهی اوقات در فرصت مناسب تایید شان کنید و از آنها بدلایل مختلف قدردانی کنید.

  با آنها کمی دردل کنید .

 سعی کنید به اندازه کافی به صحبت های آنها گوش دهید.

 برای آنها آرزوهای خوب کنید.

 

ذهنی ها :

بسیار تحلیل گرند

کنند عمل می کنند

منظم اند

خلاقیت ذهنی دارند

خشک و سرد هستند

درونگرا  اند

حس اصلی آنها بینایی است

روشهای رفتاربا این گروه:

 حتما کالا را  در اختیارشان قرار بدهید تا از نزدیک ببینند.در غیر اینصورت از امکانات بصری مثل عکسهای با کیفیت و کاتالوگ های خوب استفاده کنید.

 حتما برای آنها فاکتور صادر کنید.

آنها برای تصمیم گیری در خرید کمی به کمک نیاز دارند.

 حتما برای فروش کالا اطلاعات کامل از قبیل بروشور و کاتالوگ  ارائه دهید .

سعی کنید با ارائه اسناد و مدارک  نگرانی های آنها را برطرف کنید.

 

حرکتی ها:

عصبی اند

تند خو اند

رک گو اند

اعتماد به نفس بالایی دارند

استرس زا

عجله دارند

سطح انرژی بالایی دارند

احتیاج به استقلال دارند

اعضای حسی این فراد شنوایی و بویایی اند

روشهای رفتاربا این گروه:

از مزیت های کالا به اندازه کافی برایشان شرح بدهید .

سریع به نیازهای آنها رسیدگی کنید.

با آنها با ادب رفتار کنید.

با آنها محکم و باوقار باشید.

با ارائه کاملترین جزییات و ریز ترین خصویات در موردکالا برایشان صحبت کنید

آنها درصورتی از طرف سومی در باره خصویات خوب کالا بشنوند زودتر قانع میشوند.


دسته بندی : بازاریابی


چهارده کلید پیشرفت سریع در کسب وکار

ممکن است وضعیت بد اقتصادی کشور و تحت فشار قرار گرفتن اکثر صاحبان کسب و کار ,این تفکر را در ذهن بیاورد که هرچه ضرر نصیب مان می شود فقط به دلیل بحران اقتصادی است ولی موضوع قابل تامل این است که این روزها آنهایی که بیشتر با برنامه ریزی و تفکر و البته نظم کار می کرده اند کمتر از بقیه زجر می کشند و آنهایی که نه,بسیار بیشتر از بقیه از این بحران دچار زیان می شوند و حتی بعضی از آنها دچار ورشکستگی نیز  می گردند. حقیقت این است که اگر از این وضعیت درس گرفته و بخواهیم تغییری در نحوه نگاه به فعالیت تجاری مان ایجاد کنیم حتما" موارد زیر راهگشا خواهند بود.


 به این چند قانون ساده توجه کنید:

1.  صبح زود از خواب بیدار شوید .می گویند سحر خیزباش تا کامروا باشی .

ولی من می گویم سحر خیزباش تا پولساز باشی .

وقتی همه در خواب ناز هستند ,شما کار کنید.

2.  به کاری که می کنید عشق بورزید .اگر کارتان را عاشقانه دوست نداشته باشید,هرگز به اوج نخواهید رسید.

یا شغلتان را دوست داشته باشید یا آن را کنار بگذارید.

3.  همیشه در پی آموختن باشید.

سال گذشته چند کتاب در زمینه حرفه تان مطالعه کرده اید؟

سال گذشته چند فیلم آموزشی درباره شغلتان دیده اید؟

سال گذشته در چند دوره آموزشی برای بالابردن مهارتهایتان در زمینه شغلی تان شرکت کرده اید؟

4.  خشم خود را بخوابانید.در این دنیای بزرگ هیچ چیز به اندازه عصبانیت انرژی انسان را تلف نمی کند.

عصبانیت جلوی افکار

مثبت و خلاق

می گیرد.

5.  از موانع سرراه برای خودتان نردبان بسازید.اجازه ندهید یک مانع شما را از ادامه راه بازدارد,آنقدر پافشاری کنید تا پیروز شوید.آن وقت به یک قدرت فکری و شخصیتی برتر تبدیل خواهید شد.

6.  "نه"را به "هنوز نه"تعبیر کنید.فکر نکنید کلمات را با گوشهایتان می شنوید,ذهن شما این وظیفه را بر عهده دارد.برداشتی که از کلام اطرافیانتان می کنید, تاثیر بسزایی روی سرنوشت شما دارد.

مثبت اندیش باشید

7.  مدت زمان تماشای برنامه های تلویزیون را به حداقل برسانید .هیچ کس با تماشای تلویزیون به موفقیت نرسیده است.

در وقت خود صرفه جویی کنید,آن را به هدر ندهید.

8.  هر روز صبح بیست دقیقه مطالعه کنید .مطالعه زمینه را برای دست یابی به درک عمیق تر مسائل فراهم می کند . از راه مطالعه می توانید با افکار و عقاید دیگران آشنا شویدو به سرعت آنها را به فرمولی برای رسیدن به موفقیت تبدیل کنید.

مطالعه شانس رسیدن به موفقیت را افزایش می دهد.

9.  هروز صبح بیست دقیقه بنویسید :

حتما می پرسید در باره چه مطلبی بنویسم؟

هرچه دوست دارید بنویسید,اگر ایده ها و افکارتان را روی کاغذ بیاورید ,هیچ ابهامی باقی نمی ماند.

10.  عشق منبع الهام است؛

هر روز صبح با کسانی که دوستشان دارید تماس بگیریدو به آنان بگویید چقدر دوستشان دارید.

عشق محرک نیست عشق منبع الهام است؛اگر می خواهید بهترین باشید به دنبال محرک نباشید ,الهام بگیرید.

11.  به خودتان بگویید که بهترین هستید.

"محمد علی کلی "هزاران بار به خودش گفته بود "در این دنیا هیچ کس بهتر از من نیست"

میلیون ها نفر دیگر هم معنقد اند کسی بهتر از او وجود ندارد.

او به این جایگاه رسیده زیرادر تمام طول راه این جمله را باخودش تکرار کرده است.

شما هم امتحان کنید.

12.  همیشه بیشتر از آنچهاز شما  انتظار می رود ,فعالیت کنیدوسعی کنید با سرعتی که در کار دارید رقیب هایتان را پشت سر بگذارید.

در خط سرعت ,ترافیک سبک تر است

13.  نظر دیگران را در باره عملکرد خودتان بپرسید .فقط در صورتی می توانید رشد کنید که دیگران شما را صادقانه ارزیابی کنند.

14.  مدام روند تغییرات را در حوزه کاری تان تجزیه وتحلیل کنید و ببینید ظرف سه تا پنج سال آینده ,احتمالا" چه وضعیتی خواهید داشت؟

منابع:

کیمیای فروش – جفری گیتومر - نشر سیته

رموز فروش موفق – برایان تریسی - انتشارات راشین


دسته بندی : مدیریت کسب و کار


با چه آموزشهایی از رقبایم سبقت بگیرم؟

می خواهید رقبایتان را پشت سر بگذارید ؟

پس باید رازها و راهکارهای رسیدن به موفقیت را بدانید.

باید برای رسیدن به موفقیت برنامه ریزی کرد.

 

1.   دوست داشتنی باشید و دوست داشتنی بمانید .

مشتری در وهله اول نگاه خریدارانه ای به شما می اندازد ،پیش از آنکه معرف چیز دیگری باشید چهره خوبی از خودتان نشان دهید .

2.   فهرستی از کارهایی که شما می کنیدو رقبایتان انجام نمی دهند تهیه کنید.

چیزی برای نوشتن دارید؟

پس متوجه شدید که باید خلاق بود و حرف تازه ای برای گفتن داشت.

پرسشهایی پیدا کنید که حتی به فکر رقبایتان هم نرسد.

3.  مشتری ها همیشه همان حرف های قدیمی را برای دست به سر کردن فروشننده ها تکرار می کنند.پس خود را برای پاسخ دادن به آنها آماده کنید.

فهرستی از بهانه هایی که همیشه از زبان مشتری می شنوید بنویسید و جوابهای تازه ای برای آنها آماده کنید.

تا توجه طرف مقابل جلب شود.

4.   ببینید مشتری های مورد علاقه شما چه کسانی هستند؟

فهرستی از مشتریان محبوبتان تهیه کنید و از خودتان بپرسید چرا معامله با آنان برایتان جالب تر است؟

آیا تعداد افراد این فهرست کمتر از تعداد کسانی است که در فهرست مشتری های محبوب شرکت شما قرار دارند؟

5.   هر چیزی را به محض اینکه یاد گرفتید به کار بندید .

اگر راهکار یا روشی را آموختید ،ظرف یک ساعت آن را در عمل پیاده کنید . با دقت گوش دادن و به فعل در آوردن آموخته ها کارایی شمارا چند برابر می کند.

6.   آنچه را که یاد گرفتید با شخصیت خودتان منطبق کنید .

آموخته هایتان را طوری به کار بگیرید که با شخصیت و منش شما هماهنگی داشته باشد.   خودتان باشید!

7.   آموخته هایتان را با محصولی که می فروشید یا خدماتی که ارائه می دهید هم سو کنید.

همه اطلاعاتی که در زمینه فروش قابل دسترسی هستند به درد شما نمی خورند.باید با آگاهی ،آنچه را که برای شما سودمند است انتخاب کنید.

8.   مثبت اندیشی را در خودتان ایجاد و تقویت کنید و هر روز صبح در این زمینه تمرین کنید.

راز دست یابی به نگرش مثبت ،15 دقیقه مطالعه روزانه کتابهای مرتبط با این موضوع است .

9.   مهارتهای اجرایی خود را تقویت کنید.

هفته ای یکساعت از وقتتان را به افزایش مهارتهای عملی اختصاص دهید .

10.  همیشه دانشجو بمانید و. خیلی متواضعانه جوینده دانش باشید.

اگر تصمیم دارید در کارتان استاد شوید ،باید همه عمر یاد بگیرید و تمرین کنید.

11.  برنامه روزانه داشته باشید.

میتوانید همه این کارها را باهم انجام دهید ،ولی مهم این است که هر روز به آن ها عمل کنید ،همهمی دانند که خوب است روزی یک سیب بخورند و

ولی چند نفر بطور جدی این کار را انجام می دهند؟

اگر هروز فقط چند دقیقه وقت صرف کنید ،مجموع آنها در پایان سال ،چندین ساعت خواهد شد .

 

یک شبه در کار فروشندگی استاد نمی شوید

باید روز به روز پیشرفت کنید 

 

بی حساب کتاب نمی شود رقبا را پشت سر گذاشت،این فرایند نتیجه سخت کوشی و تلاش است و اختیار آن هم به دست شماست .این شمایید که تصمیم می گیرید تا چه حد موفق باشید و تا کجا پیش برویدو برای رسیدن به هدف چاره ای ندارید جز این که

دست به کار شوید


دسته بندی : مدیریت کسب و کار


در40 ثانیه بیاموزید: کلید های طلایی جلوگیری ازبرخورد در محیط کار

بهترین راه رفع برخورد جلوگیری از اتفاق افتادن آن است . شما میتوانید تا حدی از طریق بالا بردن میزان همکاری و اطمینان بین اعضای گروه و ممانعت از اینکه بعضیها با پایمال کردن حق دیگران به منفع خودشان برسند ، این کار از انجام دهید .در اینجا راههای دیگری نیز ذکر شده است:

هیچ وقت بدون مشورت با افراد درباره کار آنها تصمیم نگیرید.

از کار کسی انتقاد نکنید مگراینکه بتوانید پیشنهاد های عملی برای بهتر انجام دادن کار وی بدهید.

پشت سر افراد بدگویی نکنید .

اجازه ندهید افراد دیگر نزد شما پشت سر دیگران بدگویی کنند.

اجازه ندهید در داخل گروهتان باند تشکیل شود

افرادی را که به یکدیگر کمک میکنند تشویق کنید .

دایما به افراد گروه خاطر نشان کنید که موفقیت گروه بستگی به متشکل بودن آنها دارد ،نه اینکه افراد به ظاهر دور هم جمع شوند.

هیچ وقت براساس فرضی که از احساس افراد دارید عمل نکنید ،بلکه اول آن را با آنها در میان بگذارید.


دسته بندی : مدیریت کسب و کار


در 100ثانیه بیاموزید: حرکات ممنوعه در هنگام مذاکره با مشتری

1)               نگاه کردن به هر جهت غیر از جهتی که مشتری حضور دارد.

2)               مشت کردن انگشتان

3)               دست به سینه نشستن

4)               انداختن پا روی پا

5)               خواراندن گردن و یقه و لمس کردن بیش از اندازه گوش وبینی و جاهای دیگر بدن

6)               گرفتن انگشتان جلوی دهان

7)               شل دست دادن

8)               دست دادن طولانی  

9)               نگه داشتن دست مشتری به زور پس از دست دادن

10)            لمس بدن مشتری در هنگام صحبت کردن

11)            تکان دادن انگشت سبابه  هنگام صحبت کردن

12)            بازی با خودکار ،کامپوتر ،لپ تاپ یا یا هر وسیله دیگر

13)            عدم تماس چشمی (با توجه به فرهنگ اسلامی در ایران در بکار بردن این نکته در برخورد با خانمها دقت کنید)

14)            ورود به حریم شخصی مشتری (حداقل فاصله را با شخص مخاطب حفظ نکردن)

15)            تکیه دادن به صندلی همانند پادشاهان

16)            تکان دادن پشت سرهم پا

17)            پوشیدن لباس نامناسب و نامرتب

18)            همرا داشتن کیف پر از وسایل به اندازه غیر عادی

19)            عدم بخاطر آوردن اسم طرف مقابل

20)            عدم همراه داشتن کارت ویزیت

21)            نشستن قبل ازاین که به شما صندلی  شما را نشان بدهند و به شما برای نشستن تعارف کنند.


دسته بندی : اصول و فنون مذاکره


مجله ای برای موفقیت در کار و زندگی

27 مقاله در مورد موفقیت در کار و زندگی

(همه در یک فایل PDF)

را از اینجـا دانلود کنید.


دسته بندی : مقالات عمومی


نکاتی برای انجام یک معامله خوب

انجام یک معامله خوب به داشتن مهارت در مذاکره و آشنائی با اصول و فنون آن بستگی دارد. همینطور دانستن قوانین حقوقی مربوطه و همچنین ضوابط وعرف در حیطه معامله می تواند مانع از بسیاری از مخاطرات و مشکلات بعدی در معامله شود.
در این مقاله به جهت اهمیت مهارت در اصول و فنون مذاکره در معاملات تجاری ، به چند نکته مهم که رعایت آنها می تواند منجر به انجام یک معامله خوب شود پرداخته می شود و در آینده طی مقالات و دوره های مقدماتی و پیشرفته ای که در ای خصوص برگزار خواهد شد اصول و فنون مذاکره تجاری مورد بررسی بیشتری قرار خواهند گرفت.

نکات کلیدی که در یک معامله باید مورد توجه زیادی قرار گیرد:

۱- آمادگی لازم برای معامله را در خود ایجاد کنید.
شناخت نوع جنس یا کالائی که می خواهید معامله بکنید و همچنین شرایط ایده آل شما در معامله و پیشنهادهای جایگزین به ترتیب اولویت را قبل از انجام معامله کاملا بررسی کنید و با آمادگی کامل پای میز معامله بروید.

۲- سعی کنید اولین پیشنهاد از طرف شما مطرح نگردد.
مطرح کردن پیشنهاد اول توسط شما ، به طرف مقابل شناخت زیادی در مورد توقعات و نگرش شما می دهد که یا نهایتا منجر به تعادل قیمت یا شرایط معامله در نقطه ای که شما مایل نیستید می شود و یا طرف معامله را از روی میز معامله فراری خواهد داد. البته این موضوع برای معامله کنندگان حرفه ای و مجرب(مذاکره کنندگان حرفه ای) ممکن است متفاوت باشد.

۳- قیمت خود را بالاتر از قیمت نهائی خود پیشنهاد دهید.
پس از مطرح شدن پیشنهاد اولیه توسط طرف معامله، سعی کنید قیمتی بالاتر از آنچه برای توافق در نظر گرفته اید پیشنهاد کنید. ترسی از اینکار نداشته باشید.با اینکار برای خود حاشیه ای برای امتیاز دادن ایجاد خواهید کرد که می تواند منجر به معامله شود.
۴- به هیچ وجه خود را در انجام معامله مشتاق نشان ندهید.
اگر طرف مقابل شما به اشتیاق شما برای انجام معامله پی ببرد آنگاه پیشنهاداتی را مطرح خواهد کرد که ممکن است برای شما جذاب نباشد.بعبارتی خود را در موضع ضعف قرار خواهید داد.

۵- در انجام معامله به هیچ عنوان عجله نکنید.
عجله کردن جهت خاتمه یک معامله ممکن است نتایجی را که مد نظر شماست ایجاد نکند.معامله کنندگان حرفه ای صبور هستند.معامله را با صبر به آن سمتی که مد نظرتان است هدایت کنید.

۶- همیشه آماده ترک میز معامله باشید.
حتی اگر یک معامله منفعت زیادی برایتان داشته باشد اگر حس می کنید که بند یا تبصره ای وجود دارد که ممکن ست به نفع شما نباشد و اصرار زیادی برای بودن آن در متن قرار داد وجود دارد به پله های دادگستری و زمانی که مجبور به پیگیری یک پرونده خواهید شد فکر کنید و معامله را ترک کنید.

۷- سعی کنید برای جنستان دو خریدار یا بیشتر را در کنار هم قرار دهید .
اگر فروشنده یک کالا هستید سعی کنید با بازاریابی مناسب تعداد خریداران را افزایش دهید و ایجاد رقابت بین آنها کنید.در این صورت قدرت چانه زنی شما افزایش می یابد.

۸- سکوت و مکث در معامله را یاد بگیرید.
در یک معامله ممکن است پیشنهادی به شما داده شود که اصلا خوشایند شما نباشد در این حالت به جای واکنشهای عصبی ، سکوت کنید حتی اگر سکوت شما چند ساعت طول بکشد و آزار دهنده باشد.

۹- در معامله مودبانه برخورد کنید.

مودبانه برخورد کردن می تواند جهت معامله را به سمت شما متمایل کند. حتی اگر طرف معامله پرخاشگری کرد سعی کنید با خونسردی کامل برخورد مودبانه را فراموش نکنید چرا که یک معامله ممکن است ادامه پیدا کند و نهایتا به نتیجه ختم شود لذا راه برگشت را برای خود همیشه باز بگذارید.


دسته بندی : فروش


تجزیه و تحلیل بازار

«بازار» عبارت است از افراد یا کسب و کارهایی که می‌توانند مشتری شما باشند. تحلیل بازار یک تصویر داخلی از کاری که قصد ورود به آن را دارید و جریانات ملی و محلی در اختیارتان قرار می‌دهد و به شما کمک می‌کند نیازهای مشتریان بالقوه خود را بشناسید. اگر قصد صادر کردن خدمت یا محصول خود را دارید، باید شرایط بین‌المللی را نیز در نظر بگیرد.

ابتدا وضعیت ملی را مورد بررسی قرار دهید. در مطالعات مربوط به تحقیق بازار بسیاری از صنایع به طور کامل معرفی شده‌اند. شما می‌توانید نسخه‌ای از این گزارش‌ها را در کتابخانه‌های عمومی مطالعه کنید. اینترنت منبع خوبی از اطلاعات است. ابتدا به سراغ سایت‌های دولتی بروید. منابع دیگری که می‌توانند در مورد تحقیق بازار اطلاعاتی در اختیار شما قرار دهند عبارتند از مجلات تجاری مرتبط، انجمن‌های صنفی و نمایشگاه‌های این موسسات. در کتابخانه نیز می‌توانید نام مجلات تجاری مربوط و نشانی انجمن‌های صنفی مناسب را بیابید و بدین ترتیب از جزئیات نمایشگاه‌ها باخبر شوید.

آگاهی از جریانات:
هر روز صفحات تجاری روزنامه‌ها و مجلات خبری روز را مطالعه کنید و با کپی گرفتن یا بریدن اطلاعات مفید و مورد نیاز، از آنها پوشه‌ای درست کنید. حتی پس از آغاز فعالیت نیز به مطالب این پوشه بیفزایید. این پوشه به شما کمک می‌کند با تغییر جریانات، همگام و همسو باشید. با این وجود، مراقب مانور بیش از حد رسانه‌ها روی یک جریان موقت باشید. در این قبیل مواقع ناگهان سروکله تعداد زیادی از موسسات پیدا می‌شود که به احتمال زیاد، بازار واقعی گنجایش همه آنها را نخواهد داشت یا تقاضا (اگر تقاضایی وجود داشته باشد) برای مدت زیادی دوام نمی‌آورد.
برداشتی که از تحقیق بازار به دست آورده‌اید راهنمای شما خواهد بود. حتی اگر کسب و کاری که به دنبال آن هستید برای ادامه حیات به بازار ملی نیاز نداشته باشد، باید بدانید که جریانات ملی می‌توانند بر بازار محلی تاثیر زیادی بگذارند. شما باید اطلاع داشته باشید که آیا بازاری که در حال ورود به آن هستید در حال گسترش است یا کوچک می‌شود؛ ثبات دارد یا متغیر است و به بازار دیگری که مدام تغییر می‌کند وابسته است یا خیر. بازارها معمولا به آرامی شروع به حرکت می‌کنند، به سرعت گسترش می یابند و سپس وضعیت ثابتی به خود می‌گیرند و یا گاهی اوقات دچار افت می‌شوند. کسب‌وکارهایی که در همان ابتدای گسترش بازار، کالا یا خدمات خود را ارائه می‌دهند اغلب بسیار بهتر از کسب و کارهایی که در مراحل بعدی به بازار می‌آیند عمل می‌کنند، اما کارآفرینان پیشتاز ریسک بالاتری را تقبل می‌کنند. برای اینکه بدانید بازار شما در کدام مرحله است باید در این زمینه مطالعه کنید. ممکن است قوانین جدیدی در دست تهیه یا اجرا باشند که برنامه‌های شما را تحت تاثیر خود قرار دهند. اگر در این مورد شک دارید، برای کسب اطلاعات با انجمن‌های صنفی مربوطه تماس بگیرید.

تحقیق محلی:
هنگامی که درباره وضعیت بازار ملی و جریانات مربوط به آن اطلاعاتی کسب کردید، باید به دنبال کسب اطلاعات بیشتری درباره تجارت در سطح محلی بروید. برای رسیدن به این هدف، هیچ منبع اطلاعاتی بهتر از خود صنوف وجود ندارد. با نمایندگان فروش و عرضه‌کنندگان بالقوه خود صحبت کنید. اگر سوالات صحیح و دقیقی بپرسید، آنها می‌توانند اطلاعات خوبی در اختیار شما قرار دهند. نام فروشندگان باسابقه و همچنین کالا یا خدماتی که هم‌اکنون فروش خوبی در بازار دارند را از آنها بپرسید. با واحد توسعه تجاری خود تماس بگیرید و از آنها بخواهید شما را با کسی که در همان کسب و کار فعالیت می‌کند، ولی در منطقه دیگری از کشور مستقر است (و بنابراین در رقابت مستقیم با شما نیست) آشنا کنند.

بازار هدف:
در گام بعدی باید «بازار هدف» را بررسی کنید.بازار هدف بخشی از جمعیت است که به طور بالقوه می‌توانند از محصول یا خدمت شما استفاده کنند. مشتریان، نیازهای آنها و منفعتی که با استفاده از محصول یا خدمت شما می‌برند را به طور دقیق تعیین کنید. واضح است که در حال حاضر آنها بدون شما مشکلی ندارند، بنابراین چرا باید در آینده از کسب و کار شما استفاده کنند؟ علاوه بر این آیا در محدوده کسب و کار شما مشتریان بالقوه به تعداد کافی وجود دارند؟
در این مرحله، باید کاملا آگاه باشید که یا مشتریان شما کسب‌وکارهای دیگر هستند یا این که کالا و خدمات خود را به طور مستقیم به عموم مردم می‌فروشید یا هر دو. مشتریان تجاری بودجه بیشتر و نیازمندی‌های متفاوتی دارند.

تجزیه و تحلیل رقبا:
مشاهده دقیق رقبای بالقوه، اطلاعات مفید و جالبی را در اختیار شما قرار می‌دهد. به عبارتی، می‌توان گفت این رقبا کاری که شما قصد دارید فردا انجام دهید را همین امروز انجام می‌دهند. احتمالا تاکنون اشتباهات زیادی مرتکب شده و از آنها درس گرفته‌اند و از این طریق کالا یا خدمات خود را بهبود بخشیده‌اند. شما می‌توانید از این دانش استفاده کنید و به علاوه، از آنجا که این کسب و کارها قرار است رقیب شما شوند، بهتر است نقاط قوت و ضعف آنها را بشناسید. در حین انجام تحقیقات، برای هر کدام از رقبای خود پرونده‌ای تهیه کنید و همین طور که کار را پیش می‌برید، اطلاعات جدیدی به آن بیفزایید. این کار باعث می‌شود در ارزشیابی خود بهتر عمل کنید.

ارزیابی ایده:
پس از تکمیل تحقیق بازار (که ممکن است چند هفته یا بسیار بیشتر طول بکشد)، باید وضعیت موجود را ارزیابی کنید. شما مجبور خواهید شد از میان حجم زیادی از اطلاعات که برخی از آنها با یکدیگر متناقض هستند به نتیجه خاصی برسید. اگر ارزیابی شما به شیوه عینی و عقلانی صورت نگیرد، امکان دارد احساسات یا حرف‌های تصادفی دیگران روی تصمیمات نهایی شما اثر بگذارند. از سوی دیگر، اگر در اعماق ذهن خود دچار تردید هستید، پیروی از احساسی که دارید می‌تواند راهنمای خوبی برایتان باشد.

صرف‌نظر از این که ایده شما چقدر موفقیت‌آمیز به نظر می‌رسد، مراقب خطر ضد حمله از سوی کسب و کارهایی که در حال حاضر فعال هستند، باشید. پایین آوردن قیمت‌ها برای درگیر کردن شما در جنگ قیمت، تلاش برای جذب کارکنان کلیدی شما از طریق پیشنهاد دستمزد بالاتر یا مانع‌تراشی بر سر راه تامین نیازهای شما از منابع، برخی از شیوه‌های ضد حمله محسوب می‌شوند. بیشتر کسب و کارهای تثبیت شده، در صورتی که حس کنند خطر از دست دادن مشتریان تهدیدشان می‌کند در مقابل کسب و کار جدید حالت خصمانه‌ای به خود می‌گیرند. تنها تعداد کمی از این کسب و کارها حالت انفعالی دارند؛ شاید به این دلیل که تهدید را خیلی جدی نمی‌گیرند. در هر حال، اگر این کسب و کارها دست به حمله به بنگاه نوپای شما بزنند با تهدید جدی روبه‌رو خواهید شد؛ مگر آنکه منابع عظیمی پشتیبان شما باشند. یکی از شیوه‌های بقا این است که خودتان را ضعیف نشان دهید و حداقل تا زمانی که کسب و کارتان تثبیت نشده، خطر زیادی برای رقیب بزرگ‌تر ایجاد نکنید.

منبع: کتاب راه‌اندازی و توسعه کسب‌وکار ترجمه محمود امینی


دسته بندی : مدیریت کسب و کار


راه ساده را انتخاب نکنید: درسی از تاریخ ...

تاریخ و وقایع تاریخی می توانند درسهای زیادی را به ما بدهند. در طی تاریخ افراد تصمیمات خوب و بدی را گرفته اند و ما با مرور تاریخ شاهد عواقب تصمیمات این افراد بوده ایم. عواقبی که علاوه بر خودشان، گریبان دیگر افراد را نیز گرفته است. هر کدام از وقایع خوب یا بد می تواند برای ما درس عبرتی باشد تا در رفتار خودمان تجدید نظر کنیم.

شاید سرنوشت الکساندر سوروس امپراطور رم در سالهای ۲۰۵ تا ۲۳۵ میلادی نیز برایتان جالب باشد. زیرا ترور وی یکی از مهمترین علل بحران در قرن سوم میلادی بود. آنگونه که از شواهد ماجرا بر می آید، وی توسط ارتش خودش ترور شد! اما چگونه؟ چطور ممکن است یک امپراطور توسط افرادی که با وی هم قسم هستند کشته شود؟ پاسخ کوتاه این است که وی راه ساده ای را برگزید که چندان به مذاق ارتش وی خوش نیامد.

قبایل ژرمن درست در زمانی که سوروس امپراطور بود، به رم حمله کردند و امپراطور رم برای مقابله با این حمله ارتش خودش را آماده نبرد کرد. ولی درست زمانی که ارتش مقابل دشمن قرار گرفته بود، امپراطور تصمیم گرفت تا دشمن را با رشوه بخرد و آنها را از ادامه نبرد منصرف کند. در واقع سوروس با استفاده از ثروت امپراطوری به جای اینکه با چالش مواجه شود، راه آسان را برگزید.

همین تصمیم هم باعث خشم ارتش وی شد و آنها در نهایت تصمیم گرفتند تا امپراطور خودشان را به قتل برسانند.

داستان غم انگیزی است و در عین حال حاوی آموزه های عمیق؛ «راه ساده را انتخاب نکنید.» در واقع زمانی که با مشکل مواجه می شوید به دنبال میانبر نباشید. ممکن است که راه های ساده و کوتاه، جذاب به نظر برسند، اما فاقد خطر نخواهند بود. بهتر است که به صورت مستقیم با مشکل مواجه شوید و کار صحیح را انجام دهید. ممکن است طولانی و دردناک به نظر برسد، اما پاداش ارزشمندی در اختیار شماست. می توان به ۲ پاداش اصلی مواجه با مشکلات اشاره کرد:

۱- موفقیت مداوم
با انتخاب راه ساده ممکن است که شما فکر کنید که به هدفتان رسیده اید، اما به خاطر داشته باشید که این موقعیت مداوم نخواهد بود. از آنجایی که در پیش گرفتن راه ساده به این معنی است که شما هرگز ریشه مشکل را حل نکرده اید، امکان بازگشتن مشکل، هر لحظه وجود دارد. در سوی دیگر اگر شما راه سخت را برگزیدید و ریشه مشکل را حل کردید، موفقیتتان پایدار تر خواهد بود.

۲- احترام دیگران نسبت به شما
زمانی که افراد اطراف شما می بینند که شما چگونه وضعیت را کنترل می کنید، به شما احترام می گذارند. آنها به شما و عملکردتان می نگرند و از شما مهارت های زندگی می آموزند. حتی ممکن است شما برایشان تبدیل به یک منشاء الهام بخش شوید.

شاید تاریخ به خودی خود جذاب نباشد، اما درسهای ساده ای مانند این، می توانند شما را از ارتکاب به اشتباهات فاحش نجات دهند. به خاطر داشته باشید که همچون امپراطور روم راه ساده را انتخاب نکرده و سعی کنید مستقیم از سد مشکلات بگذرید.


دسته بندی : مقالات عمومی


20 دگرگون‌کننده زندگی: تجربیات جوان‌ترین سرمایه‌گذار دنیا

پیشنهاد ویژه: حتماً مطالعه فرمائید ...

الکس بانایان یکی از اعضای بنگاه سرمایه‌گذاری ریسک‌پذیر، Alsop Louie Partners واقع در سان‌فرانسیسکو است. کتاب در دست انتشار او درباره 25 نفر از موفق‌ترین انسان‌های جهان، پرده از چیزهای کوچکی بر می‌دارد که این افراد با انجام آنها حرفهٔ خود را به قله‌ها سوق داده‌اند. الکس که فقط چند روز مانده تا دوره نوجوانی را پشت سر بگذارد و وارد 20 سالگی شود، در ابتدای مقاله‌ای که در ادامه خواهید خواند، می‌نویسد:


فقط فکر کردن به آنچه در این سال‌ها اتفاق افتاده باعث می‌شود مأیوس شوم. قبل از اینکه ادامه دهم، این را گفته باشم که: این مطلب برای همه کس نیست. یک مقاله برای افرادی که بر تکنولوژی تمرکز دارند هم نیست. این مقاله را برای کسانی در آن بیرون نوشته‌ام که نیاز به یک یادآوری اضافه دارند: «هر چیزی ممکن است.» اگر می‌خواهید بدانید چطور دنیای من در این یک سال دگرگون شد، و چه درس‌های شگفت‌انگیزی در طول مسیر آموختم، همراهم شوید.

جوان‌ها کمتر دل به پند آدم‌های سالخورده می‌دهند، ولی این بار کسی که تجربیاتِ تر و تازه‌اش را به اشتراک گذاشته، از خیلی از مخاطبین نارنجی کم سن و سال تر است. پس شاید نوشته‌هایش به دل بنشیند. تنها راه برای فهمیدنش این است که در ادامه مطلب با نارنجی همراه باشید.

ادامه مطلب ...


دسته بندی : مقالات عمومی


یافتن شغل دلخواه

پی بردن به این نکته که انجام چه نوع کاری برایتان لذت بخش است باعث محدود شدن دامنه جستجوی شغلی شما خواهد شد. به عنوان مثال، ممکن است شما فارغ التحصیل رشته حسابداری باشید، اما علاقه مند به سفر کردن هستید و دلتان نمی خواهد ساعت ها بی حرکت پشت یک میز بنشینید

اگر به دنبال کار می گردید، نکات زیر باعث می شود که بیشتر مورد توجه شرکت های استخدام کننده قرار بگیرید

قدم اول) خودتان را بشناسید

قبل از هر کار دیگر باید بدانید مایلید چه نوع کاری را به طور حرفه ای دنبال کنید؟ به خود بنگرید، بدون توجه به رشته تحصیلی تان، صادقانه به معلومات و مهارت های خود فکر کنید و آنها را مرور کنید. اگر به ادعاهایی که می کنید مطمئن باشید ، قدم مثبتی برای شروع خواهد بود

قدم دوم) رزومه تان را کاملا دقیق و واضح بنویسید

یک رزومه خوب، آغاز جستجو برای یافتن شغلی مناسب است. اگر روش صحیح و استاندارد نوشتن رزومه را نمی دانید، از مشاور محل تحصیلتان درخواست کنید که شما را راهنمایی کند و یا از اینترنت کمک بگیرید. وب سایت ها و کتاب های بسیاری وجود دارد که می تواند در این زمینه به شما کمک کند تا بتوانید یک رزومه حرفه ای و استادارد برای خود تهیه کنید

قدم سوم) چه شغلی برای شما لذت بخش است؟

پی بردن به این نکته که انجام چه نوع کاری برایتان لذت بخش است باعث محدود شدن دامنه جستجوی شغلی شما خواهد شد. به عنوان مثال، ممکن است شما فارغ التحصیل رشته حسابداری باشید، اما علاقه مند به سفر کردن هستید و دلتان نمی خواهد ساعت ها بی حرکت پشت یک میز بنشینید

قدم چهارم) یک جستجوی کامل را شروع کنید.

حال که به قابلیت های خود پی بردید و زمینه فعالیت مورد علاقه تان را نیز یافتید، وقت عمل فرا رسیده.آگهی های شغلی را به دقت بررسی کنید، رزومه خود را در سایت های مختلف قرار دهید. از روابطتان استفاده کنید و تمام دوستانتان را از این که در جستجوی کار هستید، مطلع کنید.  چگونگی نوشتن رزومه (resume) از اهمیت زیادی برخوردار است 

قدم پنجم) اخبار مربوط به شغل مورد علاقه تان را دنبال کنید

روزنامه ها و نشریات مربوط به حرفه مورد نظرتان را مطالعه کنید. در سمینارها و گردهمایی ها شرکت کنید، این کار باعث می شود با افرادی که هدفی مشابه شما را دنبال می کنند، ملاقات کرده و اطلاعات مفیدی در ارتباط با رشته مورد نظر و شرکت در مصاحبه های شغلی از آنان دریافت کنید

قدم ششم) برای شرکت در مصاحبه تمرین کنید

هیچ وقت بدون درس خواندن در امتحان شرکت نکنید. مصاحبه شغلی هم به همین صورت است، باری این منظور رزومه خود را بارها و بارها بخوانید تا کاملا حقظ شوید. سئوالاتی را که ممکن است از شما پرسیده شود حدث بزنید و جواب های قابل قبولی برایشان در نظر بگیرید

قدم هفتم) مصمم باشید

مطمئنا یک روزه کار پیدا نخواهید نکرد، به جستجویتان ادامه بدهید و ناامید نشوید. اگر برای اولین بار است که به دنبال شغل هستید، کارتان به مراتب سخت تر است. اما نگرانی لازم نیست، به هر حال نهایتا اولین شغل واقعی تان را خواهید یافت

قدم هشتم) به جستجوی خود ادامه دهید 

اگر موفق به یافتن شغلی مناسب شدید، جستجو پایان یافته، اما شخصیت شغلی شما در آغاز راه است. ارتباطات خود را قطع نکنید و در جستجوی موقعیت های مناسب تری باشید.

20 راهکار برای داشتن شغل دلخواه


دسته بندی : مقالات عمومی


چگونه یک شغل کوچک راه اندازی کنیم؟

به منظور تحلیل آماری و با قاعده در خصوص کسب و کار کوچک ، باید گفت که این مقوله دارای قوانین اجرایی تجاری است. هر صنعتی بر اساس درآمد و میزان استخدام سالانه ، اندازه استانداردی را برای خود تعریف می‌کند. در بیشتر موارد این تعریف به واسطه نمایندگی‌های دولتی تعریف می‌شود تا تحت قوانین تغییرپذیر دولتی تحلیل ‌هایی را صورت دهند. به علاوه ، این استانداردها برای برنامه‌هایی که در خصوص کمک بهبود به امور مالی است کارا می‌باشد. کسب و کار کوچک بصورت مستقل است و هر شرکتی با کمتر از ۵۰۰ پرسنل در این حیطه قرار می‌گیرد. این اندازه مرسومترین استاندارد تعریف شده است...


● راهنمای شروع یک کسب و کار کوچک :

این راهنما به منظور آن تدوین شده است که بتواند با بیان تمامی نکات و در عین حال حفظ سادگی و قابل فهم بودن، به شما در راه ایجاد یک کسب و کار موفق کمک کند .

▪ گام اول: ارزیابی اولیه
- آیا کارآفرینی برای شما ساخته شده است ؟
بدیهی است که شروع یک کسب و کار جدید ریسکهای زیادی را به همراه دارد که البته با برنامه ریزی می‌توان شانس موفقیت را بالا برد. بنابراین بهترین نقطه شروع آن است که نقاط قوت و ضعف خود را بعنوان دارنده یک کسب و کار بشناسید .


ادامه مطلب ...


دسته بندی : مدیریت کسب و کار


برنامه روزانه یک فروشنده موفق

شغل فروشندگی به قدری اهمیت دارد که آن را به تمام کننده تیم (فوروارد) تشبیه کرده اند. در مقاله «یک روز فروشنده موفق» از لحظه ای که فروشنده چشم باز می کند تا پایان فعالیت روزانه و آخرین لحظات بیداری مورد بررسی قرار گرفته و سعـــی شده است تکنیک های فروشندگی حرفه ای و ویژگی های فروشندگان موفق در قالب اعمال و کردار روزانه او مورد توجه قرار گیرند...

 

بــرای مثال، می توان به مواردی از جمله برنامه ریزی، تاثیر تیپ ظاهری، سعه صدر، آراستگی و زیبایی محل کار، آداب گفت وگو با مشتری، چگونگی تحت تاثیر قراردادن مشتری، عکس العمل مناسب در مقابل بدگوئیهای رقبا، اهمیت خاتمه فروش، مراحل فروش، اهمیت گزارش دهی به مافوق و … اشاره کرد.

مقدمه از خصوصیات انسان یادگیرنده در عصر رقابت، توانایی پیش بینی و برنامه ریزی است. به طوری که بتواند با برنامه ریزی در جهت تحقق اهداف از پیش تعیین شده گام بردارد و هرزمانی که لازم بود، در برنامه های خود تغییراتی را ایجاد کند و آمادگی انعطاف پذیری و هماهنگی با شرایط را داشته باشد. مقاله بر آن است تا برنامه های یک روز فروشنده موفق را مورد بررسی قرار دهد.


● برنامه روزانه یک فروشنده موفق

:: فروشندگان حرفه ای موفق سحرخیز هستند. اگر در هر روز یک ساعت از خواب خود را کم کنیــــد پنج سال به عمر کاری خود اضافه کرده اید. سحرخیز باشید و برنامه داشته باشید.


ادامه مطلب ...


دسته بندی : فروش


آموزش کارآفرینی ( ارزش آفرینی) در به کاری که انجام می دهید، عشق بورزید

امروزه اعتقاد بر این است که نباید به کاری کمتر از آنچه عاشقش هستیم اشتغال ورزیم. 
شعر بگویید، دنیا را با کشتی بگردید و خلاصه هر کاری که به آن عشق می‌ورزید، انجام دهید، خواهید دید پول به دنبالش سرازیر می‌شود.ما به خودمان می‌گوییم که زندگی کوتاه‌تر از آن است که ساعت‌های کاری‌مان را به کاری که ایده‌آل‌مان نیست، بگذرانیم و به تحقیقات خود برای یافتن یک محیط کاری عالی ادامه ‌دهیم. خطر این است که اگر تقاضای ما برای یافتن کار ایده‌آل، تمرکزمان را به سوی آینده سوق دهد، زندگی شگفت‌آور و فوق‌العاده امروز را که در این لحظه در اختیارمان است، از دست خواهیم داد.
واقعیت این است که در دنیای بیرون، شرایطی وجود دارد که ما را از جست‌وجو برای یک کار ایده‌آل و عالی، منصرف می‌کند. بسیاری از ما مسوولیت‌های مهم و بی‌نظیری در قبال افراد خانواده یا مسیر زندگی داریم.دیگران، هنوز با خود، به گفت‌و‌گوی مناسب و موثری در این زمینه نرسیده‌اند. برخی از ما چنان در زندگی‌های شخصی، تحت فشار و استرس هستیم که حقیقتا نه وقت و نه انرژی کافی برای یافتن یک خط کاری جدید در خود می‌بینیم.
زمانی که ما انتخاب می‌کنیم به کاری که انجام می‌دهیم عشق بورزیم، قادر خواهیم شد بر کمبودهایی چون عدم سرزندگی، پوچی و ناکاهلی‌هایی که هر روز با آن سر و کار داریم، فائق آییم. این موضوع تا چه حد اهمیت دارد؟ تا حدی باور نکردنی، به‌ویژه زمانی که شما می‌دانید مردم حدود ۷۵ درصد از ساعات بیدار باش خود را به فعالیت‌های کاری اشتغال دارند. برای مثال اگر از یک فرد معمولی شاغل سوال کنیم که ۲۴ ساعت شبانه‌روز خود را چگونه می‌گذراند متوجه می‌شویم که شغل او بیش از هر فعالیت دیگری وقتش را می‌گیرد. کار در کارخانه یا اداره و رفت و برگشت به محل کار شاید تا نیمی از وقت شبانه‌روز او را اشغال کند و اگر نگاهی به پشت صحنه این مشاغل بیفکنیم با مطالعه یا کار بیشتری که مثلا یک معلم برای تنظیم مطالب در کلاس خود در خانه انجام می‌دهد، یا محاسباتی که یک مهندس نمی‌تواند در دفتر کاری‌اش به اتمام برساند و به خانه می‌آورد و یا پرونده‌ای که یک وکیل در منزل روی آنها کار می‌کند، روبه‌رو می‌شویم.حتی پاره‌ای از اوقات فراغت و تفریح فرد هم ممکن است به برنامه‌ریزی و اندیشه در مورد مسائل کاری‌اش صرف شود.

ادامه مطلب ...


دسته بندی : کارآفرینی


آموزش و یادگیری فنون و مهارت های جدید

تغییر شغل، گاهی مستلزم یادگیری مهارت‌ها و فنون جدید یا روزآمد کردن آنهاست. همان طور که در شماره پیش گفتیم بسیاری از مهارت‌ها قابل انتقال است و به عبارت دیگر شما می‌توانید از بسیاری مهارت‌های فعلی‌تان در شغلی جدید استفاده کنید و لزومی به یادگیری مهارت‌های جدید در خود نبینید. 
با این حال، گاهی برخی مشاغل، اگرچه وابسته به یکدیگر هستند، اما مهارت‌های خاص خود را می‌طلبند؛ به عنوان مثال معلمی، شغلی است که فرد باید به اصول تدریس، اداره کردن کلاس، فن بیان و... تسلط داشته باشد، اما تدریس در مقطع ابتدایی با تدریس در مقطع دبیرستان تفاوت‌هایی دارد که باعث می‌شود آموزگاران هر دو مقطع، توانایی‌های خاص خود را داشته باشند. 
گاهی در فرآیند تغییر شغل نیاز به یک مدرک تخصصی‌تر در شغل جدید خود خواهید داشت. در چنین حالتی باید برای اخذ این مدرک با شرکت در دوره‌های آموزشی کوتاه‌مدت و فشرده یا حتی دانشگاهی اقدام کنید. 
در هر حال، نسبت به اعتبار مدرکی که اخذ می‌کنید و همچنین اعتبار مرکز آموزشی‌ که این دوره‌ یا دوره‌ها را عرضه می‌کند، اطمینان حاصل کنید تا زحماتتان به هدر نرود. در برخی از کشورهای اروپایی، این دوره‌ها در برخی مراکز خاص علمی کاربردی به صورت فشرده یا حتی مکاتبه‌ای (بسته به مهارت و تخصصی که آموزش داده می‌شود) عرضه می‌شوند و این خود، خطر ثبت‌نام در مراکز غیرمعتبر را کم می‌کند.
● روابط عمومی و ارتباطات قوی 
یکی از رموز موفقیت در تغییر شغل، داشتن ارتباطات قوی و دوستانه با کسانی است که در مشاغل مرتبط با شغل شما فعالیت دارند. این گونه افراد معمولا می‌توانند شما را از فرصت‌های آزاد شغلی، آگهی‌های استخدام و... در شرکتی که کار می‌کنند آگاه کنند و حتی به شما اطلاعات خوبی درباره یک شرکت یا صنعت خاص بدهند. 
آنها همچنین می‌توانند همچون یک حلقه واسط، شما را به دیگر سازمان‌ها و افراد جویای کار و غیره معرفی کنند. داشتن روابط عمومی خوب با همکاران، دوستان و کسانی که در مشاغل مرتبط با شغل فعلی شما فعالیت دارند، گام موثری برای گسترش شبکه ارتباط‌تان است.


دسته بندی : مقالات عمومی


10 نکته عالی برای افرادی که شغل دوم دارند

تعداد زیادی از ما ایرانی ‌ها دو شغله هستیم تا بتوانیم از عهده خرج و مخارج زندگی برآییم یا پول بیشتری پس ‌انداز کنیم. شما هم از این دسته هستید؟ اگر اینطور است، حسابی مراقب باشید. چون در ساعت انجام کار دوم از نظر جسمی و فکری بسیار خسته هستید و این مسئله موجب استرس بسیار بیشتری در محل‌ کار و خانه می‌شود. در زیر 10 نکته عالی برای راحت‌تر کردن شغل دوم برایتان عنوان می‌کنیم.

1. کاری متفاوت یا حتی سرگرم ‌کننده انجام دهید.

مثلاً اگر همه روز را پشت میز در اداره می‌نشینید، شب‌ها از نشستن پشت کامپیوتر خودداری کنید. اگر بتوانید کار دومتان را به علایقتان مرتبط کنید خیلی بهتر خواهد بود.

2. استرستان را دور بریزید.

اکثر کارها تاحدی با استرس توام هستند اما اگر استرس شغل اولتان حسابی دیوانه ‌تان کرده است، به هیچ وجه برای شب‌ هایتان کاری را انتخاب نکنید که استرس‌ زا باشد. مسئولیت دوم را همیشه با احتیاط قبول کنید. شاید ترفیع به منزله بالا رفتن حقوقتان باشد اما اگر استرستان را غیرقابل‌ تحمل کند اصلاً ارزشش را ندارد.

3. برای قبول شغل دوم محتاطانه قدم بردارید.

به رئیستان بگویید یا نگویید؟ ممکن است خیلی سر این مسئله با خودتان کلنجار بروید. از طرفی دوست ندارید رئیستان تصور کند که کار دوم باعث می‌شود نتوانید کار اولتان را به خوبی انجام دهید و از یک طرف دیگر هم دوست دارید رئیستان درک کند که چرا محبور هستید درست راس ساعت 5 محل کار را ترک کنید.

وقتی می‌خواهید یک کار دوم برای خودتان اختیار کنید باید خیلی دقت کنید. بعضی از کارفرماها اجازه نمی‌دهند که برای شب‌هایتان کاری را انتخاب کنید که به‌ن حوی مربوط به کار روزتان باشد و بعضی از کافرماها کلاً اجازه کار دوم به کارمندانشان نمی‌دهند. پس اگر تردید دارید حتماً از رئیستان سوال کنید. اینجا صداقت بهترین سیاست است.

4. یک رئیس انعطاف‌پذیر پیدا کنید.

مطمئناً کار تمام وقتتان اولویت دارد. بنابراین اگر برای داشتن عملکرد خوب برای کار اول نیاز به استراحت دارید، بهتر است با کارفرمای کار دومتان صادق باشید. با اینکه کارها و شرکت‌های کوچکتر ممکن است موقعیت شما را بیشتر درک کنند اما ممکن است تسهیلات لازم برای کارکنانشان نداشته باشند. درمقابل شرکت‌های زنجیره‌ ای برنامه‌ریزی بسیار انعطاف ‌پذیری دارند مخصوصاً اگر بتوانند کارمندان را شیفت ‌بندی کنند.

5. ببینید چقدر پول بیشتر نیاز دارید.

قبل از گرفتن کار دوم، ببینید ماهانه به چه مقدار پول بیشتر نیاز دارید و فقط تعداد ساعتی کار کنید که آن مقدار پول را کسب کنید. اگر می‌توانید درآمد اضافه‌ تان را برای یک کار ملموس مثل پرداخت قبوض یا پر کرن یک حساب پس‌ انداز اختصاص دهید. دیدن نتیجه کار راه را برایتان آسان‌تر می‌کند.

6. وقت استراحت داشته باشید.

قرار نیست کسی 24 ساعت شبانه‌ روز را کار کند. حتماً هر هفته یک شب و روز کامل را استراحت کنید. و اگر احساس کردید که به‌ خاطر کار زیاد از روابط اجتماعیتان باز مانده‌اید، یادتان باشد که پولی را که ممکن بود صرف خوشگذرانی الکی هدر دهید را پس ‌انداز می‌کنید.

7. روابطتان را نادیده نگیرید.

کار شب استرس زیادی به شما وارد می‌ کند اما ممکن است استرس و فشاری که به روابطتان وارد می‌شود خیلی بیشتر باشد. حتماً قبل از گرفتن کار دوم با همسرتان مشورت کنید و از نظر و احساس او در این‌ باره باخبر شوید. دقت کنید که کار زیاد نباید شما را از اجتماع و عزیزانتان دور کند چون ممکن است بعد از مدتی ببینید که دیگر هیچ دوستی اطرافتان نمانده است. پیدا کردن یک راه برای درآوردن پول بیشتر خیلی راحت‌تر از پیدا کردن یک دوست خوب است.

8. مراقبت مالیات باشید.

اگر ساعات محدودی کار کنید، درآمد دومتان از چشم دولت دور نخواهد ماند. پس برنامه ریزی کنید که مبلغی را برای این منظور از حقوقتان کنار بگذارید. حتی می‌توانید این مبلغ را در یک حساب پس ‌انداز کنید.

9. مراقبت سلامتتان باشید.

نمی‌خواهید درمورد سبک‌های سالم زندگی در اینجا توصیح کنید. اما خستگی بیشتری که به‌ خاطر کار دوم نصیبتان می‌شود، تاثیر سبک ناسالم زندگی را دوچندان خواهد کرد. وقتی دوشغله باشید، مطمئناً خوابتان کمتر از مقداری است که بدنتان نیاز دارد. غذا خوردنتان هم سریع‌تر و ناسالم‌تر خواهد بود.

همچنین ممکن است وسوسه شوید برای بیدار ماندن کافئین بیشتری مصرف کنید. اگر برایتان مقدور باشد، کمی ورزش کردن، یک رژیم غذای متوازن و حداقل شش ساعت خواب توانایی عالی برای شغل دوم به شما می‌دهد.

10. بدانید کی دست بکشید.

همیشه راهکاری برای خاتمه کار داشته باشید مگر اینکه برای برآوردن یکسری نیازهای خود مجبور به انجام هر دو کار باشید. یک راهکار خوب این است که مثلاً برای یک سال یا شش ماه یک شغل دوم بگیرید و بعد شغل دومتان را عوض کنید. یاد گرفتن کارهای جدید و آشنا شدن با افراد مختلف می‌تواند لذت‌بخش هم باشد.

یک نکته خیلی زیبا درمورد کار دوم این است که یاد می‌گیرید قدر وقت آزادتان را بیشتر بفهمید و از آن بهترین استفاده را ببرید.

شما هم با مشکلات ناشی از کار دوم دست ‌و‌ پنجه نرم کرده‌اید؟ تجربیاتتان را با ما درمیان بگذارید. 

منبع: سایت مردمان


دسته بندی : مقالات عمومی


15 راه ساده برای نفوذ در قلب مشتری

1. در سلام کردن پیش قدم باشید و جواب سلام را هم به گرمی بدهید

آیا برای شما هم پیش آمده که به فروشگاه و یا شرکتی مراجعه کنید که در آن فرد مسئول، نه تنها به شما سلام نمی کند بلکه جواب سلام شما را هم نمی دهد؟ تازه اگر به شما خیلی هم لطف بکند بدون اینکه به شما نگاهی بیندازد زیر لب چیزی شبیه سلام می گوید! در فرهنگ ما سلام معمولاً اولین کلمه در شروع ارتباط است. در روایات دینی هم تأکید شده که جواب سلام واجب است. بنابراین تا حد ممکن شما اولین نفری باشید که سلام می کند و در پاسخ دادن به سلام هم با استفاده از لحن مناسب و حال گشوده چهره و افزودن کلماتی مثل خوش آمدید و در خدمت شما هستم و... پذیرنده بودن خود را به مشتری القا کنید.

2. قصدتان کمک کردن باشد حتی اگر سود مستقیمی در کار نباشد

متأسفانه بسیاری از فروشندگان به محض اینکه می فهمند یک مشتری بالقوه خریدی از آنها نخواهد کرد، بدون حوصله به باقی سوالات وی پاسخ می گویند و حاضر نیستند هیچ کمکی به مشتری بکنند. بعضی پا را فراتر گذاشته و با نصب برگه هایی از این قبیل فلان چیز را نداریم سوال نفرمایید جلوی بهانه های ارتباطی با مشتری را می گیرند. این افراد اگر می دانستند با یک ارتباط سازی ساده، چگونه می توانستند در دفعات بعدی به همان مشتری فروش داشته باشند هیچ گاه این گونه رفتارهای به دور از مشتری مداری از خود بروز نمی دادند. کاری کنید تا مشتری باز هم به شما رجوع کند. حتی اگر از شما آدرسی را پرسیدند با جان و دل راهنمایی کنید.

3. مشاور مشتری خود باشید

اگر نگرش شما این باشد که با کشف نیازها و خواسته های مشتری، به عنوان یک مشاور، او را برای یک خرید صحیح و باارزش راهنمایی کنید به شما تبریک می گویم، زیرا این گونه، مشتری خود را برای مدتی طولانی حفظ خواهید کرد. اگر مشتری احساس کند که شما قبل از اینکه به سود خود توجه داشته باشید، منافع او را در نظر می گیرید، به شما اعتماد می کند و اعتماد یکی از مهم ترین ارکان فرایند فروش است. بنابراین لازم است قبل از اینکه به ارائه توضیحات محصول خود بپردازید، با پرسش های خوب، هر چه بیشتر در مورد مشتری و نیازهایش اطلاعات کسب کنید و آنگاه در راستای کمک به او برای خرید مناسب، از هیچ تلاشی دریغ نکنید.

4. دیگر کافی است دست از قضاوت بردارید

شما به عنوان یک فروشنده، آن هم در موارد فروش چکی و اقساطی، حق دارید در خصوص اعتبارسنجی مشتری خود تحقیق لازم را انجام دهید، اما در زمان مکالمه با مشتری، دست از قضاوت در مورد شخصیت و نگرش او بردارید، چون این امر نه تنها باعث می شود که از فضای گوش دادن فعالانه، که یکی از ملزومات یک فروشنده حرفه ای است خارج شوید بلکه سبب ایجاد اختلال در تبادل احساسی میان شما و مشتری خواهد شد. مشتری شما از طرز نگاه و زبان بدنتان به راحتی به احساس بدی که منتقل می کنید پی خواهید برد. یادمان باشد ما اساساً صلاحیت قضاوت کردن دیگران و برچسب زدن به آنها را نداریم. بنابراین، در زمان ارتباط با مشتری باید تمام حواسمان به او و صحبت هایش باشد.

ادامه مطلب ...


دسته بندی : فروش